قابل توجه کاربران محترم: آنچه در این سایت موجود است فقط جنبه آموزشی دارد و جای درمان را نمی گیرد!

بازگشت   تالار گفتمان مرکز آمبولانس نــاجــی - Naaji Ambulance Forum > اعصب و روان - مشاوره > پرسش و پاسخ


پرسش و پاسخ مشکلات خود در ارتباط با بیماران اعصاب و روان را اینجا مطرح کنید

آدرس سايت هاي گروه پزشكي ناجي www.naajico.ir و www.parastari.ir و www.naaji.ir ميباشد
آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
LinkBack ابزارهای تاپيك نحوه نمایش
قدیمی 11-02-2009, 10:33   #1 (permalink)
کاربر تازه وارد
 
تاریخ عضویت: Feb 2009
سن: 23
پست ها: 3
سپاس ها: 0
سپاس شده 0 در 0 پست
شهرت:: 0
ArashAll جدید
پیش فرض مشکل حاد من و درخواست راهنمایی از دوستان

سلام دوستان ، خسته نباشید ، امیدوارم حال همگیتون خوب باشه .
من 20 سالم هست و یه مشکل دارم که فکر میکنم الان حدود 3-4 ماهی میشه که واقعاً مثل کابوس شده برام و اجازه نمیده کارهام رو درست انجام بدم ، درسامو بخونم و در کل زندگی بکنم .
من بچه آخر خونواده هستم و به قولی عزیز دوردونه که دیگه داره حالمو به هم میزنه .
من توی ارتباطات اجتماعی فوق العاده دچار مشکل هستم ، اصلا نمیتونم درست ارتباط برقرار کنم ،همچنین توی جمع دوستان از همه ساکت تر هستم ، کمتر کسی حالت منو داره اونطور که خودم توجه کردم ، متاسفانه پدر و مادرم جای من تصمیم میگیرن و بیشتر پدرم مثل بچه ها باهام صحبت میکنه و لحن حرف زدنش واقعاً با من بچه گونه هست ، مادرم جای من تصمیم میگیره و تا جایی میخوام حرف بزنم جای من حرف میزنه ، یعنی واقعاً زبان زد خاصی شدم ، توی دانشگاه ، توی محیط های جمعی و توی اجتماع نمیتونم ارتباط برقرار کنم ، واقعاً اعتماد بنفسم از بین رفته .
نمیدونم باید چی کار کنم ، توی تصمیم گیری شدیداً دچار اختلال هستم ، توی جمع های دوستانه ، فامیل و ... اصلاً نمیتونم بخوبی ارتباط برقرار کنم و به طرز خیلی سختی کم رو و خجالتی هستم و همیشه سرم پائین هست .
از وقتی که ترم مهر که 4 ماه پیش شروع شد وارد دانشگاه شدم دیدم واقعاً اینطوری بلد نیستم صحبت کنم و همه بچه های دانشگاه طور دیگه ای با من برخورد میکنن ، یه حالت تمسخر ، هر چی هم تلاش میکنم که بتونم ارتباط خوبی برقرار کنم واقعاً میبینم نمیتونم ، توی یه جمعی مثل جمع کلاس هم خیلی به خودم ور میرم و دستپاچه میشم ...
واقعاً نمیدونم باید چی کار کنم ، تنها زمانی که آرامش دارم این هست که میام داخل خونه و میرم داخل اتاقم و در رو میبندم ، ولی فکر ورود به یه محیط جمعی سرمو درد میاره ،
از لحاظ درسی هم خوب هستم ، حتی امروز هم کارنامم رو گرفتم ولی با هیچ عنوانی و به هیچ صورتی و هیچ چیزی منو خوشحال نمیکنه و همیشه در حال خود خوری هستم ، همیشه ترس دارم واقعاً نمیدونم چی کار کنم همچنین واقعاً کم حوصله شدم که این مورد هم خیلی عذابم میده .
عاجزانه از کلیه مشاوران و دوستان عزیز این سایت تقاضای کمک و راهنمایی دارم که من باید دقیقاً چه کاری انجام بدم که از این مشکل رها بشم ، چه راهکاری پیشنهاد میشه و نظراتی که موثر هست رو لطفاً بگین .
مرسی
ArashAll آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول

تالار گفتمان آریایی ها
قدیمی 12-02-2009, 03:29   #2 (permalink)
همکار افتخاری سایت
 
Dr.Mahtab آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Dec 2008
محل سکونت: Tehran
سن: 41
پست ها: 17
حالت من :
سپاس ها: 2
سپاس شده 6 در 3 پست
شهرت:: 0
Dr.Mahtab جدید
parastar1 بررسی علل و عوامل افسردگی وعدم تمایل به جامعه پذیری

دوست عزیز!
نوشتار شما را مطالعه کردم و تا حدودی در جریان شرایط و روحیات شما قرار گرفتم.
لذا توجه شما را به متن زیر جلب می کنم:

كودكان تا سن 12 سالگي مهارت هاي اصلي زندگي مانند راه رفتن، سخن گفتن، مراقبت از خود ایجاد ارتباط با دیگران و ... را فرا گرفته اند.

پژوهش ها نشان مي دهد كه عواملي مانند خانواده، دوستان و مدرسه، مي تواند نقش مهمي در جامعه پذيري و آموزش كودك داشته باشد؛ اما اين فرايند از طريق همگرايي سطح رشد كودك ، منابع و شرايط محيط صورت مي گيرد.
رشد اجتماعي فرايندي است كه در آن كودكان مهارت هاي انجام مسئوليت را به دست مياورند، از انگيزه و نتايج رفتارها آگاه مي شوند و به روابط انساني در اجتماع پي مي برند.
به تجربه ثابت شده است که رشد و تکامل اجتماعی بر اثر تعامل کودک با خانواده،گروه همسالان ،مدرسه و شبکه های ارتباطی وابسته است.
اگر کودک بنا بدلایلی از ایجاد ارتباط و تعامل با عوامل یاد شده در بالا موفق نباشد اقدام به انزوا و گوشه گیری کرده و در برخی موارد به وسایلی همچون تلویزیون و کامپیوتر روی می آورد که اینگونه تجهیزات همانطور که میتوانند نقش بسزایی در جامعه گرایی و پویایی کودک داشته باشد در عین حال میتوانند نقش مخربی در تکوین و تکامل شخصیت کودک ایفا نمایند.
یکی از مهمترین مسایل و وظایف والدین تربیت کودک و آماده سازی او برای ورود به جامعه میباشد که اگر بر اثر عوامل و علل مختلف والدین نتوانند این نقش و وظیفه خود را بخوبی ایفا نمایند قطعا کودک نیز تحت تاثیر رفتار نابخردانه والدین قرار گرفته و روز به روز به سمت انحراف از واقعیات سوق پیدا مینماید.
پدر و مادر (مخصوصا پدر) بعنوان نمایندگانی از دنیای بزرگ سالان و جامعه واقعی میبایست از همان اوان کودکی با برنامه ریزی خردمندانه سعی نمایند شخصیت کودک خود را برای مقابله با شرایط ناخواسته آماده نمایند.
بارها و بارها توصیه شده که والدین نباید با رفتار خود عزت نفس کودکشان را تخریب کرده و ذهن او را برای توهین ها و تحریک های موجود در جامعه بی دفاع بگذارند.
والدین در معنای واقعی باید سعی نمایند با درک شرایط در هر دوره بخصوص از سن کودکشان او را برای رویارویی و همخو سازی با وضعیت موجود در جامعه آماده کنند.
دوران بعد از 12 سالگی که اصطلاحا به آن دوران نوجوانی اطلاق می گردد برای کودکی که میخواهد پای رااز محیط خانه خود بیرون گذاشته و وارد جامعه شود بسیار حساس و پر فراز و نشیب است.شرکت درجوامع همسالان و مشارکت در فعالیتهای گروهی با نظارت و کنترل والدین و مربیان مدرسه از عواملی است که نوجوانان را در طی نمودن این راه یاری می نماید.و اصولا والدین باید از تمام امتیازات این تعاملات گروهی مانند اردوهای دانش آموزی،شرکت در نمایش های مدرسه،بازدیداز موزه ها و باغ وحش استقبال نمایند تا کودکشان رمز و راز شرکت در جوامع را درک کرده و برای خود دنیای غریبی از بیگانگان نسازد.
باید بدانیم که نوجوانان در برابر عوامل و خطرات بسیار زیادی که منجر به تخریب شخصیتشان می شوند قرار دارند و اطرافیان و بخصوص والدین باید با درک و شناختی که از نوجوان دارند و تشخیص به موقع علایم اختلالات شخصیتی، او را در مقابله با این خطرات یاری نمایند.
نکته ای که بسیار حائز اهمیت است این است که از میان تمامی این خطرات میتوان از افسردگی و اضطراب و جامعه گریزی یاد کرد که تقریبا شایع ترین بوده و به مراقبت بیشتری نیاز دارد.

افسردگی و جامعه گریزی در نوجوانان میتواند به دلایل زیر باشد:

1-گاهي اوقات در خانواده هاي از هم گسيخته، به نوجوان توجه زيادي مبذول نمي شود و در نتيجه نوجوان اميد به زندگي را از دست داده و به افسردگي روي مي آورد، احساس شکست و ناکامي مي کند و در نتيجه نگرش منفي نسبت به زندگي پيدا مي کند.

2-روابط خانوادگي سرد(که میتواند الگوی منفی ای باشد برای روابط اجتماعی)

3-تک فرزندي(توجه بیش از حد به فرزند و انجام امورات بدون دخالت مستقیم او)

4-کمبود روابط اجتماعي(جامعه گریزی والدین)

5-محيط زندگي و الگوها

6-عدم موفقيت تحصيلي

7-عدم ارضاء نيازها و خواسته ها

8- مشکلات مربوط به هويت

10-عدم موفقيت ، شکست و ناکامي

در دوره بلوغ به دليل ترشح هورمونهاي جنسي و تأثير آنها بر هورمونهاي غدد فوق کليوي ( آدرنالين و نورآدرنالين )، تغييراتي در خلق و خوق نوجوان صورت مي گيرد و نوجوان دچار نوسان بين عواطف مي شود، گاهي شاد و خوشحال و زماني در هم فرو رفته و غمگين شده و نسبت به اطرافيان احساس بي علاقگي مي کند.

از آنجا که نوجوان در اين دوره به بالاترين سطح آگاهي مي رسد ، مي تواند مسائل بيشتري را درک کرده، جوانب مختلف مسائل را در نظر گرتفه و تجزيه و تحليل کند. اين توانايي سبب توجه بيشتر وي به مسائل سياسي، اجتماعي، اقتصادي و فرهنگي ، هويت و آينده مي شود و در نتيجه احتمال دارد که دچار يأس و نااميدي شود و به افسردگي دچار گردد.

در دوره نوجواني، فرد در حال کسب تجربه و يادگيري مي باشد ولي هنوز توانايي کافي براي دستيابي به اهداف خويش را ندارد و در نتيجه به استقلال کامل دست نمي يابد و احساس مي کند که ديگران مانع خواسته هايش شده اند و در نتيجه احساس در خود فرو ماندگي در وي به وجود مي آيد.نوجواني دوره ايفاي نقش و احراز هويت است و چنانچه به نوجوان فرصت ابتکار عمل داده نشود، احساس ناتواني کرده و موجب افسردگي در وي مي شود. هنگامي که نوجوان با شکست مواجه مي شود دچار انزوا ، گوشه گيري و عقب نشيني مي شود در واقع مي خواهد مجدداً تجديد قوا کرده و با توانايي بهتري مشکلات را حل نمايد.

والدينی که آگاه و هشیار هستند در دوره نوجواني مي بايستي آگاهي لازم از نشانه هاي افسردگي داشته باشند و در صورت لزوم بتوانند با تغييرات شرايط زندگي ، سعي در رفع اين علائم کنند، و در غير اينصورت، هنگام شدت يافتن افسردگي با مراجعه به پزشک، روانپزشک و يا روانشناس اقدامات درماني لازم را فراهم کنند.بنابراين والدين بايد توانايي تشخيص مسائل و مشکلات نوجوان را داشته و او را راهنمايي کنند تا بتوانند به تنهايي راه حل مشکلات خويش را بيابند و دچار افسردگي شديدتر نشوند.
رفتار والدین نباید به این اضطراب دامن زده و نوجوان را در دنیای بیگانه ای قرار دهد.
رفتار نامناسب والدین بعنوان یکی از عوامل مهم و تاثیر گذار در زندگی نوجوانان میتواند راههای بسیار بدی را پیش روی نوجوان قرار دهد.
از همین رو است که بسیاری از جوانان ما علیرغم اینکه وارد دانشگاه شده اند و از تحصیلات عالیه نیز برخوردار هستند ولی نمی توانند ارتباط مناسبی با جامعه برقرار کنند و همیشه خود را جزء گروه شکست خوردگان محسوب می کنند.
در مورد شخص شما باید بگویم ارتباط با یک پزشک رواندرمانگر برای شروع درمان بسیار مناسب است.
شما با توضیح وضعیت خود به پزشک میتوانید راه های عملی و به روز برای مشکلات خود بیابید.
در اینجا ذکر این نکته ضروری است که شما در سن و موقعیتی قرار دارید که به بهترین شکل ممکن میتوانید راههای مناسب را یافته و وضعیت خود را اصلاح نمایید.
چاره کار این است که به خود امید داده و به توصیه های پزشکتان گوش کنید.
آینده ، سرشار از امید و روزهای نشاط آور برای شماست.
به آینده و به قدرت خود اعتماد کنید و شکست را از خود دور کنید.
پایدار و پیرزو باشید

ویرایش توسط Dr.Mahtab : 12-02-2009 در ساعت 03:40
Dr.Mahtab آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپيك
نحوه نمایش

شرايط ارسال
شما نمیتوانید تاپيك جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



اکنون ساعت 10:12 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

A VBIran Design

تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان ، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی 02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387

Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises  LC


Content Relevant URLs by vBSEO 3.3.2