قابل توجه کاربران محترم: آنچه در این سایت موجود است فقط جنبه آموزشی دارد و جای درمان را نمی گیرد!

بازگشت   تالار گفتمان مرکز آمبولانس نــاجــی - Naaji Ambulance Forum > بیماریهای داخلی > سرطان هاي مختلف و موارد مربوط به آنها(CANCERS)


سرطان هاي مختلف و موارد مربوط به آنها(CANCERS) ارائه مقالات و طرح مسايل مربوط به انواع سرطان

آدرس سايت هاي گروه پزشكي ناجي www.naajico.ir و www.parastari.ir و www.naaji.ir ميباشد
آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
LinkBack ابزارهای تاپيك نحوه نمایش
قدیمی 27-09-2010, 03:10   #1 (permalink)
مدیر کل
 
Naji آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Nov 2008
محل سکونت: تهران
پست ها: 1,973
حالت من :
سپاس ها: 1,745
سپاس شده 688 در 496 پست
شهرت:: 0
Naji جدید
Naji به Yahoo ارسال پیام
ambulace2 انواع مختلف سرطان

چگونه پزشكان انواع مختلف سرطان را تعريف مي‌كنند؟
مرحله بندي يعني چه؟
سرطان به چه گروه‌هاي اصلي تقسيم مي‌شود؟
سرطان ريه چيست؟
سرطان مري چيست؟
سرطان معده چيست؟
سرطان لوزالمعده چيست؟
سرطان روده بزرگ چيست؟
سرطان كبد و كيسه صفرا چيست؟
سرطان سر و گردن چيست؟
سرطان مثانه چيست؟
سرطان پروستات چيست؟
سرطان كليه چيست؟
سرطان تخمدان چيست؟
سرطان كليه چيست؟
سرطان تخمدان چيست؟
ملانوم چيست؟
سرطان مغز استخوان (لوسمي) چيست؟
لوسمي لنفوبلاستيك حاد
لوسمي ميلوئيد حاد
لوسمي ميلوژينك مزمن
ميلوم مولتيپل چيست؟
سرطان گره لنفي (لنفوم) چيست؟
بيماري هوچكين
لنفوم هوچكين
لنفوم غيرهوچكين.
سرطان رحم (اندومتر و سرويكس) چيست؟
سرطان پستان چيست؟
چگونه پزشكان انواع مختلف سرطان را تعريف مي‌كنند؟
تفاوتي كه بين تقسيم‌بندي پزشكان و بيماران وجود دارد اين است كه سرطان شناس (پزشك) براساس محلي كه تومور منشأ گرفته و محل اصلي قرارگيري آن، سرطان را به انواع مختلف طبقه‌بندي مي‌كند.
ممكن است از دوست خود بشنويد كه فلاني سرطان استخوان دارد. احتمالاً معني اين جمله اين است كه سرطان از محل دگيري در بدن منشأ گرفته و به استخوان گسترش يافته و يا ندرتاً منشأ آن همان استخوان بوده است. متخصص سرطان ممكن است به شما توضيح دهد مثلاً سرطان از ريه منشأ گرفته و به استخوان متاستاز داده است (متاستاز يعني گسترش بدخيمي به يك ارگان ديگر).
افتراق اين دو خيلي مهم است. چون حتي بعد از اين كه بدخيمي از هر راهي به استخوان گسترش يافت ممكن است ويژگي‌هاي ارگاني كه از آن منشأ گرفته را داشته باشد. به عنوان مثال،‌سرطان پستان كه به استخوان متاستاز داده است ممكن است با قرص‌هايي كه براي هورمون درماني مي‌دهند بهبود يابد و يا سرطان ريه كه به استخوان گسترش يافته با شيمي درماني وريدي فروكش مي‌كند. محلي كه سرطان از آن منشأ گرفته غالباً به پزشك براي تعيين نوع درماني كه قادر به كاهش بدخيمي باشد كمك مي‌كند و نيز براي تعيين پاسخ به درمان مفيد خواهد بود. (شكل 1-3).
آن، سمرحله‌بندي (Staging) يعني چه؟
يكي ديگر از فاكتورهاي مهم جهت درمان و نيز تعيين پاسخ به درمان مرحله‌بندي تومور است. مبحث با جزئيات بيشتر در فصل 11 آمده است. به بيان ساده، مرحله‌بندي تومور راهي ساده براي تعيين ميزان گسترش تومور است. اين كار به متخصصين سرطان در هر شهر و هر جاي دنيا اين اجازه را مي‌دهد كه به طور دقيق ميزان گسترش تومور را تعيين كرده و براي درمان موثر سرطان‌هاي پيشرفته مشابه تصميم‌گيري كنند. مرحله‌بندي اغلب تومورها از مرحله 1 تا مرحله 4 است. مرحله 1 بيانگر حداقل گسترش تومور است و مرحله 4 از گسترش زياد تومور در بدن خبر مي‌دهد.
مرحله‌بندي تومور 3 جزء مهم دارد. جدول (1-3) اولين جزء اندازه و محل اصلي قرارگيري تومور است. به عنوان مثال در سرطان ريه،‌ يك تومور 1 سانتي متري (حدود 2/1 اينچ) در وسط ريه با يك تومور 1 سانتي در نزديكي راه‌ هوايي اصلي تفاوت داشته و در مرحله متفاوتي هستند.
جزء دوم مرحله بندي تومور تعداد گره لنفاوي درگيري است. گره لنفاوي مجموعه كوچكي از سلول‌ها است كه جزء سيستم ايمني بوده و در تمام بدن بخش هستند و در منطقه‌اي از بدن كه به آن‌ها نزديك است از ايجاد عفونت جلوگيري مي‌كنند. هر گره لنفي منطقه كوچكي از بدن را محافظت كرده و هر ماده‌اي كه وجودش در آن‌ها غيرطبيعي است كشف مي‌كند (جسم خارجي، باكتري، ويروس)وقتي گره لنفي مهاجمين را تشخيص داد فعال شده و سيستم ايمني را براي از بين بردن آن خبر مي‌كند. وقتي سرطان شروع به گسترش مي‌كند ابتدا به نزديك‌ترين گره لنفي به منشأ تومور حمله مي‌كند. بنابراين، دانستن محل درگيري گره لنفي براي تعيين اين كه چقدر تومور گسترش يافته بسيار مهم است.
آخرين جزء مرحله بندي اين است كه آيا سرطان به ارگان ديگري رسيده است يا نه؟ (متاستاز دارد يا نه). وقتي سرطان از مكان اوليه خود (مثلاً پستان يا ريه) به مغز يا استخوان رسيد مي‌گويند متاستاز داده است. در اين حالت، مرحله سرطان پيشرفته است (هرچند كه تومور اوليه كوچك باشد و گره لنفي هم درگير نباشد).
سرطان به چه گروه‌هاي اصلي تقسيم مي‌شود؟
تمام سرطان‌ها از بافت طبيعي بدن منشأ مي‌گيرند. سرطان‌هاي مختلفي براي هر ارگان بدن ممكن است ايجاد شود. مغز استخوان اجزاء خون را توليد مي‌كنند.
تومورهايي (لوسمي،‌ميلوم مولتيپل،‌لنفوم) كه از اين سيستم منشأ مي‌گيرند تومور مايع ناميده مي‌شوند. اين تومورها يكي از دو گروه بزرگ سرطان‌ها هستند. گروه ديگر (تومور جامد) تمام انواع ديگر سرطان را شامل مي‌شود. در گروه تومور جامد، تومورها براساس ارگاني كه از آن منشأ مي‌گيرند تقسيم‌بندي مي‌شوند. به عنوان مثال تومورهاي ريه در يك گروه و تومور پستان در يك گروه ديگر قرار مي‌گيرد (سرطان پستان گروه بسيار متنوعي از سرطان ها را شامل مي‌شود).
سرطان ريه چيست؟
ريه يكي از دو ارگان بزرگ واقع در قفسه سينه است. ريه از زير استخوان ترقوه تا پايين قفسه دنده‌ها امتداد يافته است. ريه، مانند ساير ارگان‌ها، مي‌توانند سرطاني شود. سرطان ريه يكي از شايع‌ترين سرطان‌ها در ايالات متحده است. سرطان ريه يكي از علل مرگ ناشي از سرطان است. تقريباً 170000 مورد جديد در سال در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود و 155000 نفر در سال براثر سرطان ريه فوت مي‌كنند. سرطان ريه شايع‌ترين علت مرگ ناشي از سرطان در زنان بوده است (از سرطان پستان بيشتر شده است). سرطان ريه تنها سرطاني است كه در 30 سال اخير به ميزان شيوع آن اضافه شده است و بسيار تأسف برانگيز است زيرا بسياري از موارد سرطان ريه قابل پيشگيري هستند.
تخمين زده مي‌شود 70 تا 80 درصد مرگ ناشي از سرطان ريه با سيگار در ارتباط باشد. خطر ايجاد سرطان ريه در افرادي كه سيگار مي‌كشند افزايش مي‌يابد. تحقيقات نشان مي‌دهند 30 درصد افراد غيرسيگاري كه سرطان ريه گرفته‌اند به طور غيرفعال در معرض دود سيگار بوده‌اند (مانند كسي كه با فرد سيگار زندگي مي‌كند). عوامل خطرساز سرطان ريه عوامل ديگري نيز هستند (مانند آزبست و رادون). وقتي تعداد مبتلايان به سرطان به خاطر سيگار را در نظر مي‌گيريم بسيار كم جلوه مي‌كنند. از آزبست (نوعي الياف معدني) قبل از كشف ارتباط آن با سرطان در عايق‌كاري استفاده مي‌شد. خيلي از ساختمان‌هاي قديمي هنوز با آزبست عايق كاري هستند و بايد هنگام تخريب و جابه‌جايي آن هشدار داده شود. رادون گازي است راديواكتيو، بي‌رنگ، بي‌بو كه از اعماق زمين مي‌آيد. در ساختمان‌هايي كه تهويه مناسب ندارند جمع شده و در مدت طولاني باعث ايجاد سرطان ريه مي‌شود.
سرطان ريه به دو نوع اصلي تقسيم مي‌شود: SCC يا سرطان سلول كوچك ريه و NSCCيا سرطان غيرسلول كوچك. تفاوت بين اين دو نوع صرف‌نظر از منشأ سلولي آن‌ها اين است كه با گذشت زمان احتمال متاستاز دادن در SCC بيشتر است.
برخلاف ساير تومورها، SCC تنها دو مرحله (Stage) دارد: بيماري محدود و بيماري گسترش يافته. بيماري محدود زماني گفته مي‌شود كه با يك تابش اشعه قابل درمان باشد. اين بدان معني است كه سرطان فقط در ريه و گره لنفاوي نزديك آن قرار دارد. بيماري گسترش يافته SCC به حدي دور دست رفته كه با يك تابش اشعه قابل درمان نيست.
NSCC از سيستم معلول مرحله‌بندي پيروي مي‌كند و به واسطه اندازه و محل تومور، تهاجم به گره لنفي يا ارگان ديگر مرحله‌بندي مي‌گردد. اگر سرطان كاملاً در ريه قرار داشته باشد و فقط گره لنفي نزديك درگير باشد (مرحله 1 و 2) معمولاً به وسيله جراحي درمان مي‌شود. البته ممكن است قبل يا بعد از عمل نياز به انجام راديوتراپي مي‌شود. البته ممكن است قبل يا بعد از عمل نياز به انجام راديوتراپي باشد. اگر سرطان به خارج ريه گسترش يافته باشد (مرحله 3 و 4) معمولاً به وسيله تركيبي از شيمي‌درماني و راديوتراپي درمان مي‌شود.
هر دو نوع سرطان ريه قادرند به مغز گسترش يابند و خيلي از افرادي كه سرطان ريه دارند به راديوتراپي مغز هم نياز پيدا مي‌كنند و همچنين براي جلوگيري از گسترش بعدي بايد تحت درمان قرار گيرند. به طور كلي، درمان سرطان ريه از ساير تومورهاي جامد سخت‌تر است ولي در مراحل سخت كاملاً قابل درمان است.
يكي از جالب‌ترين پيشرفت‌ها در زمينه درمان سرطان ريه، تكنيك كشف سرطان ريه (وقتي هنوز كوچك بوده و بيشتر قابل درمان است) در سيگاري‌ها است. مطالعات زيادي در حال انجام است كه آيا CT Scan سالانه در سيگاري‌ها قادر است سرطان ريه را قبل از اين كه رشد كند و بزرگ شود پيدا كند.
سرطان مري چيست؟
مري يك لوله عضلاني بلند است كه غذاي جويده شده را از دهان به معده مي‌برد. آن قسمت از مري كه نزديك دهان است بافتي مشابه با دهان داشته و آن قسمت كه نزديك معده است بافتي شبيه معده دارد.
سرطان مري به دو نوع اصلي تقسيم مي‌شود: سرطاني كه از 3/2 فوقاني مري (نزديك دهان) منشأ مي‌گيرد اسكواموس سل كارسينوم نام داشته و مانند سرطان ريه با سيگار در ارتباط است. اين افراد معمولاً الكل نيز استفاده مي‌كنند. سرطان قسمت تحتاني مري (نزديك معده) معمولاً از غدد كوچك اين ناحيه منشأ مي‌گيرند. اين سرطان‌ها آدنوكارسينوم ناميده مي‌شوند. شواهدي وجود دارد كه آدنوكارسينوم از تغييرات پيش سرطاني (مري بارت گفته مي‌شود)در مري منشأ مي‌گيرند. اين حالت در نتيجه نشت اسيد از معده به مري در مدت طولاني ايجاد مي‌شود. شرايطي كه به آن سوزش سر دل يا بيماري رفلاكس (GERD) مي‌گويند. بعد از تماس طولاني با اسيد، مري براي حفاظت خود در برابر آسيب،‌ مخاطش را تغيير مي‌دهد. متأسفانه اين تغيير باعث افزايش احتمال سرطان در اين منطقه مي‌شود. در شيوع كمتر، ممكن است اسكواموس سل كارسينوما از اين منطقه منشأ بگيرد. تقريباً سالانه 13000 مورد جديد سرطان مري در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شوند.
بيشتر افرادي كه به نوعي سرطان مري مبتلاً شده‌اند احتياج به جراحي پيدا مي‌كنند. سرطان مري تنها با جراحي درمان مي‌شود حتي اگر خيلي كوچك باشد. حتي اگر جراحي سرطان را درمان نكند از گسترش بيشتر آن جلوگيري مي‌نمايد. توقف پيشرفت سرطان مري كيفيت زندگي فرد را بهتر مي‌كند. علاوه برجراحي بسياري از افراد تركيبي از شيمي‌درماني و راديوتراپي را نيز دريافت مي‌كنند به ويژه در آدنوكارسينوما مري،‌انواع جديد شيمي درماني مؤثرتر از انواع قديمي واقع شده‌اند.
سرطان معده چيست؟
معده يك بن بست عضلاني بزرگ نزديك انتهاي قفسه سينه است كه توليد اسيد كرده و با مخلوط كردن آن با غذا به هضم آن كمك مي‌كند از يك سر به مري و از سر ديگر به روده متصل شده‌اند.
سرطان معده كه اغلب آدنوكارسينوم هستند با آدنوكارسينوم قسمت تحتاني مري در ارتباطند. اين دو نوع سرطان به شيوه مشابهي درمان مي‌شوند. با اين كه علل ايجاد سرطان مري تعيين شده‌اند هنوز علل سرطان معده در ابهام باقي مانده‌اند. خوردن مقادير زياد گوشت و ماهي نمك سود شده به نظر مي‌رسد براي سرطان معده فاكتور خطر باشد ولي چرا اين وقايع مبهم مانده‌اند. شواهدي درست است كه عفونت با نوعي باكتري (به نام هليكوباكترپيلوري) با سرطان معده در ارتباط است. تقريباً سالانه 22000 مورد جديد سرطان معده در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود.
مرحله بندي سرطان معده اندكي با سرطان‌هاي ديگر تفاوت دارد. مرحله‌بندي سرطان معده بيشتر با تأكيد برميزان نفوذ سرطان به ديواره معده صورت مي‌گيرد و تعداد گره لنفي درگير كمتر در آن مطرح است. بيشتر افرادي كه به سرطان معده مبتلاً هستند با تركيبي از سه نوع درمان، پيگيري مي‌شوند: جراحي، شيمي‌درماني و راديوتراپي. به طور كلي هر چه تومور كوچك‌تر باشد و هرچه كمتر به ديواره معده تهاجم كرده باشد درمان آن ساده‌تر خواهد بود.
نوع ديگري از سرطان معده MALT (بافت لنفوئيد مرتبط با موكوس) ناميده مي‌شود. لنفوم، با آدنوكارسينوم معده كه شايع‌تر است تفاوت دارد. لنفوم MALT زماني رخ مي‌دهد كه سلول‌هاي ايمني براي مقابله با عفونت باكتريايي به معده آمده‌اند. دانشمندان معتقدند سلول‌هاي ايمني به وسيله باكتري‌ها تحريك شده و براي اين كه بتوانند آن‌ها را از بين ببرند خيلي سريع رشد كرده و به شكل تومور در مي‌آيند اين باكتري همان طور كه در بالا گفته شد هليكوباكتر پيلوري است. اين ميكروب خيلي شايع است و در بيشتر موارد جز تحريك مختصر معده كار ديگري انجام نمي‌دهد. لنفوم MALTناشايع است زيرا دريافت آنتي بيوتيك باعث ريشه كني باكتري و در بعضي موارد درمان سرطان شده است.
سرطان پانكراس چيست؟
پانكراس ارگاني است كه از لحاظ اندازه و شكل مانند يك بطري سس بوده و در شكم در پشت معده قرار دارد. پايين پانكراس مجرايي قرار دارد كه مواد شيميايي توليد شده را به روده منتقل مي‌كند. اين مجرا به لوله ديگري كه مجراي صفراوي مشترك ناميده مي‌شود و صفرا را از كبد به روده مي‌برد مي‌پيوندد. اين مواد اسيد معده را خنثي كرده و به هضم غذا كمك مي‌كنند. اين مواد،‌ غذايي كه از معده به روده مي‌آيند را مي‌شكنند تا بدن راحت‌تر بتواند از آن استفاده كند و همچنين به واسطه توليد انسولين به كنترل قندخون كمك مي‌كند. افرادي كه پانكراس آن‌ها انسولين توليد نمي‌كند به ديابت مبتلاً مي‌شوند.
در سرطان پانكراس عوامل خطرساز عبارتند از سيگار، برداشت معده به وسيله جراحي و بيماري كه به آن كم خوني پرنشيوز گفته مي‌شود. سرطان معده به سختي درمان مي‌شود و اين به خاطر رشد سريع تومور نيست بلكه تشخيص آن در زماني كه به وسيله جراحي قابل درمان است بسيار مشكل است. بيشتر سرطان‌هاي پانكراس آدنوكارسينوم هستند مانند آنچه در سرطان معده و بعضي سرطان‌هاي مري وجود دارد. شايع‌ترين علامت سرطان پانكراس زردشدن پوست (يرقان) است كه علت آن انسداد مجراي صفراوي (لوله‌اي كه با مجراي پانكراس پيوسته و ترشحات كيسه صفرا را منتقل مي‌كند) است. علامت ديگر،‌ درد مبهم در قسمت مياني پشت است. درد معمولاً در ديواره خلفي شكم احساس مي‌شود زيرا تومور تمايل به گسترش به طرف عقب دارد. تقريباً سالانه 30000 مورد جديد سرطان پانكراس در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شوند.
درمان سرطان پانكراس به مرحله بيماري بستگي دارد. مانند ساير تومورهاي جامد جراحي همراه راديوتراپي در مراحل زودرس بيماري انجام مي‌شود ولي بيماري پيشرفته با شيمي‌درماني تنها درمان خواهد شد.
جراحي براي برداشت ناحيه سرطان پانكراس (تكنيك ويپل) پيچيدگي زيادي داشته و بايد در بيمارستاني كه تجربه كافي آن را دارند انجام شود.
سرطان كولون (روده بزرگ) چيست؟
كولون لوله‌اي عضلاني به طول تقريبي 15 فوت است كه روده كوچك را به مقعد متصل مي‌كند. كولون از سمت راست بدن (نزديك استخوان لگن راست) شروع شده و تا لبه تحتاني راست قفسه سينه ادامه مي‌يابد. اين قسمت از كولون، كولون صعودي ناميده مي‌شود. سپس از سمت راست به سمت چپ در لبه تحتاني قفسه سينه كشيده مي‌شود كه در اينجا كولون عرضي ناميده مي‌شود. كولون نزولي از سمت چپ و زير قفسه سينه تا استخوان لگني سمت چپ را شامل مي‌شود. سپس به طرف پايين و به درون لگن رفته و كولون سيگموئيد (شكل S) را تشكيل مي‌دهد و از آنجا به بعد نيز ركتوم خوانده مي‌شود.
سرطان كولون بسيار شايع است. سرطان كولون سومين سرطان شايع هم در زنان و هم در مردان است و تقريباً سالانه 107000 مورد جديد در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. به نظر مي‌رسد اكثر بدخيمي‌هاي كولون از پوليپ‌هاي آن منشأ مي‌گيرند. پوليپ يك شاخص بافتي كوچك است كه در ديواره كولون رشد كرده است. البته تمام آن‌ها بدخيم نيستند ولي رشد آن‌ها سريع‌تر از بافت نرمال است.
پوليپ‌ها يكي از مطالب مهم در ارتباط با سرطان كولون هستند، به وسيله غربالگري (بيماريابي) مي‌توان قبل از سرطاني‌شدن اين پوليپ‌ها را كشف كرد و آن‌ها را برداشت. به ويژه در افرادي كه سابقه خانواده سرطان كولون و بيماري التهابي روده (به ويژه كوليت اولسرو و بيماري كرون) دارد غربالگري كامل نيست و بعضي موارد بدخيمي در غياب پوليپ ايجاد مي‌شود و اين دليل خوبي براي وجود عوامل خطرساز ديگري مانند غذاهاي حاوي چربي زياد و محتوي كم فولات و فيبر كم است ولي تاكنون حل نشده مانده است. جزئيات بيشتر غربالگري سرطان در فصل 5 آمده است.
وقتي سرطان كولون گسترش يافت به وسيله درجه و ميزان حمله به ديواره نرمال كولون و گسترش به گره لنفاوي و ديگر ارگان‌ها مرحله‌بندي مي‌شود. جراحي معمولاً در مراحل زودرس سرطان به كار مي‌رود و براساس عمق تومور اوليه در ديواره كولون و تعداد گره لنفاوي كه در جراحي كشف مي‌شود شيمي درماني هم به كار مي‌رود. تقريباً در تمام بيماران، سرطان كولون ابتدا به كبد گسترش مي‌يابد بنابراين حتماً بايد قبل از عمل ارزيابي كبدي (به وسيله راديوگرافي) انجام شود. هنگامي كه سرطان كولون به بيش از 3 نقطه كبد و يا به ديگر نواحي بدن (مثل ريه) گسترش يابد معمولاً قابل درمان با جراحي نيست. در اين گونه موارد، شيمي‌درماني درمان اوليه را تشكيل مي‌دهد.
سرطان كبد و كيسه صفرا چيست؟
كبد يك ارگان بزرگ است كه در سمت راست و پايين قفسه سينه قرار گرفته و شكلي شبيه توپ فوتبال دارد. محل آن دقيقاً زير ديافراگم راست است (ديافراگم عضله بزرگي است كه به ريه براي تنفس كمك مي‌كند). درون كبد شبكه بزرگ اسفنج مانند از عروق خوني است كه سينوزوئيد ناميده مي‌شود سلول‌هايي كه در اين سينوزوئيدها هستند سموم و داروهاي در گردش خون را تجزيه مي‌كنند. اين سلول‌ها پس از تجزيه سموم آن‌ها را همراه صفرا به لوله‌هايي به نام مجاري صفراوي مي‌فرستند. صفرا از كبد به ساختماني به نام كيسه صفرا مي‌رود. وقتي يك وعده غذاي سنگين مي‌خوريد كيسه صفرا،‌صفرا را به روده مي‌ريزد تا در هضم غذا كمك كند.
سرطان كبد و كيسه صفرا در ايالات متحده نادر است. البته اين مسأله در مورد سرطان ديگر ارگان‌ها (مثل كولون) كه به كبد متاستاز داده‌اند صادق نيست. تقريباً سالانه 24000 مورد جديد در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شوند ولي اين سرطان در ساير نقاط دنيا از شيوع بيشتري برخوردار است. سرطان كبد و كيسه صفرا در اثر عوامل محيطي ايجاد مي‌شوند كه در كشورهاي ديگر شيوع بالاتري دارد. براي مثال، سم آفلاتوكسين يك ماده شيميايي قوي است كه ايجاد سرطان كبد مي‌كند. اين سم به وسيله يك قارچ به نام آسپرژيلوس فلاووس توليد مي‌شود. در قسمت‌هايي از جهان كه غلات قبل از مصرف پخته نمي‌شوند ميزان سرطان كبد به 150 برابر بيشتر از ايالات متحده مي‌رسد علاوه بر مواد شيميايي مثل سم آفلا، عفونت ويروسي كبد نيز قوياً با سرطان مرتبط است. ويروس هپاتيت B و هپاتيت C به عنوان عامل خطرساز سرطان كبد به حساب مي‌آيند.
مرحله‌بندي سرطان كبد به اندازه توده اوليه كبدي و وسعت درگيري كبدي بستگي دارد. به عنوان مثال شخصي كه توده‌هاي فراوان ولي در يك منطقه كوچك از كبد داشت نسبت به فردي كه همان اندازه توده در تمام كبد دارد پيش آگهي بهتري را دارا خواهد بود.
بسياري از سرطان‌هاي كبد پروتئيني (نشانه تومور) به نام آلفا- فيتوپروتئين توليد مي‌كنند (AFP). تغييردر ميزان اين پروتئين به پزشك براي تعيين پاسخ‌دهي به درمان كمك مي‌كند.
روش اصلي درمان در سرطان كبد و كيسه صفرا جراحي است. تقريباً در تمام بيماراني كه تومور آن‌ها به خارج كبد گسترش نيافته بايد تا جاي ممكن تومور برداشته شود. اگر تومور قابل برداشت كامل نباشد و يا جال بد بيمار اجازه جراحي ندهد درمان به وسيله تزريق مستقيم موادشيميايي به داخل تومور از طريق جريان خون انجام مي‌شود. در بعضي بيماران، پروب از طريق عروق خوني در مركز تومور قرار گرفته سپس با ايجاد سرماي بسيار زياد (كرايوتراپي) تومور را از بين مي‌برند و يا اين كه به وسيله امواج راديويي منتقل شده از پروب سلول‌هاي بدخيم اطراف پروب كشته مي‌شود (Radio Frequency Ablation). راديوتراپي به ندرت در سرطان كبد به كار مي‌رود زيرا بافت طبيعي كبد به راحتي با اشعه آسيب مي‌بيند و آسيبي كه به سلول‌هاي طبيعي كبد مي‌رسد از مزاياي آن در درمان سرطان بيشتر است.
مرحله بندي سرطان كيسه صفرا مانند سرطان كولون است فقط يك معيار مهم به آن اضافه مي‌شود. مانند سرطان كولون، گسترش و تهاجم سرطان به ديواره كيسه صفرا يك فاكتور مهم است. به علاوه، ميزان نفوذ به ديواره، شكل و خصوصيات سلول‌هاي تومور نيز مهم است. اگر سلول‌هاي تومور بيشتر خصوصيات سلول‌هاي طبيعي كيسه صفرا را داشته باشند درمان راحت‌تر از وقتي است كه شكل و نماي سلول‌ها غيرطبيعي باشد. اين جنبه بررسي سلول‌هاي تومور را درجه بندي بافت شناسي تومور گويند.
همانند سرطان كبد، درمان سرطان كيسه صفرا جراحي است. در سرطان زودرس،‌ معمولاً برداشت تمام كيسه صفرا ممكن است. به طور معمول، قسمت قابل ملاحظه‌اي از لبه كبد كه كيسه صفرا آنجا قرار دارد نيز برداشته مي‌شود. شيمي‌درماني نيز زماني كه سرطان كيسه صفرا به حول و حوش نزديك آن گسترش يافته انجام مي‌شود.
سرطان سر و گردن چيست؟
سرطان‌هاي سر و گردن گروه بزرگي از تومورها هستند كه با چند رويكرد شايع آن‌ها را بررسي مي‌كنند. اولين رويكرد شايع مربوط به سلول منشأ است (سلولي كه سرطاني شده است). بسياري از سرطان‌هاي سر و گردن بدون توجه به ساختماني كه از آن منشأ گرفته‌اند- از سلول‌هايي كه در دهان، بيني، سينوس‌ها و گلو وجود دارند منشأ مي‌گيرند. اين سلول‌ها، سلول سنگفرش نام دارند و سرطاني كه از آن منشأ بگيرد كارسينوم سلول سنگفرش (SCC) ناميده مي‌شود.
رويكرد شايع ديگر به اين سرطان‌ها زمينه ايجاد سرطان است. راه ساده براي توضيح زمينه سرطان مقايسه آن با نقاشي يك ماشين است. قدم اول در نقاشي يك ماشين زدن آستر يا پوشش اوليه رنگ است. اين آستر يا رنگ خاكستري باعث چسبيدن رنگ براق برروي فلز ماشين خواهد شد. در سرطان سر و گردن ممكن است ناحيه دهان دچار تغييرات ژنتيكي غيرقابل مشاهده‌اي شده و مانند آستر باعث چسبيدن سرطان در گلو گردد. اين مطلب بسيار مهم است زيرا بسياري از افراد كه تحت درمان براي سرطان قسمتي از سر و گردن قرار گرفته‌اند در معرض خطر ايجاد سرطان در قسمت ديگري از اين زمينه سرطان‌زا هستند.
آخرين رويكرد شايع به اين سرطان‌ها نقش تنباكو و الكل است. مصرف طولاني مدت اين دو ماه باعث ايجاد زمينه سرطان‌زايي مي‌شود.
مرحله بندي سرطان سر و گردن پيچيده و براي هر قسمت دهان، بيني، سينوس و گلو متفاوت است. رويكرد شايع براي مرحله بندي شامل اندازه تومور اوليه و اندازه گره لنفي است. اين تنها توموري است كه در آن اندازه گره لنفي در تعيين مرحله تومور اهميت دارد.
درمان سر و گردن معمولاً به وسيله هر سه نوع انجام مي‌شود: جراحي راديوتراپي و گاهش شيمي درماني. كه به اندازه و محل تومور اوليه (اصلي) بستگي دارد. بعضي افراد با استفاده از راديوتراپي و شيمي درماني قبل از جراحي نتيجه خوبي مي‌گيرند و در بعضي ديگر،‌جراحي ابتدا انجام شده سپس با راديوتراپي ادامه مي‌يابد. شيمي درماني زماني استفاده مي‌شود كه سرطان گسترش يافته باشد. در بعضي مراكز جراحي و سرطان شناسي متخصص شيمي درماني و اشعه درماني براي طرح درماني بيمار باهم همكاري مي‌كنند.
سرطان مثانه چيست؟
مثانه ارگاني است درون لگن كه شكل آن مانند يك بالن سه گوش است. لوله‌هايي به نام حالب از دو طرف به آن وارد شده است كه ادرار را از كليه به مثانه منتقل مي‌كنند. در كف مثلثي مثانه، لوله‌اي ديگر به نام پيشابراه قرار دارد كه مثانه را از ادرار خالي مي‌كند. مثانه فقط نقش ذخيره ادرار را دارد. ادرار ساعت‌ها در درون مثانه باقي مي‌ماند و مي‌تواند جدار مثانه را با هر عامل سرطان‌زا موجود در ادرار مواجه سازد. اين مطلب چگونگي ايجاد سرطان مثانه را نشان مي‌دهد.
شايع‌ترين علت سرطان مثانه كشيدن سيگار است. دود تنباكو حاوي مواد سرطان‌زاي شناخته شده بسياري است كه به وسيله بدن تجزيه و در مثانه جمع مي‌شوند. به نظر مي‌رسد در ايالات متحده نيمي از موارد سرطان مثانه ناشي از سيگار باشد. نشان داده شده كه ترك سيگار باعث كاهش سريع خطر ايجاد سرطان مثانه مي شود. سرطان مثانه 4 درصد تمام موارد سرطان ايالات متحده را تشكيل مي‌دهد و سالانه 56000 مورد جديد آن تشخيص داده مي‌شوند. بيشتر موارد بالاي 65 سال سن دارند.
تقريباً تمام موارد سرطان مثانه از سلول پوششي مثانه منشأ مي‌گيرند. اكثر موارد سرطان مثانه تشخيص داده مي‌شود زيرا اين افراد ادرار خوني دارند (مقدار خون ممكن است خيلي كم باشد و فقط با آزمايش ادرار مشخص شود). و باعث مي‌شود پزشك براي ارزيابي مثانه اين تست را درخواست كند. تعداد كمي از بيماران واقعاً علائمي چون درد را دارند. تستي كه معمولاً انجام مي‌شود سيستوسكوپي است. در اين تست كاتتر از پيشابراه به مثانه فرستاده مي‌شود و به وسيله فيبراپتيك تومور را جستجو مي‌كنند.
درمان سرطان مثانه به مرحله‌اي كه سرطان كشف شده و نيز درجه تومور (اندازه تهاجمي بودن سرطان) بستگي دارد. در زمان تشخيص، دو سوم سرطان‌هاي مثانه در مرحله زودرس كه in situ ناميده مي‌شودند قرار دارند. در اين مرحله بدخيمي در بالاترين لايه پوششي مثانه قرار داشته و به ديواره نفوذ نكرده است. اين تومور غالباً به وسيله جراحي كه Transurethral resection نام دارد درمان مي‌شود. در اين جراحي، پروب فيبراپتيك از طريق پيشابراه وارد شده و تومور برداشته مي‌شود. در بعضي موارد دارو مستقيماً به درون مثانه تزريق مي‌شود.
سرطان ‌پيشرفته‌تر مثانه نياز به درمان دقيق‌تري دارد. در افرادي كه سرطان به مقدار كم به ديواره تهاجم كرده مي‌توان تركيبي از راديوتراپي و شيمي‌درماني به كار برد و از جراحي برداشت مثانه جلوگيري كرد. وقتي سرطان زياد به ديواره تهاجم كرد جراحي برداشت مثانه ضروري است. در افرادي كه سرطان پيشرفته‌تر است راديوتراپي قبل از جراحي انجام مي‌شود. رژيم‌هاي شيمي‌درماني متفاوتي براي زناني كه تومور به خارج مثانه گسترش يافته وجود دارد و بعضي تركيبات جديد اثر سمي كمتري نسبت به رژيم‌هاي قبلي دارند.
سرطان پروستات چيست؟
پروستات غده‌اي به اندازه گردو است كه در قاعده آلت زير مثانه و جلوي ركتوم واقع شده است و قسمتي از پيشابراه را احاطه كرده است (پيشابراه لوله‌اي است كه ادرار را از مثانه به خارج بدن مي‌برد). غده پروستات مايعي توليد مي‌كنند كه قسمتي از مني را تشكيل مي‌دهد. سرطان اين سلول‌هاي توليد كننده مايع،‌ آدنوكارسينوما ناميده مي‌شود.
سرطان پروستات شايع‌ترين بدخيمي در مردان است. تقريباً 190000 مورد جديد هر سال در ايالات متحده تشخيص داده شده است. افرادي كه سابقه خانوادگي سرطان پروستات دارند مشخصاً در معرض خطر مي‌باشند، مردم افريقاي جنوبي نيز كمي بيشتر در معرض خطر هستند.
اكثر سرطان‌هاي پروستات به وسيله غربالگري (بيماريابي) پيدا مي‌شوند، توصيه براي غربالگري سرطان پروستات بسيار متفاوت است. ولي اكثر متخصصين عقيده دارند كه افراد بالاي 50 سال به وسيله آزمايش مقعد و لمس اندازه و قوام پروستات به صورت سالانه تحت مراقبت قرار گيرند. بعضي پزشكان اندازه گيري آنتي ژن ويژه پروستات (PSA) در جريان خون را به نام آزمايش PSA انجام مي‌دهند. PSAيك ماده شيميايي است كه به وسيله پروستات ساخته و به جريان خون آزاد مي‌شود. پروستات طبيعي مقادير كم PSA توليد مي‌كند ولي در سرطان پروستات مقدار PSA افزايش مي‌يابد. زماني كه مقدار PSA بالا باشد و يا توده‌اي در آزمايش مقعد لمس شود بيوپسي (نمونه‌گيري از بافت) بايد انجام شود. همچنين سطح PSA در تعيين مؤثربودن درمان كاربرد دارد. اگر درمان مؤثر باشد سطح PSA كاهش يافته يا ثابت مي‌ماند ولي اگر درمان مؤثر نباشد PSA به افزايش ادامه مي‌دهد.
هنگامي كه سرطان پروستات به وسيله بيوپسي تشخيص داده شد فرد مبتلاً درمان‌هاي مختلفي را مي‌تواند انتخاب كند. اين درمان‌ها شامل راديوتراپي از خارج بدن؛ راديوتراپي به وسيله قرار دادن يك قرص راديواكتيو درون پروستات (براكي تراپي) درمان جراحي پروستات و يا هورمون درماني است. با وجود اين كه تعداد مبتلايان به سرطان پروستات زياد است ولي توافقي در مورد موثرترين نوع درمان وجود ندارد. هركدام داراي مزايا و معايبي تحت عنوان عوارض جانبي هستند؛ به ويژه اختلالات عملكرد جنسي و بي‌اختياري ادراري. براي اين عوارض جانبي بايد به طور دقيق با پزشكتان مشورت نماييد.
براي فكر كردن در مورد روش درمان سرطان پروستات، اين را مدنظر داشته باشيد كه سرطان پروستات بسيار آهسته رشد مي‌كند و عوارض جانبي اين درمان‌ها روي سلامتي شما چقدر خواهد بود و نيز احتمال بدحال شدن شما به وسيله سرطان چقدر است؟ متخصصين مي‌گويند «افراد همراه سرطان پروستات مي‌ميرند. به عنوان مثال پيرمرد 85 ساله‌اي كه سرطان پروستات در او تشخيص داده شده و بيماري قلبي هم دارد سرطان پروستات بدحالي قابل ملاحظه‌اي براي او ايجاد نخواهد كرد. در چنين حالتي، برداشت و جراحي پروستات عوارض جانبي بيشتري نسبت به مزاياي آن در طولاني مدت خواهد داشت.
پس از اين كه سرطان‌ به خارج پروستات گسترش يافت هورمون درماني و شيمي‌درماني روش اصلي درمان خواهد بود. در بعضي بيماران، توده كوچك سرطان پروستات كه به استخوان گسترش يافته و ايجاد درد كرده و يا خطر شكستگي وجود دارد را مي‌توان با راديوتراپي درمان كرد.
هورمون درماني گروهي از درمان‌ها است كه هدف آن هورمون‌هايي مثل تستوسترون بوده و باعث توقف رشد سرطان پروستات مي‌شود. يكي از اين درمان ها قطع آندروژن است كه به صورت تركيبي از دو دارو (باعث خسته شدن فرد مي‌شود) يا برداشتن بيضه‌ها است. نوع ديگري از درمان، هورمون درماني ثانويه ناميده مي‌شود و شامل درمان گياهي است كه مؤثر به نظر مي‌رسد (مثل PCSPES كه PC به معني سرطان پروستات و Spes در لاتين به معني اميد است). شيمي درماني نيز مي‌تواند در درمان سرطان پروستات به كار رود ولي روي رژيم مؤثر توافق وجود ندارد.
سرطان كليه چيست؟
كليه يك جفت ارگان است كه در پشت شكم پايين قفسه سينه قرار گرفته است. كليه به تنظيم آب بدن و خارج كردن بعضي سموم و داروها از بدن كمك مي كند. 40 درصد خوني كه در هر بار ضربان قلب جريان مي‌يابد از كليه گذشته و تصفيه مي‌شود و ادرار را تشكيل مي‌دهد. ادرار از طريق حال به مثانه آمده و از آنجا توسط پيشابراه به خارج بدن مي‌رود.
نام پزشكي سرطان‌هاي شايع كليه كارسينوم سلول كليوي است (RCC). در بچه‌ها، شايع‌ترين تومور كليه تومور ويلمز است. اين تومور در بالغين بسيار نادر است. بنابراين موضوع بحث در اينجا RCC است. تقريباً، سالانه 30000 مورد جديد RCC در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شوند. عوامل خطر ساز RCC به طور كامل تعريف نشده است اما به نظر مي‌رسد با سيگار كشيدن و مواجهه با فلزات سنگين چون كادميوم ارتباط داشته باشد. يك سندرم فاميلي به نام فون هيپل- ليندو وجود دارد كه شيوع RCC در آن بالاتر است.
مرحله بندي سرطان كليه از الگوي معمول پيروي مي‌كند (فصل 11 را ملاحظه فرماييد) و اندازه تومور اصلي، گسترش به ارگان مجاور و محل درگيري گره لنفي مرحله تومور را مشخص مي‌كنند. يكي از مسائلي كه مرحله بندي RCC را پيچيده مي‌كند رشد تومور به درون وريد اصلي كليه است پس اين تومور از وريد كليوي به سياهرگ اجوف تحتاني مي‌رود (سياهرگ اجوف تحتاني وريدي بزرگ است كه خون نيمه تحتاني بدن را دريافت مي‌كند).
جراحي، درمان اوليه سرطان كليه است. حتي اگر تومور به محل ديگري نزديك كليه متاستاز دهد برداشت متاستاز (سرطاني كه جاي ديگري گسترش يافته) و اصل تومور توصيه مي‌شود. بعضي متخصصين كليه برداشت كليه را وقتي سرطان به چند جا گسترش يافته توصيه مي‌كنند.
درمان‌هاي ديگر RCC شامل ايمني- درماني است. ايمني درماني سيستم ايمني فرد را براي مبارزه با سرطان فعال مي‌كند. اين تئوري از آنجا ايجاد شد كه حدود 5/0 تا 1 درصد افرادي كه به RCC مبتلاً بودند خود به خود دچار بهبودي بدون درمان مي‌شدند! اين بهبودي به خاطر پيروزي سيستم ايمني در جنگ با تومور ايجاد مي‌شود. مطالعه اين پديده اين عقيده را به وجود آورده كه داروهاي فعال كننده سيستم ايمني در درمان RCC مؤثرند. متأسفانه، موفقيت كامل اين نظريه اثبات نشده است حتي بهترين داروهاي ايمني درماني نظير اينترفرون‌ها نيز در حد متوسطي پاسخ داده‌اند. يكي از راه‌هاي جديد، پيوند مغز استخوان است. اولين مطالعه كوچك در اين زمينه در انستيتو ملي سلامت انجام شد و نتايج مطلوبي را در پي داشت.
زماني كه RCC به استخوان گسترش يافت از راديوتراپي مي‌توان براي درمان درد و نيز جلوگيري از شكستگي سود جست.
سرطان تخمدان چيست؟
تخمدان‌ها يك جفت ارگان هستند كه قسمتي از دستگاه توليد مثل را در زنان تشيكل مي‌دهند. اندازه هر تخمدان مثل يك گردوي كوچك است. تخمدان‌ها درون لگن و در كنار حالب قرار مي‌گيرند. تخمدان‌ها دو كار اصلي انجام مي‌دهند: هرماه يك تخمك مي‌سازند و نيز هورمون‌هاي زنانه را توليد مي‌كنند.
بيشتر از 90 درصد سرطان‌هاي تخمدان را انواعي كه اپيتليال كارسينوما ناميده مي‌شوند تشكيل مي‌دهند . تقريباً سالانه 25000 مورد جديد سرطان تخمدان در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. تنها عوامل خطرسازي كه به خوبي شناخته شده‌اند شامل ژن سرطان‌زا BRCA1 و BRCA2، سابقه خانوادگي سرطان تخمدان و استفاده از داروهايي كه در درمان نازايي استفاده مي‌شوند هستند (كه باعث افزايش ناچيز خطر سرطان مي‌شود).
ارزيابي و درمان سرطان تخمدان با تعيين مرحله بيماري شروع مي‌شود. مرحله بندي سرطان تخمدان برخلاف تومورهاي ديگر به اندازه تومور اصلي مربوط نمي‌شود بلكه با الگوي انتشار تومور تعيين مي‌گردد. مراحل زودرس زماني است كه تمام تومور درون لگن بوده و به شكم گسترش نيافته است. سرطان شناسان لگن فضاي انتهايي كه به وسيله استخوان‌هاي لگن محدود مي‌شود تعريف مي‌كنند. متأسفانه سرطان بيشتر خانم‌ها زماني به تشخيص مي‌رسند كه بيماري پيشرفته است و تومور به اطراف تخمدان و نيز به فضاي بزرگ درون شكم گسترش يافته است.
درمان‌هاي سرطان تخمدان عبارتند از: 1) جراحي براي برداشت تخمدان و هر توده‌اي با رشد سرطاني در لگن و يا شكم (به نام جراحي دبالكينگ) و 2) شيمي درماني. اگر سرطان عود كند هر دوي اين درمان‌ها ممكن است تكرار شوند.
ملانوم چيست؟
ملانوم كه معمولاً به نام ملانوم بدخيم شناخته مي‌شود، تومور پوست است. ملانوم شايع‌ترين تومور پوست نيست ولي خطرناك‌ترين آن‌هاست. ملانوم از سلولي در پوست به نام ملانوسيت منشأ مي‌گيرد. اين سلول‌ها لايه‌هاي عمقي بدن را در مقابل اشعه مادون قرمز محافظت مي كنند (به عنوان مثال از آسيب نور خورشيد). ولي به هر حال اشعه UR به ملانوسيت‌ها آسيب رسانده و باعث بدخيم شدن آن‌ها مي‌شوند.
ملانوم سرطان شايعي است. به نظر مي‌رسد امسال 53000 مورد جديد در ايالات متحده تشخيص داده شود. ملانوم ششمين سرطان شايع مردان و هفتمين سرطان شايع در زنان است. عوامل خطرساز آن شامل پوست در معرض نور، موي قرمز و بلند، چشم آبي، وجود خال زياد، زياد در معرض خورشيد قرارگرفتن و سابقه تاول خورشيد سوختگي در دوران كودكي است. سابقه فاميلي سرطان ملانومي يا غيرملانومي و داشتن هر نوع ضايعه پيش بدخيم (مانند خال ديس پلاستيك، لنتيگوبدخيم، خال مادرزادي) نيز به عنوان عامل خطرساز محسوب مي‌شود. مانند ساير بدخيم‌ها، اينجا نيز سندرم فاميلي وجود دارد كه شيوع ملانوم در آن‌ها بالاتر است. اين سندرم از گسترش تعدادزيادي خال ديس پلاستيك كه مي‌توانند به ملانوم تبديل شوند ايجاد مي‌شود.
تشخيص ملانوم با قانون ABCD انجام مي‌شود كه عبارت است از A) غيرقرينگي B) حاشيه نامنظم (نداشتن محيط كاملاً گرد) C) اختلاف رنگ (رنگ‌هاي مختلف در زمينه سياه تيره) D) قطر بيشتر از cm6/0 (اندازه پاك كن ته مداد) هركدام از اين علائم احتمال ملانوم بودن ضايعه پوستي را بيشتر مي‌كند (جدول 3-3).
مرحله بندي ملانوم مختص سرطان شناسي است. در سال 1967 دكتر كلارك فهميد كه احتمال عود ملانوم پس از برداشت جراحي به ضخامت ملانوم بستگي دارد به عبارت ديگر يك ملانوم نازك آسان‌تر از يك ملانوم ضخيم درمان مي‌شود. مرحله‌بندي ملانوم هم اكنون براساس ضخامت تومور انجام مي‌شود. توموري كه ضخامت آن كمتر از 5/1 ميلي‌متر باشد مرحله I و اگر بين 5/1 تا 4 ميلي‌متر باشد مرحله II حساب مي‌شود. در مورد مرحله II، گسترش تومور به گره لنفي مجاور مهم است. مانند سرطان‌هاي ديگر، ملانوم مي‌تواند به گره لنفي گسترش يابد اگر فقط يك منطقه از گره‌هاي لنفي درگيري باشد مرحله III و اگر جاي ديگر نيز درگير باشد مرحله IV خوانده مي‌شود.
در بيشتر بيماراني كه در مرحله Iو II ملانوم هستند بررسي گره‌هاي لنفاوي مسئول آن منطقه انجام مي‌گيرد تا محل درگيري دقيق گره لنفاوي مشخص شود. اين فرايند هم اكنون در مورد سرطان سينه هم انجام مي‌گيرد. اين گونه مي‌توان توضيح داد كه: زير پوست هر قسمت از بدن شبكه‌اي از لوله‌هاي كوچك وجود دارد كه مجراي لنفي گفته مي‌شود. اين مجاري مسئول جمع‌آوري مايع بين سلولي در آن قسمت از پوست و انتقال آن به مركزي به نام گره لنفي هستند. زماني كه ملانوم شروع به گسترش مي‌كند به وسيله مجراي لنفي به گره لنفي آن منطقه حمله مي‌كند. به وسيله تزريق رنگ به ملانوم و بررسي اين كه رنگ ابتدا به كدام گره لنفي مي‌رسد جراح مي‌تواند اولين گره لنفي كه درگير خواهد شد را مشخص نمايد. اگر اين گره ديگر نباشد نامحتمل است كه تومور به گره لنفي ديگر يا جاي ديگري گسترش يافته باشد.
درمان اوليه ملانوم، جراحي است. در مراحل زودرس (مرحله I و II) جراح تومور و منطقه كوچكي از پوست سالم اطراف تومور را بر مي‌دارد. مرحله III جراحي وسيع‌تري را مي‌طلبد و شيمي‌درماني نيز به بيماران بيشتري توصيه مي‌شود.
اينترفرون، شايع‌ترين داروي شيمي درماني به كار رفته است. در يك مطالعه بزرگ كلينيكي، بيماراني كه در مرحله III ملانوم قرار داشته و از اينترفرون استفاده كردند طول عمر بيشتري نسبت به افرادي كه از اين دارو استفاده نكردند داشتند. درمان ديگري كه به طور شايع به بيماران توصيه مي‌شود واكسن درماني است. به طور تئوري، واكسن باعث آگاه شدن سيستم ايمني از وجود ملانوم شده و از عود آن جلوگيري مي‌كند. در افرادي كه ملانوم گسترش زيادي يافته، عوامل شيمي‌درماني و بيوشيمي‌درماني مي‌تواند جوابگو باشد (كوچك‌شدن تومور)‌ولي هنوز به عنوان درمان استاندارد شناخته شده است.
سرطان مغز استخوان (لوسمي) چيست؟
لوسمي و نيز لنفوم و ميلوم مولتيپل گاهي به عنوان تومور مايع خوانده مي‌شوند. لوسمي يك نمونه كلاسيك تومور مايع انساني برخلاف سرطان ريه و پستان، در جريان خون واقع شده و معمولاً وقتي تشخيص داده مي‌شود به تمام نقاط ديگر بدن گسترش يافته است.
بسياري از استخوان‌هاي بدن شما دو عملكرد دارند: استخوان يك لايه قوي خارجي به نام كورتكس يا قشر داشته كه وزن بدن را تحمل كرده و محل اتكاء عضلات بدن است. درون اين لايه بافت اسنفجي استخوان به نام مغز استخوان قرار گرفته كه از تيغه‌هاي ايمني شما را مي‌سازند تشكيل شده است. اجزاء خون و سيستم ايمني شما را مي‌سازند تشكيل شده است. اجزاء خون شامل گلبول قرمز كه اكسيژن را به بافت حمل مي‌كند، پلاكت كه به توقف خونريزي كمك مي‌كند و گلبول سفيد كه به دفاع در برابر عفونت سلول‌هاي ايمني را مي‌سازد. اين كار در استخوان‌هايي چون ستون مهره‌ها، لگن، مثانه، دنده‌ها، جناغ و ران انجام مي‌گيرد.
تمام سلول‌هاي موجود در جريان خون و سلول‌هاي سيستم ايمني از يك سلول ريشه‌اي در مغز استخوان ايجاد مي‌شوند. به اين علت به آن سلول ريشه مي‌گويند چون مانند پدربزرگ يا مادربزرگ تمام سلول‌هاي خوني از آن‌ها منشأ گرفته‌اند. سلول ريشه‌اي ابتدا به دو رده ميلوئيد و لنفوئيد تقسيم مي‌شود. روده لنفوئيد سپس به لنفوسيت T و لنفوسيت B تقسيم مي‌شود. سلول‌هاي T، به كشتن سلول‌هايي كه به ويروس آلوده شده‌اند كمك مي‌كنند و لنفوسيت B آنتي بادي توليد كرده و در مقابل عفونت باكتريايي مقاومت مي‌كند، رده ميلوئيد تقسيم شده و مي‌تواند به پنج نوع سلول مختلف تبديل شود كه شامل گلبول قرمز (كه اكسيژن را از ريه به ارگان‌ها مي‌برد) پلاكت (كمك به بستن محل بريدگي و توقف خونريزي مي‌كند) گرانولوسيت (گلبول سفيدي كه باكتري را گرفته و منهدم مي‌كند) و بازوفيل (گلبول سفيدي كه به پاسخ در برابر حساسيت مي‌پردازد) است.
وقتي مشكلي در سلول ريشه‌اي ايجاد شود لوسمي اتفاق مي‌افتد. در واقع چهار نوع لوسمي در بالغين به وجود مي‌آيد و هر كدام كاملاً با ديگري فرق دارد. مشابه اين لوسمي در كودكان نيز رخ مي‌دهد ولي با ميزان بروز بسيار متفاوت و درمان كودكان نيز با توضيحاتي كه در اينجا آمده است كاملاً متفاوت است. چهار نوع لوسمي عبارتند از لوسمي لنفوبلاستيك حاد (ALL) لوسمي ميلوئيد حاد (AML) لوسمي لنفوئيد مزمن (CLL) و لوسمي ميلوئيد مزمن (CML).
لوسمي لنفوبلاستيك حاد
ALL نادرترين نوع لوسمي است (حدود 1000 مورد در سال در بالغين). تعداد كمي عامل خطرساز براي ALL شناخته شده است. با توجه به مدارك موجود احتمال مستعدبودن افراد مبتلاً‌ به سندرم داون و نيز كساني كه تحت شيمي‌درماني براي سرطان ديگري هستند، بيشتر است و نيز استفاده از رنگ موي دائم براي چند بار با گسترش ALL مرتبط است.
ALL زماني رخ مي‌دهد كه جهش در سلول ريشه‌اي لنفوئيد باعث شود به جاي اين كه سلول ريشه‌اي به لنفوسيت B و T بالغ تبديل شود به تقسيمات خود ادامه دهد. اين سلول ريشه‌اي بدخيم هدف كاربردي را دنبال نمي‌كند و به حدي بالغ نمي‌شود كه بتواند با عفونت مقابله كند. با گذشت زمان، اين سلول‌هاي نابالغ تمام فضاي مغز استخوان را گرفته و جايگزين سلول‌هاي ريشه‌اي سالم و غيرلوسميك مي‌شوند.
ALL سه نوع مختلف دارد به نام L1، L2 و L3. درمان نوع L1 و L2 به سه مرحله تقسيم مي‌شود.
در مرحله اول كه درمان القايي ناميده مي‌شود. دوز بالاي داروي شيمي درماني براي تخريب سلول‌هاي لوسميك به كار مي‌رود. مرحله دوم درمان با نام متراكم سازي يا Intensification خوانده مي‌شود. بعضي مراكز ترجيح مي‌دهند دوز پايين شيمي‌درماني را براي مرحله دوم به كار برند (متراكم سازي) و بعضي ديگر ترجيح مي‌دهند از دوز بالا استفاده كنند (Intensifacation) مرحله سوم، درمان نگهدارنده نام دارد. در اين فاز آخر، دوز پايين شيمي درماني هر 1 تا 4 هفته و به مدت 3 سال داده مي‌شود. تمام بيماران ALL بايد درمان ويژه‌اي براي جلوگيري از عود (بازگشت) لوسمي دريافت كنند. نوع ALL3 معمولاً به نام لنفوم سلول B بالغ يا لنفوم بوركيت شناخته مي‌شود كه تا حدودي متفاوت با انواع قبلي بوده و با انواع متغيري از شيمي‌درماني در دوره كوتاهتري درمان مي‌شود.
لوسمي ميلونيد حاد (AML)
AML از ALL شايع‌تر است. سالانه 10000 مورد جديد AML در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. مانند ALL، عوامل خطرساز كمي براي آن شناخته شده است. افزايش سن، شيمي درماني به خاطر سرطان‌هاي ديگر مواجهه با اشعه، بيماري‌هاي ارثي (كم خوني فانكوني و سندرم داون) مهم‌ترين عوامل به حساب مي‌آيند.
در AML،‌تقسيم و رشد طبيعي سلول متوقف شده و سلول فقط از روي خود كپي مي‌كند (مانند آنچه در ALLاتفاق مي‌افتد) اين سلول‌ها نابالغ توانايي مبارزه با عفونت را نداشته و مغز استخوان را اشغال كرده و جايگزين سلول‌هاي طبيعي مي‌شوند.
به خاطر اين كه رده ميلوئيد به 5 نوع مختلف سلولي تقسيم مي‌شود. به نظر مي‌رسد AML (لوسمي ميلوئيد) انواع مختلفي داشته باشد در واقع AML، 8 نوع دارد كه از M0 تا M7 تقسيم مي‌شوند. درمان آن‌ها، به جز نوع M3، مشابه است.
درمان استاندارد AML از دو مرحله تشكيل شده است. مرحله اول، درمان القايي نام دارد. هدف از اين مرحله بازگرداندن بهبودي با استفاده از دوز بالاي شيمي‌درماني است كه با از بين بردن اكثر سلول‌هاي لوسميك حاصل مي‌شود. مرحله القاء شامل 2 دارو است كه در طول يك هفته در بيمارستان داده مي‌شود. بيمار معمولاً در طول مرحله القاء بدحال شده و بايد يك ماه و شايد بيشتر در بيمارستان بماند. مرحله دوم به نام‌هاي بعد از بهبودي، متراكم سازي يا inTensificus خوانده مي‌شود كه همان داروهاي مرحله القاء بوده و فقط براي 2 تا 5 روز داده مي‌شود در نوع M3 يا لوسمي پروميلوسيتيك حاد، يك داروي اضافه به نام ATRA و بعضي اوقات داروي آرسنيك تري اكسيد نيز داده مي‌شود.
لوسمي لنفونيد مزمن
دو نوع لوسمي مزمن به نام لوسمي لنفوئيد مزمن (CLL) و لوسمي ميلوئيد مزمن (CML) وجود دارند. CLL دومين نوع شايع لوسمي در بالغين است و هر ساله 9000 مورد در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. CLL كاملاً با AML و ALL متفاوت است زيرا در اينجا لنفوسيت B بالغ ايجاد سرطان مي‌كند. لنفوسيت B براي مقابله با باكتري‌ها، آنتي بادي توليد مي‌كند. لنفوسيت B بالغ‌تر از سلول‌هاي ريشه‌اي است كه ايجاد ALL مي‌كنند به همين دليل پيشرفت لوسمي در CML بسيار كندتر از لوسمي حاد است.
اكثر بيماران مبتلاً به CLL در جريان آزمايش خون روتين كشف مي‌شوند و تعداد كمي از آن‌ها به علائم بيماري دچار مي‌شوند. جالب است كه براي اين نوع لوسمي فاكتروهاي خطر شناخته نشده است. مراحل زودرس CLL زماني تشخيص داده مي‌شود كه تعداد لنفوسيت‌ها در خون بسيار زياد مي‌شود. مراحل ديررس به واسطه گره لنفي بزرگ و طحال بزرگ مشخص مي شود. در مراحل پيشرفته‌تر، شمارش سلول‌هاي خوني كاهش مي‌يابد. فرد در مراحل اوليه CLL مي‌تواند سال‌هاي زيادي حتي ده‌ها سال، بدون درمان زندگي كند به همين علت در قدم اول بايد تصميم گرفت كه آيا درمان لازم است يا نه؟ به عنوان مثال، اگر فرد در سن 80 سالگي به تشخيص مرحله زودرس CLL برسد، به نظر مي‌رسد مي‌توانيم بيماري را بدون درمان رها كنيم چون به احتمال زياد، قبل از آنكه CLL مشكل زا شود فرد بر اثر بيماري ديگري فوت خواهد كرد. در افراد جوان و نيز كساني كه در مراحل پيشرفته‌تر بيماري هستند شيمي درماني تك دارويي ضروري است و اگر اين درمان موفق نبود از عوامل ديگر شيمي درماني و بيودرماني مي‌توان استفاده كرد.
لوسمي ميلونيد مزمن
CML يك بيماري ناشايع است و هر سال حدوداً 5000 مورد تازه تشخيص داده مي‌شود. تنها عامل خطرساز شناخته شده آن مواجهه با اشعه است. اين سرطان از اين جهت اهميت دارند كه اولين سرطاني است كه منحصراً ناشي از تغييرات ژن است. CML بيماري سلول بنيادي نخستين است كه به تمام سلول‌هاي خوني و ايمني تبديل مي‌شود. سلول بنيادي زماني بدخيم مي‌شود كه يك قطعه از كروموزوم با قطعه‌اي از كروموزوم ديگر جابجا شود (كروموزوم حاوي DNA است و DNA اطلاعات وراثت و كد ژنتيكي را حمل مي‌كند) اين جابه جايي ترموزوم دو قطعه متفاوت DNA را كنار هم قرار مي‌دهد و وضعيت جديد باعث بدخيم شدن سلول مي‌گردد. ژن‌هايي كه كنار هم قرار مي‌گيرند bcr و abl خوانده مي‌شوند.
درمان CML به طور عجيبي در سال 2000 تغيير كرد. قبل از سال 2000، روش اصلي درمان CML پيوند مغز استخوان بود. (فصل 20 را ملاحظه فرمائيد). در اين فرآيند، با استفاده از دوز بالاي شيمي درماني و گاهي راديوتراپي تلاش مي‌كردند سلول‌هاي ريشه مغز استخوان را از بين ببرند و سپس سلول‌هاي ريشه‌اي جديد مغز استخوان را پر كرده و شروع به ساختن خون جديد و سلول ايمني جديد مي‌كند. سلول‌هاي ايمني به وجود آمده كاملاً جديد بوده و مي‌توانند كشتن باقي سلول‌هاي لوسميك را به پايان رسانند. درمان جديد تغيير يافته CML دارويي به نام ايماتينب فريلات يا گليوك است: اين دارو در نوع خود اولين بوده و جلوي عملكرد ژن ايجاد شده در جابه جايي (bcr-abl) را مي‌گيرد. در اين صورت ديگر CML وجود نخواهد داشت.
اميدواريم داروي Gleeve در درازمدت پاسخگوي بيماران CML باشد هر چند خيلي زود است كه مطمئن باشيم.
ميلوم مولتيپل چيست؟
ميلوم مولتيپل مانند لنفوم و لوسمي جزء تومورهاي مايع به شمار مي‌رود. اين سرطان هم در مغز استخوان و هم در يك تجمع سلولي خارج مغز استخوان پلاسماسيتوما ناميده مي‌شود. اتفاق مي‌افتد. سلول‌هايي كه در ميلوم مولتيپل بدخيم مي‌شوند سلول B نام دارند. سلول B يك جزء مهم سيستم ايمني است. نقش معمول آن‌ها توليد آنتي بادي براي جلوگيري از عفونت و پاسخ به واكسن و در نتيجه حفاظت بدن در مقابل عفونت در آينده است. وقتي فرد واكسن دريافت مي‌كند سلول B آن را تشخيص داده و شروع به ساختن آنتي بادي مي‌كند. اين سلول B ويژه (سلول B حافظه‌اي) مي‌تواند مدت طولاني زندگي كند و زماني كه بدن با باكتري مشابه آنچه به واسطه واكسن سال‌ها قبل مواجه شده، برخورد كرد سلول B آماده پاسخ‌گويي و حفاظت از بدن است.
يكي از راه‌هاي محافظت سلول B از بدن توانايي تقسيم سريع آن‌ها در مواجهه با باكتري است. هر كپي از سلول B حافظه‌اي مي‌تواند هزاران واحد آنتي بادي توليد كند و به اين وسيله، بدن مي‌تواند ميليون‌ها آنتي بادي در زمان كوتاهي بسازد. سلول ميلوم مولتيپل، سلول Bاي است كه بدون دليل تقسيم شده و آنتي بادي ويژه‌اي را توليد مي‌كند. مشكلات از آنجا منشأ مي‌گيرد كه دسته‌هاي سلول B مغز استخوان را اشغال كرده و جاي سلول‌هاي نرمال را مي‌گيرند و نيز مقادير بالاي آنتي بادي توليد شده توسط سلول B مي‌تواند در كليه جمع شده و ايجاد نارسايي كليه كند و حتي از واكنش طبيعي بدن در مقابل عفونت جلوگيري نمايد. دسته‌هاي سلول B در مغز استخوان مي‌تواند باعث شكنندگي استخوان به وسيله ضربه‌هاي كوچك شود. مثلاً هنگام برخواستن از خواب، تنها عامل خطرساز شناخته شده ميلوم مولتيپل مواجهه با اشعه يونيزان است. هر ساله حدود 141000 مورد در آمريكا تشخيص داده مي‌شوند و تشخيص آن به وسيله نمونه‌گيري از مغز استخوان است.
سيستم‌هاي مرحله بندي متفاوتي براي ميلوم مولتيپل وجود دارد. چون ميلوم جزء تومورهاي مايع است يعني ابتدا در جريان خون كشف مي‌شود سيستم معمول مرحله‌بندي شامل اندازه تومور (T) و تعداد گره لنفي (N) و وجود متاستاز (M) قابل استفاده نيست و در عوض با اندازه گيري تأثير آن بر مغز استخوان و نيز بر سر رده سلول‌هاي خوني (گلبول قرمز، گلبول سفيد و پلاكت) مرحله بندي مي‌شود.
يكي از رايج‌ترين سيستم‌هاي مرحله بندي، سيستم مرحله‌بندي دوري- سالمون است كه دو سرطان شناس آن را توصيه كردند. در اين سيستم، مرحله I: تعداد گلبول قرمز خون طبيعي سطح دو نوع آنتي بادي در خون و ادرار طبيعي سطح كلسيم طبيعي (زمان كه ميلوم مولتيپل فعال است كلسيم از استخوان آزاد مي‌شود) و در راديوگرافي نيز هيچ حفره‌اي در استخوان وجود ندارد. مرحله II زماني تعريف مي‌شود كه نه مرحله I باشد و نه مرحله III. در مرحله III بيمار ممكن است هر كدام از اختلالات زير را داشته باشد: تعداد گلبول قرمز كم، مقادير بالاي آنتي بادي در خون و ادرار، سطح بالاي كلسيم و يا حفره‌هاي زياد در استخوان.
در اين سيستم بيماران براساس كاركرد كليوي نيز تقسيم مي‌شوند. بيماراني كه در آنها كاركرد كليه طبيعي است در مرحله A قرار مي‌گيرند و در آن‌هايي كه كاركرد كليه غيرطبيعي است در مرحله B. به عنوان مثال شخصي مبتلاً به ميلوم مولتيپل كه سطح كلسيم بالا به همراه آسيب كليوي داشته و در بيوپسي مغز استخوان شواهد از ميلوم مولتيپل داشته در مرحله IIIB قرار مي‌گيرد.
درمان ميلوم مولتيپل به مرحله تومور و توانايي فرد در تحمل رژيم درماني بستگي دارد. در موارد نادري كه فرد تنها دسته‌هاي سلولي ميلوم مولتيپل را در يك منطقه دارد (پلاسما سيتوما) مي‌توان از راديوتراپي تنها براي درمان استفاده نمود. براي بيشتر بيماران در مرحله III شيمي درماني توصيه مي‌شود.
رژيم‌هاي متفاوت شيمي‌درماني براي درمان ميلوم مولتيپل مورد استفاده قرار مي‌گيرند. دو مورد شايع‌تر آن به نام VAD (تركيبي از وين كريستين، دوكسوروبسين [آدريامايسين] و دگزامتازون) و MP (ملفالان و پردنيزون) هستند. بعضي بيماران كه در شرايط خوب بدني باشند و نيز سن آن‌ها اجازه بدهد (اين در مراكز مختلف متفاوت است) تحت عمل پيوند مغز استخوان قرار مي‌گيرند. مطالعات انجام شده نشان داده است كساني كه تحت پيوند مغز استخوان قرار مي‌گيرند طول عمر بيشتري نسبت به كساني كه شيمي‌درماني شده‌اند دارند. درمان‌هاي جديد اميدوار كننده در ميلوم مولتيپل شامل داروي تاليدومايد و پيوندهاي مغز استخوان جديد است. تاليدومايد جلوي رشد عروق خوني ريزي كه سلول ميلوم براي رشد به آن نياز دارد را مي‌گيرد. يك درمان با اهميت ديگر در بيمار مبتلاً به ميلوم مولتيپل داروهاي زولدرونات و پاميدرونات است. اين داروها باعث تقويت استخوان شده و شكستگي ناشي از ميلوم مولتيپل را كاهش مي‌دهد.
سرطان گره لنفي (لنفوم) چيست؟
سومين نوع تومورهاي مايع لنفوم است. لنفوم گروه بزرگي از بدخيمي است كه هم تومورهايي با رشد آهسته در آن قرار دارند و هم سريع‌تر تومور شناخته شده از لحاظ رشد. قدم اول در بررسي لنفوم افتراق بين بيماري هوچكين (HD) و ساير لنفوم‌ها كه لنفوم غيرهوچكين نام دارند است.
بيماري هوچكين
بيماري هوچكين به چهار دليل خود به لنفوم‌هاي جداگانه‌اي تقسيم مي‌شود كه اول، به خاطر تاريخچه خاص خود است. HD در سال 1832 توسط دكتر توماس هوچكين قبل از اينكه سرطان‌هاي ديگر شناخته شوند توضيح داده شد و نيز قبل از اينكه استاندارد تقسيم‌بندي schemes گسترش يابد. دوم، HD كاملاً متفاوت از سرطان‌هاي ديگر بوده و حتي مخالف بعضي سرطان‌هاي NHLs (لفنوم غيرهوچكين) است كه بعداً توضيح داده خواهد شد. سوم، سلول‌هاي سرطاني واقعي تنها قسمتي از بيماري را تشكيل مي‌دهند و آخرين و مهم‌ترين دليل اينكه HD به راحتي قابل درمان و معمولاً قابل علاج است.
بيماري هوچكين بيشتر در دو گروه سني اتفاق مي‌افتد: 25-20 سال و افراد بالاي 75 سال، هر ساله حدود 7500 مورد در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. HD خود داراي 4 نوع آسيب‌شناسي است. شايع‌ترين آن‌ها بيماري هوچكين همراه اسكلروز گرهي است. مانند ميلوم مولتيپل، HD نيز بيماري گلبول‌هاي سفيد ( سلول B) است كه آنتي‌بادي توليد كرده و با عفونت مبارزه مي‌كنند. برخلاف ميلوم، در اينجا سلول B نابالغ بوده و آنتي بادي توليد نمي‌كنند در نتيجه مشكلات ناشي از آن كه در ميلوم وجود داشت در HD وجود ندارد.
به علاوه، بر خلاف ميلوم مولتيپل و اكثر سرطان‌هاي ديگر يافتن تومور واقعي HD سخت است. البته بيمار مبتلاً به HD (هوچكين) گره لنفي بزرگ در ناحيه گردن و زير بغل دارد كه حاوي هزاران سلول بدخيم همراه ميليون‌ها سلول التهابي است كه باعث آرام‌شدن توده مي‌شود. تعدادي از سلول‌هاي بدخيم موجود در گره لنفي توليد سيتوكين مي‌كنند (ماده شيميايي كه باعث جذب و تجمع سلول‌هاي التهابي شده و در نتيجه گره، ملتهب و بادكرده مي‌شود). اين سيتوكين‌ها باعث رشد و تكثير سلولي در گره‌هاي لنفي ديگر نيز مي‌شود سيتوكين‌هاي مشابه ديگر باعث ايجاد علائم كلاسيك بيماري هوچكين مي‌شوند: تب، كاهش وزن و تعريق شبانه.
سيستم مرحله‌بندي بيماري هوچكين سيستم آن- آربور ناميده مي‌شود كه به وسيله آن- آربور در ميشيگان طراحي شده است. در مرحله I تنها يك ناحيه از گره‌هاي لنفاوي درگير هستند (به عنوان مثال گروه بزرگي از گره‌هاي لنفي درگردن و يا يك گروه در زير بغل) مرحله IIو III به وسيله محل گره لنفي نسبت به ديافراگم تعيين مي‌شوند. ديافراگم عضله بزرگي است كه به ريه كمك مي‌كند و در زير قفسه سينه قرار گرفته است. فردي كه گره‌هاي لنفي بدخيم در يك طرف ديافراگم (بالا يا پايين) دارد در مرحله HD II قرار مي‌گيرد و اگر گره‌هاي لنفي هر دو طرف ديافراگم درگير باشد مرحله IIIاست. اگر گره لنفي گردن و زير بغل درگير باشد مرحله II بوده ولي اگر گره لنفي گردن و كشاله ران درگير باشد در مرحله III قرار مي‌گيرد مرحله IV بيماري گسترش يافته هوچكين است و از درگيري كبد و مغز استخوان توسط لنفوم حكايت دارد و يا نقاط متعدد درگيري در خارج گره لنفي را نشان دهد.
عامل ديگر در مرحله‌بندي بيماري هوچكين داشتن علائمي چون تب، كاهش وزن و تعريق شبانه است. اگر علائم وجود داشته باشد بيماري B و اگر وجود نداشته باشد A خوانده مي‌شود. و آخرين عامل در مرحله‌بندي هوچكين اين است كه آيا گره لنفي با قطر بزرگ‌تر از 15 سانتي‌متر (حدود 4 اينچ) وجود دارد؟ اگر شخص چنين گره لنفي داشته باشد مرحله X ناميده مي‌شود. به عنوان مثال، بيمار 40 ساله‌اي كه هر شب تب داشته و يا گره لنفي خيلي بزرگ در گردن (6 اينچ) داشته، و در راديوگرافي توده كوچكي در ريه آشكار شده است. مرحله بيماري هوچكين اين فرد BX4 است.
درمان بيماري هوچكين بستگي به مرحله بيماري و بعضي اوقات به نوع باليني آن دارد. در مرحله IA مي‌توان با راديوتراپي تنها درمان را انجام داد. اما ديگر بيماران غالباً شيمي‌درماني و يا تركيبي از شيمي‌درماني و راديوتراپي را دريافت خواهند كرد. بيماراني كه در مرحله III و IV قرار دارند معمولاً شيمي درماني تنها دريافت مي‌كنند مگر اين كه يك تومور بزرگ داشته باشند (در مرحله X مرحله‌بندي قرار گيرند). تمام بيماراني كه در مرحله X بيماري هستند، در ناحيه توده بزرگ راديوتراپي دريافت خواهند كرد. رايج‌ترين شيمي‌درماني كه به كار مي‌رود ABVD نام دارد و شامل دوكسوروبسين (آدريامايسين)، بلئومايسين، وين‌بلاستين و داكاربازين است. براي اطلاعات بيشتر اين درمان به فصل 14 رجوع فرمائيد.
بيماري هوچكين درمان پذير است. بيشتر از 90 درصد افرادي كه در مرحله I و II قرار دارند به طور كامل درمان مي‌شوند، حتي آنان كه در مرحله III و IV هستند احتمال درمانشان خيلي زياد است. به خاطر احتمال زيادي درمان شدن در اين بيماري، پزشكان توجه ويژه‌اي به مقدار و نوع شيمي درماني و راديوتراپي مورد استفاده مي‌كنند. تحقيقات جديد استفاده از داروهايي با حداقل عوارض جانبي بلندمدت را توصيه مي‌كنند تا بيمار در خطر كمتري براي مبتلاً شدن به سرطان ديگر قرار گيرد.
لنفوم غيرهوچكين
يك گروه بزرگ لنفوم در كنار بيماري هوچكين قرار مي‌گيرد به نام لنفوم غيرهوچكين (NHL). اين لنفوم‌ها از گروهي از بيماري‌ها كه از انواع تهاجمي با رشد سريع تا انواع آرام و رشد آهسته متغيرند را شامل مي‌شود حدوداً، هر ساله 55000 مورد NHL در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود. NHL ششمين سرطان شايع در ميان مردان و زنان است. شايع‌ترين نوع اين لنفوم، لنفوم بزرگ و گسترده سلول B (BLBCL) است كه حدود 3/1 موارد را تشكيل مي‌دهد و بعد از آن لنفوم فوليكولار (FL) است كه 20درصد موارد را شامل مي‌شود. انواع ديگر لنفوم نادر است و كمتر از 5000 مورد را تشكيل مي‌دهند. دو گروه عمده لنفوم در زير توضيح داده مي‌شود.
چندين نكته مهم را بايد در ارتباط با لنفوم مدنظر داشت. اول اين كه آن‌ها نياز به نمونه‌برداري به وسيله جراحي دارند (برداشت بافت). برداشت يك قطعه از بافت، معمولاً يك گره لنفي كامل، داراي دقت تشخيصي بالاتري نسبت به نمونه‌برداري با سوزن است. در بسياري از موارد، افتراق بين انواع لنفوم، برنامه درماني را تحت تأثير قرار مي‌دهد و اين تشخيص با قطعه كوچكي از بافت امكان پذير نيست.
به علاوه، در بعضي انواع لنفوم، افتراق آن از لوسمي بسيار مشكل است. لوسمي يعني افزايش گلبول‌هاي سفيد در جريان خون و لنفوم عبارت است از تجمع گلبول‌هاي سفيد در كنار هم (غالباً درون يك گره لنفي). در بعضي موارد، اين دو پديده باهم اتفاق مي‌افتند. ممكن است يك تومور هم وارد جريان خون شود و هم در جايي ديگر يك توده ايجاد كند. بنابراين گاهي اوقات تا آزمايشات ويژه‌اي انجام نشود نمي‌توان بين لنفوم و لوسمي افتراق گذاشت.
فاكتور مهم سوم در ارتباط با تشخيص NHL، شاخص پيش آگهي بين‌المللي (IPI) نام دارد. IPI گروهي از نشانه‌هاي باليني است كه به پزشك در تعيين احتمال عود بيماري پس از درمان كمك مي‌كند. پنج علامت كه هركدام از نشانه‌هاي احتمال بالاي عود لنفوم است عبارت اس از: سن بالاي 60 سال، مرحله 3 و 4 لنفوم، درگيري خارج از گره لنفي، ناتواني بيمار در انجام امور روزانه و ميزان افزايش يافته لاكتات دهيدروژناز در خون (LDH) و فاكتور آخر كه در اكثر لنفوم‌ها (البته نه در همه) انجام مي‌گيرد سيستم مرحله‌بندي است. اين سيستم همانند مرحله بندي بيماري هوچكين است كه پيش از اين گفته شد.
لنفوم سلول B بزرگ گسترده (DLBCL) شايع‌ترين نوع لنفوم است و حدود 30 درصد كل لنفوم‌هاي غيرهوچكين را تشكيل مي‌دهد. اين بيماري در دهه ششم زندگي ايجاد مي‌گردد. مانند ميلوم مولتيپل و بيماري هوچكين، اين بيماري نيز در نوعي از گلبول‌هاي سفيد به نام سلول B ايجاد مي‌شود ولي آنتي بادي كه در ميلوم مولتيپل توليد مي‌شد وجود ندارد. شايع‌ترين تظاهر آن توده گردني است كه در واقع دسته‌هاي گره لنفي بزرگ شده‌اند. اكثر بيماران مبتلاً به DLBCL در زمان تشخيص بيماري پيشرفته در مرحله 3 يا 4 قرار دارند.
درمان اين لنفوم به مرحله زمان تشخيص آن بستگي دارد. اگر در مراحل زودرس بيماري باشد و مقادير كم لنفوم تنها در يك محل گره‌هاي لنفي ديده شود مي‌توان از شيمي‌درماني طولاني به تنهايي و يا از تركيب شيمي درماني كوتاه و راديوتراپي گره لنفي درگير، استفاده كرد. در افرادي كه بيماري آن‌ها در مراحل پيشرفته است به طور وسيع از شيمي‌درماني استفاده مي‌شود. توصيه براي مؤثرترين داروي شيمي‌درماني، مرتب در حال تغيير است ولي هم اكنون رژيم CHOP (سيكلوفسفامايد، هيدروكسي دوكسوربيسين، انكووين و پردنيزون) براي 6 دوره به همراهي نوعي آنتي‌بادي به نام ريتاكسيب (ريتاكسان) بيشتر توصيه مي‌شود. آنتي‌بادي يك پروتئين ويژه است كه در بدن توليد شده و مي‌تواند محكم به پروتئيني در خارج سلول بچسبد. سپس سلول‌هاي ديگر آنتي‌بادي را كشف كرد و سلولي كه آنتي بادي به آن چسبيده را منهدم مي‌كنند.
براي فهم بهتر اين مطلب به اين مثال توجه كنيد: خيابان زيبايي را در محله خود تصور كنيد يك رديف درخت دارد. وقتي يكي از اين درختان دچار مشكل مي‌شود. شهرداري مسئول آن منطقه يك علامت با رنگ قرمز روي آن مي‌زند. دير يا زودباغبان براي بازديد درختان مي‌آيد. با ديدن رنگ قرمز درخت را مي‌برد. آنتي بادي كه در اين لنفوم داده مي‌شود rituximab نام دارد. اين آنتي بادي به پروتئين خارج سلول لنفوم چسبيده و آن‌ها را مورد هدف تخريب قرار مي دهد. مانند رنگ قرمزي كه شهرداري روي درخت آسيب ديده زده بود تا بريده شود. دير يا زود سلول‌هاي ويژه‌اي در خون (به نام مونوسيت) آمده و آنتي بادي را شناسايي و سلولي كه آنتي بادي به آن چسبيده را منهدم مي‌كنند. استفاده از اين آنتي بادي يك پيشرفت عجيب در درمان لنفوم به وجود آورده است. عوارض جانبي اين آنتي‌بادي‌ها خيلي كمتر از عوامل شيمي‌درماني رايج بوده و به متخصصين اين اجازه را مي‌دهد كه از سيستم ايمني بدن براي كشتن سلول‌هاي سرطاني استفاده كنند.
جديدترين تحول در آنتي بادي- درماني، آنتي بادي كنژوگه ناميده مي‌شود. البته هنوز در دست مطالعه است ولي فهم مكانيسم آن آسان است. تصور كنيد كه شهرداري مي‌توانست به وسيله همان رنگ قرمزي كه به درخت آسيب ديده مي‌زند آن را از بين ببرد در اين صورت فقط لازم بود مأمور شهرداري در خيابان قدم زده و با رنگ علامت بزند و ديگر تا آمدن باغبان و بريدن درخت طول نمي‌كشيد و زماني تلف نمي‌شد. آنتي بادي كنژوگه با همان روش قبلي سلول لنفوم را شناسايي مي‌كند ولي در اينجا مقدار بسيار كمي از يك عنصر راديواكتيو را نيز حمل مي‌كند. زماني كه آنتي‌بادي به سلول چسبيد ماده راديواكتيو مي‌تواند با ايجاد اشعه مناسب سلول را نابود كند. بنابراين روند طبيعي بدن براي كشتن سلول، بسيار كوتاه‌تر مي‌شود. در آزمايشات كلينيكي اخير، آنتي‌بادي كنژوگه وظيفه خود را در كشتن سلول لنفوم خوب انجام داده است. البته هنوز زود است كه بتوانيم درباره عوارض جانبي طولاني مدت آن ناشي از برخورد اشعه به سلول‌هاي طبيعي مجاور نظر دهيم.
يك زير گروه بزرگ ديگر از لنفوم غير هوچكين لنفوم فوليكولر نام دارد. لنفوم فوليكولر دومين نوع شايع لنفوم است و تقريباً 20 درصد كل موارد لنفوم را شامل مي‌شود. مانند لنفوم سلول B بزرگ و منتشر، اين لنفوم نيز در افراد حدوداً 60 ساله رخ مي‌دهد. البته به نظر مي‌رسد اين لنفوم كمي در خانم‌ها شايع‌تر است. اين لنفوم به صورت يك گره لنفي بدون درد در گردن، زير بغل و كشاله ران بروز مي‌نمايد. اكثر افراد در زمان تشخيص به بيماري پيشرفته مبتلاً هستند. نكته جالب در مورد لنفوم فوليكولر تبديل آن به لنفوم سلول B بزرگ منتشر است كه 5 تا 10 درصد در هر سال احتمال آن وجود دارد.
لنفوم فوليكولر رشدي بسيار آهسته در بين تومورها دارد. در بسياري از موارد، فرد بدون هيچ درماني مي‌تواند سال ها زندگي كند. اين مطلب درمان صحيح بيماري را دشوار كرده است. براي مثال، اگر فرد در سن 80 سالگي در حالي كه سكته كرده و پرستار در خانه دارد دچار اين لنفوم شود نمي‌توان آرامش او را را بردن وي به بيمارستان و دادن شيمي‌درماني به هم زد و حتي شايد با شيمي درماني حال او بدتر شود. در اين گونه موارد، احتمالاً فرد پيش از علامت‌دارشدن لنفوم در اثر عامل ديگري (مثلاً سكته مجدد) فوت خواهد كرد و نيز درمان لنفوم طول عمر او را افزايش نمي‌دهد. از جهت ديگر، در يك فرد 55 ساله كه از جهات ديگر سالم و فعال است و به خاطر لنفوم علامت‌دار شده است درمان جدي با شيمي‌درماني درست به نظر مي‌رسد.
براي تصميم‌گيري درمان لنفوم فوليكولر بايد اين عوامل را در نظر داشت. در خيلي از موارد، درمان بايد با توجه و دنبال كردن شرايط بيمار انتخاب شود. اكثر بيماران احتياج به درمان تومور پيدا مي‌كنند (حال در زمان تشخيص و يا سال‌ها بعد) البته به نظر نمي‌رسد اين درمان در طول عمر بيمار تأثير داشته باشد. درمان‌هاي زيادي براي لنفوم فوليكولر در دسترس است كه به ميزان نياز به درمان بستگي دارد. اين درمان‌ها شامل راديوتراپي براي يك منطقه ويژه (مثل گره لنفي كشاله ران)، عوامل شيمي‌درماني مانند CHOP يا CVP (سيكلوفسفاميد- وين كريستين و پردنيزون) و يا درمان با آنتي‌بادي مانند ريتاكسيماب به همراه هر كدام از موارد بالا است. روش درمان معمولاً براساس نياز فرد در حين درمان انتخاب مي‌شود.
سرطان رحم (اندومتر و سرويكس) چيست؟
رحم يك ارگان در دستگاه توليد مثل زنانه است. رحم از نظر اندازه و شكل مانند يك گلابي سروته است كه در مركز لگن قرار گفته است. از يك طرف رحم از طريق سرويكس به واژن و از طرف ديگر به واسطه لوله فالوپ به تخمدان وصل مي‌شود. عملكرد اصلي رحم رشد جنين درون آن است. دو لايه اصلي ديواره رحم به اين عمل كمك مي‌كنند. داخلي‌ترين لايه، اندومتريوم ناميده شده و از شبكه عروقي كوچك تشكيل مي‌گردد. هورمون استروژن باعث رشد و افزايش ضخامت اين لايه در هر ماه شده و رحم را براي بارداري آماده مي‌كند. اگر بارداري اتفاق نيفتد،‌ لايه اندومترويم به دنبال پديده‌اي كه عادت ماهانه نام دارد تخريب و ريزش مي‌كند. لايه ديگر از عضلات ضخيمي تشكيل شده و ميومتر ناميده مي‌شود. اين لايه به ريزش ماهانه اندومتر و نيز حركت نوزاد در زمان زايمان كمك مي‌كند.
دو نوع اصلي سرطان رحم وجود دارد. اولين نوع آن از لايه اندومتر يا بدنه اصلي رحم به وجود آمده و سرطان اندومتر ناميده مي‌شود. به نظر مي‌رسد رشد و ريزش مداوم اندومتر در اثر هورمون استروژن زمينه گسترش اين سرطان باشد. سرطان اندومتر چهارمين سرطان شايع زنان و حدود 6% موارد سرطان را شامل مي‌شود. در كل درهر سال تقريباً 40000 مورد جديد سرطان اندومتر در ايالات متحده تشخيص داده شده است.
به علت ارتباطي كه ميان استروژن و لايه اندومتر وجود دارد هر شرايطي كه باعث افزايش استروژن و يا هورمون‌هاي مشابه استروژن شود با افزايش خطر ايجاد سرطان اندومتر همراه است. به بيان ديگر هورمون پروژسترون از خطر سرطان اندمتر خواهد كاست. براساس سن، يك خانم دوره طولاني با استروژن مواجه است بنابراين با افزايش سن و نيز يائسگي بعد از 55 سال با افزايش ميزان سرطان اندومتر همراه است و به همين دليل، داروهاي پيشگيري از حاملگي كه داراي استروژن تنها هستند باعث افزايش خطر سرطان مي‌شوند. به بيان ديگر استفاده از قرص‌هاي پيشگيري از حاملگي كه هم استروژن و هم پروژسترون داشته باشد باعث كاهش خطر سرطان اندومتر خواهند شد. چون حاملگي باعث كاهش مواجهه رحم با استروژن مي‌شود در كساني كه فرزندي ندارند احتمال سرطان اندومتر بالاتر است. به بيان ديگر، زني كه زايمان زياد دارد كمتر در معرض خطر سرطان اندومتر است و در نهايت، بافت چربي مي‌تواند مقادير اضافي استروژن توليد كند: بنابراين، چاقي با سرطان اندومتر مرتبط است.
عوامل خطرساز ديگر نيز وجود دارد كه كمتر شناخته شده‌اند مانند ديابت، فشار خون، رژيم غذايي پرچربي و بيماري ژنتيكي به نام سندرم سرطان كولون غيرپوليپي وراثتي، يكي از عوامل خطرساز كه بحث زيادي درباره آن وجود دارد داروي تاموكسيفن است. تاموكسيفن يك داروي موثر براي سرطان پستان است. تاموكسيفن تاحدودي عملكرد استروژن را تقليد كرده و باعث افزايش خطر سرطان اندومتر مي‌شود. بسياري از مطالعات نشان داده‌اند كه در زناني كه به علت سرطان پستان از اين دارو استفاده مي‌كنند منافع آن بيشتر از عوارض جانبي،‌يعني افزايش سرطان اندومتر است. اين پرسش كمتر پيش آمده كه چرا از داروهايي نظير رالوكسيفن كه احتمال سرطان را افزايش نمي‌دهند به جاي تاموكسيفن استفاده نمي‌شود؟
شايع ترين علامت سرطان اندمتر خونريزي طبيعي رحم است. ممكن است به صورت شروع مجدد خونريزي پس از يائسگي باشد يا ميان دوره عادت ماهانه خونريزي رخ دهد. زماني كه خونريزي غيرطبيعي مشاهده شد ارزيابي دقيق از لحاظ سرطان اندومتر شامل نمونه‌برداري از اندومتر و يا جراحي كوچك اتساع- كورتاژ (D&C) بايد انجام شود.
زماني كه وجود سرطان اندومتر با نمونه‌برداري تأييد شد، درمان آن به مرحله تومور بستگي خواهد داشت. ارزيابي و درمان سرطان اندومتر با تعيين مرحله بيماري شروع مي‌شود. مرحله تومور به ميزان گسترش تومور در زمان جراحي بستگي دارد. جراحي معمولاً شامل برداشت كامل رحم و هر دو تخمدان و لوله‌هاي فالوپ است (هيستركتومي كامل شكمي و سالپنژواوفوركتومي خارجي يا TAH/850). سپس رحم كاملاً آزمايش مي‌شود. اگر لازم بود، جراحي بيشتري، نظير برداشت گره لنفي، قبل از اتمام عمل انجام خواهد شد.
مرحله زودرس سرطان اندومتر به صورت سرطاني كه كاملاً درون رحم محدود شده و به شكم گسترش نيافته تعريف مي‌شود. زماني كه سرطان به مثانه، روده و يا هر جاي ديگر گسترش يابد بيماري پيشرفته قلمداد مي‌شود. عامل ديگر كه در تعيين نوع درمان اهميت دارد درجه تومور است. اگر تومور زير ميكروسكوپ خيلي غيرطبيعي باشد درجه بالا حساب شده و گاهي نياز به تغيير درمان به وجود مي‌آيد.
خانمي كه بيماري محدودي داشته و درجه تومور هم پايين است مي‌تواند از جراحي تنها براي درمان استفاده كند. جالب است كه تحقيقات جديد نشان مي‌دهند خانمي كه به خاطر حال بد امكان جراحي برايش وجود ندارد و در نتيجه تحت راديوتراپي قرار مي‌گيرد از لحاظ نتيجه نهايي در طولاني مدت با جراحي تفاوتي ندارد. ندرتاً، اگر بيماري خيلي زودرس باشد و خانم تمايل به بچه‌دار شدن داشته باشد با رعايت پيگيري دقيق مي‌تواند با پروژسترون تنها تحت درمان قرار گيرد.
به بسياري از زنان كه بيماري محدودي دارند (سرطاني كه زياد گسترش نيافته است) توصيه مي‌شود از راديوتراپي پس از جراحي استفاده كنند. خانمي كه بيماري پيشرفته‌تري دارد بايد پس از جراحي راديوتراپي دريافت كند. در بعضي حالات، شيمي‌درماني نيز توصيه مي‌شود. همانطور كه پيش از اين گفته شد، از پروژسترون مي‌توان در مراحل زودرس بيماري استفاده كرد و همچنين از پروژسترون زماني كه رشد تومور آهسته بوده و سرطان گسترده است نيز مي‌توان بهره جست. شيمي‌درماني استاندارد شامل سيس پلاتين و كاربوپلاتين است.
دومين نوع اصلي سرطان رحم از سرويكس منشأ گرفته و سرطان سرويكس ناميده مي‌شود. تقريباً در هر سال 3000 مورد جديد سرطان سرويكس در ايالات متحده تشخيص داده شده است. اختلاف در ميزان بروز، مرگ و مير ناشي از سرطان سرويكس به محل زندگي فرد در دنيا مربوط مي‌شود. در كشورهاي پيشرفته 75 درصد كاهش بروز سرطان سرويكس در 50 سال اخير وجود داشته است ولي در كشورهاي در حال توسعه، سرطان سروكيس دومين تومور شايع بوده و نيمي از بيماران مبتلاً به اين سرطان در اثر بيماري فوت مي‌كنند. اين اختلاف به علت برنامه گسترده غربالگري سرطان سرويكس در كشورهاي توسعه يافته است. رايجترين غربالگري، پاپ اسمير منظم است.
علت ايجاد سرطان سرويكس به خوبي شناخته شده است. ويروس پاپيلوم انساني (Hpv) در 97 درصد مبتلايان به سرطان سرويكس يافت شده است. البته تمام كساني كه به Hpv آلوده‌اند به سرطان مبتلاً نمي‌شوند. Hpv يك بيماري انتقال يابنده از راه جنسي است و در نتيجه خطر ساز بودن ارتباط جنسي براي سرطان سرويكس را بيان مي‌كند. مهمترين عوامل خطرساز شروع فعاليت جنسي در سنين جواني، داشتن چند شريك جنسي، داشتن شريك جنسي پرخطر و سابقه بيماري جنسي ديگر است. دو عامل خطرساز ديگر كه كمتر شناخته شده‌اند عبارتند از سيگاركشيدن و سطح اجتماعي- اقتصادي پايين.
بيشتر موارد سرطان سرويكس به وسيله پاپ اسمير منظم كشف مي‌شوند. مواردي كه به علت انجام نشدن غربالگري (پاپ اسمير منظم) كشف نمي‌شوند پيشرفته‌تر شده و به سختي درمان مي‌شوند. زماني كه پاپ اسمير سرطان سرويكس را نشان مي‌دهد بيمار بايد تحت آزمايشي به نام كولپوسكوپي قرار گيرد. اين آزمايش به متخصص زنان اجازه مي‌دهد نماي بهتري از سرويكس داشته باشد. نمونه‌گيري مكرر در حين آزمايش انجام خواهد شد تا تشخيص سرطان سرويكس را ثابت يا رد كند.
سيستم مرحله بندي سرطان سرويكس (سيستم اتحاد بين‌المللي زنان و زايمان يا FIGO) براساس معاينه فيزيكي و ارزيابي باليني است. در مرحله I محدود به سرويكس است (در اينجا چندين زير گروه وجود دارد كه به اندازه تومور قابل ديدبودن آن بستگي دارد). در مرحله 2، سرطان به كنار رحم تجاوز كرده ولي ديواره لگن و 3/1 تحتاني واژن درگير نيست. در مرحله 3 تومور به ديواره لگن گسترش يافته و ممكن است كليه هم درگير باشد. مرحله 4 بيماري به لگن طرف مقابل هم گسترش يافته است.
مانند اكثر سرطان‌ها، درمان مناسب به مرحله تومور بستگي دارد. مرحله زودرس را مي‌توان به سادگي با برداشت قسمتي از سرويكس درمان كرد. در هر صورت اكثر تومورهايي كه بيشتر از مرحله 2 هستند به وسيله برداشت كامل رحم درمان خواهند شد. اكثر مراكز در حين جراحي، گره‌هاي لنفي را نيز خارج مي‌كنند.
بسته به اين كه در حين جراحي چه چيزي كشف شود درمان‌هاي متفاوتي توصيه مي‌گردد كه عبارتند از راديوتراپي و يا شيمي‌درماني. در مراحل زودرس ممكن است راديوتراپي و يا تركيبي از راديوتراپي و شيمي‌درماني بدون استفاده از جراحي به كار رود. در مورد درمان بيماري كه يك تومور بزرگ در زمان مشخصي دارد اختلاف نظر وجود دارد. بعضي مراكز ابتدا راديوتراپي و يا شيمي درماني كرده سپس جراحي مي‌كنند و بعضي مراكز ديگر برعكس. اگر تومور از مرحله 2 بزرگ‌تر باشد معمولاً به وسيله تركيب شيمي‌درماني و راديوتراپي درمان خواهد شد. در صورت عود تومور پس از اين درمان اوليه، عوامل شيمي‌درماني مختلف به صورت تنها يا تركيبي ممكن است مفيد باشد.
سرطان پستان چيست؟
پستان غده‌اي واقع در جدار قفسه سينه است كه هدف اصلي آن توليد شير است. پستان فضاي 4 ضلعي روي قفسه سينه را مي‌پوشاند. در طرف داخل آن جناغ، در بالاي آن ترقوه و در خارج آن خطي كه از وسط زير بغل به پايين مي‌آيد قرار دارد.
سرطان پستان شايع‌ترين سرطان تشخيص داده شده در زنان امريكايي و دومين علت مرگ ناشي از سرطان است (پس از سرطان ريه). تقريباً سالانه 200000 مورد جديد سرطان پستان در ايالات متحده تشخيص داده مي‌شود و هر سال 41000 نفر به علت سرطان پستان فوت مي‌كنند. تقريباً تمام سرطان‌هاي پستان آدنوكارسينوم هستند. دو زير گروه آدنوكارسينوم در سرطان پستان وجود دارد، كارسينوم مجاري و كارسينوم لبولر.
عوامل خطرساز سرطان پستان شامل عوامل ژنتيكي و محيطي است. اين دو عامل باهم كار مي‌كنند. وقتي يك شخص از لحاظ ژنتيكي مستعد است و با يك عامل محيطي موثر مواجه مي‌شود سرطان در او گسترش پيدا مي‌كند. عوامل خطرساز ويژه سرطان پستان شامل افزايش سن (هر چه سن بالاتر باشد احتمال سرطان پستان در وي بيشتر است) بيماري خوش خيم پستان (البته خانمي كه تحت نمونه‌برداري از پستان قرار گرفته و جواب نمونه‌برداري منفي بوده، فرآيند نمونه‌برداري در او ايجاد سرطان پستان نمي‌كند) مواجهه با اشعه (به ويژه كساني كه در اوايل زندگي راديوتراپي شده‌اند) مصرف الكل (باعث افزايش استروژن و در نتيجه رشد بافت پستان مي‌شود) است. ساير عوامل خطرساز براي سرطان پستان شامل عادت‌ماهانه زودرس (سني كه اولين عادت ماهانه شروع شده)، يائسگي ديررس و نداشتن فرزند است.
سه علت آخر مربوط به مقدار زماني است كه بافت پستان با استروژن مواجه است. استروژن رشد بافت پستان را تحريك مي‌كند. اين سئوال كه آيا قرص‌هاي پيشگيري خوراكي در بلندمدت فرد را مستعد سرطان پستان مي‌كند هنوز مورد اختلاف نظر است. به هر حال، مطالعات زيادي كه در سال‌هاي مختلف انجام شده نشان مي‌دهند كه استفاده از قرص‌هاي خوراكي پيشگيري، خطر ايجاد سرطان پستان را افزايش نمي‌دهند. به نظر مي‌رسد درمان جايگزيني هورمون در دوران پس از يائسگي باعث افزايش خطر سرطان پستان گردد.
مهم‌ترين عامل خطرساز سرطان پستان داشتن سابقه خانوادگي سرطان پستان است. شانس خانمي كه مادر و يا خواهر او سرطان سينه دارد براي مبتلاً شدن به اين سرطان 3/1 تا 3 برابر است. ايجاد سرطان پستان در يك خانواده مربوط به دو جهش ژنتيكي است كه در چند سال اخير كشف شده است: BRCA1 و BRCA2 (براي اطلاعات بيشتر در مورد جهش ژنتيكي و خطر سرطان به فصل 8 مر اجعه فرمائيد). BRCA2 و BRCA1 در 6 تا 10 درصد كل سرطان‌هاي پستان و تخمدان ايالات متحده وجود دارد و تنها 3 درصد كل سرطان‌هاي پستان را شامل مي‌شود.
سرطان پستان به دو دسته كارسينوم درجا (In situ) و سرطان مهاجم تقسيم مي‌شود كارسينوم insitu به مواردي اطلاق مي‌شود كه توده سرطاني كوچكي در يك منطقه محدود پستان كه از آن منشأ گرفته وجود داشته باشد. كارسينوم insitu مجاري (DCIS) از مجاري بسيار كوچكي در پستان منشأ مي‌گيرد. اين نوع سرطان به وسيله ماموگرافي تشخيص داده مي‌شود. در ماموگرافي، DCIS به صورت كلسيمي شدن كوچك ديده مي‌شود (ميكروكلسيفيكاسيون) و يا نقاط سفيدي در زمينه سياه پستان كارسينوم لوبولر insitu از لبول پستان منشأ مي‌گيرد. اين نوع سرطان معمولاً تصادفي و در جريان نمونه‌برداري به منظور ديگر، مثل نمونه‌برداري براي برداشت مايع يك كيست، تشخيص داده مي‌شود. اين نوع سرطان پستان با كلسيفيكاسيون همراه نيست؛ بنابراين با ماموگرافي قابل تشخيص نخواهد بود.
سرطان تهاجمي به واسطه رشد در محلي غير از منشأ خود از كارسينوم insitu جدا مي‌شود. DCIS درون مجاري پستان باقي مي‌ماند ولي كارسينوم تهاجم مجاري به بافت اطراف و عرق خوني و حتي ساختمان‌هاي مجاور گسترش مي‌يابد. اين مسئله در مورد كارسينوم لوبولر تهاجمي نيز صدق مي‌كند. كارسينوم تهاجمي معمولاً به صورت يك توده (البته به وسيله ماموگرافي هم ديده مي‌شوند) بروز مي‌كند و تومور insitu اين گونه نيست. اگر چه به وسيله ميكروسكوپ مي‌توان كارسينوم مجاري و كارسينوم لوبولر را از هم تفكيك كرد ولي در عمل هر دو به يك روش درمان شده و پيش آگهي يكساني دارند.
اكثر سرطان‌هاي پستان توسط خود شخص كشف مي‌شود، ممكن است خانم در معاينه ماهانه پستان توده‌اي احساس كند و يا پزشك در معاينه سالانه‌اي كه انجام مي‌دهد متوجه شود و يا به وسيله ماموگرافي مشخص مي‌گردد. زماني كه سرطان پستان مشكوك باشد منطقه است. نمونه‌برداري مي‌تواند به وسيله سوزن باريك براي برداشت قسمتي از توده و يا با سوزن ضخيم براي برداشت مركز توده و يا با برش براي برداشت كل توده انجام شود.
زماني كه سرطان پستان به وسيله نمونه‌برداري تأييد شد چند آزمايش ديگر براي مرحله‌بندي دقيق بيماري انجام مي‌شود. به استنثاء مواردي كه سرطان پستان insitu بوده (كارسينوم و يا كارسينوم لوبولر)، نمونه‌برداري به تنهايي براي درمان كافي است و مرحله‌بندي ديگر غيرضروري خواهد بود. در موارد ديگر، بيمار بايد براي برداشت توده و يا برداشت پستان، تحت عمل جراحي قرار گيرد. همزمان با اين جراحي گره لنفي ناحيه زير بغل در طرف مبتلاً خارج مي‌شود تا ميزان گسترش سرطان به گره لنفي تعيين شود.
مرحله‌بندي تومور در سه قسمت انجام مي‌شود: اندازه تومور، آيا سرطان گره لنفي را درگير كرده است و آيا سرطان به قسمت ديگري از بدن گسترش يافته است.
بخش پاياني ارزيابي پيش از درمان، تعيين ويژگي سلولي تومور است. براي اين منظور، آسيب‌شناس حضور يا عدم حضور گيرنده هورموني را بررسي مي‌كند كه شامل گيرنده استروژن و پروژسترون است و نيز آيا سرطان حاوي ژن HER2 هست يا نه! بررسي گيرنده هورموني نشان مي‌دهد كه رشد تومور با استروژن و پروژسترون تشديد مي‌شود يا نه! بنابراين مي‌توان با سركوب هورموني اوليه داروهايي مانند لوپروليد (لوپرون) و تاموكسيفن رشد تومور را متوقف كرد. وجود ژن HER2 نشان مي‌دهد كه تومور به شيمي‌درماني بهتر پاسخ مي‌دهد.
درمان سرطان پستان موضوعي پيچيده است و با تعيين مرحله بيماري شروع مي‌شود. سه نوع درمان طبي براي مراحل زودرس سرطان پستان وجود دارد: راديوتراپي، شيمي‌درماني و هورمون درماني. در بعضي موارد هر سه با هم به كار مي‌روند و در برخي ديگر يك يا دو مورد استفاده مي‌شود.
در اكثر افراد، قدم درماني اول جراحي موسوم به ماستكتومي راديكال تعديل كننده (MRM) و يا جراحي ديگري به نام لامپكتومي است. در MRM كل بافت سينه برداشته مي‌شود ولي در لامپكتومي (توده برداري) تنها قسمتي كه تومور وجود دارد برداشته مي‌شود. زناني كه لامپكتومي تنها بدون راديوتراپي شده‌اند در معرض خطر عود سرطان پستان قرار دارند. بنابراين درمان استاندارد عبارت است از MRM و يا لامپكتومي به همراه راديوتراپي. چندين مطالعه بزرگ نشان داده‌اند كه نتيجه نهايي اين دو درمان مشابه است.
به وسيله جراحي اوليه مي‌توان گره‌هاي لنفاوي را ارزيابي نموده و تعيين كرد كه آيا سرطان به خارج از پستان گسترش يافته يا نه! گره لنفي، اجتماع كوچك سلولي است كه در سراسر بدن پخش هستند. مايع مياني بافتي در هر منطقه از پوست به وسيله مجاري لنفي به يك گره لنفي هدايت مي‌شوند. مجاري بزرگتري اين گره‌ها را به هم متصل مي‌كنند. با اين كه كار اصلي گره لنفي كشف عفونت است ولي اين مجاري و گره‌ها مي‌توانند مانند يك مسير، باعث گسترش سرطان گردند. گره‌هايي كه مايعات پستان را جمع‌آوري مي‌كنند در زير بغل قرار دارند. حتي يك تومور كوچك پستان مي‌تواند به گره لنفي زيربغل گسترش يابد. براي تعيين گسترش سرطان به گره لنفي بايد گروه گره‌هاي لنفي و يا يك گره لنفي به مسئول جمع‌آوري مايعات آن منطقه توسط جراحي برداشته شده و توسط پاتولوژيست زير ميكروسكوپ بررسي شود. اگر سرطان به گره لنفي مسئول گسترش نيافته باشد بعيد است كه به گره‌هاي لنفي ديگر و يا به جاي ديگري از بدن گسترش يافته باشد.
زماني كه سرطان پستان به وسيله جراحي MRM و يا لامپكتومي همراه راديوتراپي درمان شد و گره لنفي مورد آزمايش قرار گرفت مي‌توان تعيين كرد كه آيا فرد نياز به شيمي‌درماني يا هورمون درماني دارد يا نه!
اين مطلب كه آيا هورمون درماني مناسب است يا خير به وسيله سه عامل تعيين مي‌شود: 1) آيا فرد يائسه است؟ 2) آيا تومور گيرنده استروژن (ER) و پروژسترون (PR) دارد؟ 2) آيا تومور گيرنده استروژن (ER) و پروژسترون (PR) دارد؟ 3) احتمال خطر عود تومور چقدر است؟ (به عنوان مثال، تومور به گره لنفي گسترش يافته است)، به خانم‌هايي كه تومور آن‌ها گينرده استروژن و پروژسترون دارد توصيه مي‌شود به مدت 5 سال از هورمون درماني استفاده كنند. هورمون درماني شامل تاموكسيفن و داروهايي است كه مهار كننده آروماتاز نام دارند ولي توضيح درمان انتخابي هورموني از حوزه اين بخش خارج است. هنوز مشخص نشده كه اگر تومور پستان فاقد گيرنده استروژن و پروژسترون بود آيا ديگر نياز به هورمون درماني خواهد بود.
استفاده از شيمي درماني در مراحل زودرس سرطان پستان پيچيده است. به طور كلي، اگر سرطان به گره لنفي گسترش يافته باشد بايد پس از جراحي و راديوتراپي، شيمي درماني نيز انجام شود البته نوع شيمي درماني هم از حوزه اين بخش خارج است. در بعضي موارد بدون گسترش تومور به گره لنفي نيز شيمي درماني توصيه مي‌شود. البته اين موارد به خوبي تعريف نشده‌اند و همچنين ممكن است با وجود گسترش تومور به گره لنفي، شيمي درماني مناسب نباشد.
علاوه برشيمي درماني، آنتي بادي به نام تراس توزامب (هرسپتين) بعضي اوقات به كار مي‌رود. Trastrzumab پروتئيني به نام Her2/new (يا C-erb2) را كه در 35 درصد موارد سرطان پستان وجود دارد هدف قرار مي‌دهد. اگر سرطان پستان اين پروتئين را بروز دهد، درمان با آنتي بادي جزء درمان‌هاي انتخابي خواهد بود.
__________________
کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --
مجموعه وب سايت هاي گروه پزشكي ناجي در خدمت شماست


کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --

کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --

کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --




کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --
Naji آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید Naji سپاس کرده است .
narges_T (29-01-2011)
پاسخ


کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپيك
نحوه نمایش

شرايط ارسال
شما میتوانید تاپيك جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را دارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما امکان ویرایش پست های خود را دارید .

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



اکنون ساعت 03:51 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

A VBIran Design

تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان ، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی 02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387

Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2014, Jelsoft Enterprises  LC


Content Relevant URLs by vBSEO 3.3.2