قابل توجه کاربران محترم: آنچه در این سایت موجود است فقط جنبه آموزشی دارد و جای درمان را نمی گیرد!

بازگشت   تالار گفتمان مرکز آمبولانس نــاجــی - Naaji Ambulance Forum > گوناگون > هرچه می خواهد دل تنگت بگو > بحث آزاد


آدرس سايت هاي گروه پزشكي ناجي www.naajico.ir و www.parastari.ir و www.naaji.ir ميباشد
آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
LinkBack ابزارهای تاپيك نحوه نمایش
قدیمی 21-05-2010, 05:32   #1 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
sdsdsd دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

در اين تاپيك ميخوام مطالب جالب و خواندني در مورد ارواح براتون بذارم

اميدوارم خوشتون بياد

اگه شما هم مطلب جالبي داشتيد ميتونيد اينجا بيان كنيد
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده است .
Naji (23-05-2010)

تالار گفتمان آریایی ها
قدیمی 21-05-2010, 05:33   #2 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

روح هرگز نمی میرد با اعتقاد باينكه روح از خداست و از عالم خاك نيست وچند روزي در عالم خاك و در قفس تن زيسته بالاخره به اصل خود راجع ميشود
بنابراين فنا نمي پذيرد وجاودانه مي ماند.انسان پس از وقوع مرگ زنده مي ماند چون از جزء جسمي خود كه به هنگام حيات مادي مورد استفاده اش بوده مجزا مي گردد و به جهان ديگر عزيمت مي نمايد. يكي از محققان علم الا رواح بنام( اما نوئل سوئيد نبورك ) كه مطالعات او جنبه تجربي دارد و از روشن نمودن جهان پر راز ورمز روح قدمهاي اساسي برداشتهو خود شخصا مورد آزمايش قرار گرفته چونمواجه با حقيقت انكار ناپذ ير وجود روح گرديده نوشته هاي اومي تواند مستند باشد من خلاصه اي از شاهدات او را در اين مجموعه مي آورم:
( اما نوئل ) كه شخصا وقايع نخستين مراحل مرگ راتجربه كردومدتي خارج از بد نش بسر برده مي گويد:
من وارد حالتي گشتم كه فاقد هرنوع نيروي حسي اسماني بود و تقريبا بحال تزع افتادم. تا وجود اين حيات درونيم كه متشكل از ذهن وافكارم بود دست نخورده باقي ماند.طوري كه وقوع حوادث را كه بر من روي داده و نيز بر كساني كه پس از وقوع مرگ حيات دوباره يافته اند رخ مي دهد .در ذهنم ادراك نموده و محفوظ نگاهداشتم .گوئي اين نيرو بشخص اعطا مي گرديد تا دريابد ذهن و در نتيجه روحش از جسمش دفع شده و مجددا بسيو آن كشيده شده و جذب مي گردد.
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده است .
Naji (23-05-2010)
قدیمی 21-05-2010, 05:34   #3 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

5 طریقه برای ارتباط با ارواح

ميز و فنجان 2- ميز و عقربه 3- تماس بوسيله كتابت 4- تماس در حال خلسه 5- تجسد روحي


1- ميزي انتخاب مي شود كه حروف الفباء و اعداد به شكل دايره دراطراف آن نوشته شده و نيز دو كلمه بله و خير در آن آمده . حاضران از زن و مرد در اطراف ميز گرد مي نشينند و كف دستهاي خود را وصل بهم روي ميز قرار مي دهند و يك فنجان هم روي ميز مي گذارند . حاضران با خلوص نيت به ذكر دعا و نياز مي پردازند در اين وقت فنجان هم در حالي كه وارونه شده در مركز ميز قرار مي گيرد در آن حال دو يا سه نفر از حاضران انگشت سبابه خود را در گودي به فنجان مي گذراند بطوري كه لمس شود و شرط اين است كه انگشت خود را فشار ندهند و يا حركات ارادي بر فنجان دارد نسازند و بهتر است براي رفع شبهه چشمان خود را به بند ند. پس از اين مقدمات از روح نام او را مي پرسند فنجان به طرف حروفي حركت مي كند كه نام روح از آنها تركيب يافته مثلا اگر اسمش رضا باشد فنجان بطرف ر مي رود و به مركز ميز بر مي گردد و دوباره بطرف حرف ( ض ) ميرود بهمين ترتيب حروف الف را نشان داري مي نمايد . و انگشتان حاضران روي قسمت گودي ظرف قرار دارد و در همين حال يكي از حاضران حروف مختلفي را كه پي در پي بوسيله فنجان مشخص مي شود يادداشت مي كنند و از آن كلمات و بعد جمله ها تشكيل مي شود و سوال ادامه مي يابد در اينجا اكتو پلاسم از سر انگشتان نزديك فنجان نشات مي گيرد و روحي كه مايل به تماس گرفتن است مي تواند از طريق تماس انگشتان فنجان را به حركت در آورد.

2- ميز و عقربه - مي توان در وسط ميزي عقربه اي شبيه به عقربه ساعت نصب كرد و بطوري آن را قرار داد كه به آساني بچرخد ... اين عقربه را هيچيك از حاضران نبايد لمس كند و البته در اطراف ميز حروف و اعداد نيز نوشته شده كه عقربه در برابر هر يك قرار مي گيرد وخود روح هم مي تواند براي تشكيل كلمه و جمله عقربه را بچرخاند.

3- تماس بوسيله نوشتن - به اين معني كه مديوم قلمي بدست مي گيرد بطريقي كه مي خواهد چيزي بنويسد در اينجا يك دوربين به كار مي افتد و حركت دست او را تعقيب مي كند لحظه اي بعد دست مديوم (واسطه) كه قلم را در دست دارد به حركت مي آيد و بدون دخالت يا تمايل او با سرعت چيزهائي را كه لازم است و مورد سوال مي باشد مي نويسد. اين در واقع دست روح است كه به مديوم تسلط دارد حتي گاهي نگارش به زباني نوشته مي شود كه مديوم آنرا نمي داند. در اينجا هم جريان به صورت سوال و جواب اولي شفاهي دومي كتبي انجام مي گيرد.

4- در حال خلسه (غش) - در اين حال و سيط (مديوم) دچار حالت مخصوصي مي گردد مانند غش و از خود بيخود شدن وبيهوشي ... كه شباهت به خواب مغناطيسي دارد و او را از اين حالت حتي بزور و عنف هم نمي توان خارج ساخت.
در اين وضع روحي كه خواهان ارتباط و احضار است بطور موقت به بدن مديوم وارد مي شود و اين روح از دستگاه صوتي مديوم استفاده مي كند و به زبان او سخن مي گويد و حاضران سخنانش را مي شنوند. براي دست يابي به چنين حالتي حضار در يك اطاق در بسته مجهز به چراغهائي كه يكي نور سفيد و ديگري قرمز دارد جمع مي شوند در حالي كه در قسمتي تاريك موسيقي نواخته مي شود تا مديوم به (بيخودي) فرو رود. وقتي روحي كه بر مديوم مسلط شده به زبان و با دهان او به سخن مي آيد آهنگ موسيقي را متوقف مي كنند و چراغ روشن مي شود. حاضران خاموش مي مانند و وقتي روح اطاق را ترك مي كنند بايد چراغ سفيد روشن شود. شركت كنندگان در سكوت كامل مي مانند تا بدون دخالت آنها مديوم بهوش بيايد و به حال عادي باز گردد در اين حالت مديوم مي تواند به زبان هاي مختلف تكلم كند و در سخنانش و يا نوشته هايش - آثار ادبي مهم و اصطلاحات ارزنده علمي مي آيد در حالي كه ممكن است اصولا سواد نداشته باشد. در مورد بيماران اصطلاحات مخصوص پزشك را بكار مي برد و قادر است به علاج روحي مريضي كه در جلسه حضور دارد يا غايب است بپردازد.
اين نوع تماس از بهترين انواع آن است زيرا روح بعد از بيهوشي مد يوم بوسيله اكتو پلاسم يك ( ماسك ) در صورتش و بخصوص در نواحي دهان ماديش پديدار مي شود و آنرا مي پو شاند و( ارتعاش صوتي) در اين قسمت موجب مي شود كه صدايش به گوش حاضران برسد.
5- تجسد كامل
در اين وضع پس از بيهوشي ( حالت خلسه ) مد يوم و انتشار اكتو پلاسم كافي از او روح مي تواند تجسد يابد يعني شكل بگيرد در ست مانند بدن انسان اين روحتجسد يافته كه تصور ميكردد لباس به تن دارد در كنار حاضران مي نشيندوبا آنها جگفتگو مي پردازد. درست مثل انسان زنده يا كسي كه مجددا به دنيا آمده وفتي نيروي اوكاهش مي يابد جسمش بتدريج به تحليل مي رود تا مخفي شود. اگر يكي از حاضران دست اين روح را بدست گيرد كم كم ذوب مي شود تا انيكه بكلي نا پديد گردد.
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده است .
Naji (23-05-2010)
قدیمی 21-05-2010, 05:36   #4 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

از زبان ارواح

گفتگوي ذيل توسط ( دكتر آرثر فندلاي ) در منزل ( سلون ) كه ( مديوم ) يا رابط روحي است به همراه خانم (ميلار ) كه نويسنده مطالبي است كه از ارواح و دكتر فندلاي مي شنود نقل مي گردد .

سوال : آيا همه ارواح ساكنين جهان شما مي توانند گاهي با زمين ارتباط پيدا كنند؟
جواب: هر اندازه ما ارتقاء پيدا كرديم و به درجات بالاتر رفتيم ارتباط ما با جهان شما كم مي شود. و حتي در اين هنگام ما كمتر به فكر زندگي زميني مي افتيم . مسئله زندگي در جهان ما مسئله خواستن و تمايل است يعني هر وقت اراده بكنيم مي توانيم با موجودات زميني ارتباط پيدا كنيم. وقتي كه اين تمايل و اراده ما از بين رفت ديگر ما به سوي شما نمي آييم . انسانها هر كدام به نسبت رشد عقلي و نوع عملشان در روي زمين پس از مرگ وارد طبقه اي از طبقات هفتگانه عالم ارواح مي شوند و با كتاب خواندن و استفاده از عقل ديگر ارواح به رشد و نمو عقل خود مي پردازند و به تناسب رشد طبقاتشان بالا و بالاتر مي رود تا در نهايت به عقل كل و روح اعظم كه خداوند تبارك و تعالي است بپيوند ند.
سوال : آيا سگها و يا حيوانات ديگر و گربه ها هم پس از مرگ حيات دارند؟
جواب : بلي آقاي من به طور تاكيد مي گويم كه حيات دارند . چون هيچ زنده اي معدوم نمي شود .ولي حيوانات پس از مرگ در جهان ارواح ما زندگي نمي كنند . چون آ‌نها يك عالم روحي ديگر و مخصوص به خود دارند و آنها در عالم روحي مثل انسانها زندگي نمي كنند . ولي اگر سگي در زندگي زميني با انساني مانوس شد و به وي علاقه پيدا كرد وقتي كه هر دوي آنها مردند آن سگ هم مي تواند در محيط زندگي روح آن مرد يا زن ظاهرشود و زندگي كند.
سوال: شما با چه زباني حرف مي زنيد؟
جواب: در جهان ارواح با همه لغات زميني مانند ( انگليسي و آلماني و غيره ) سخن مي گويند .ولي حرف زدن ما با حرف زدن شما فرق دارد زيرا سخن گفتن با تكلم زباني نيست. بلكه انتقال ذهني است كه از عقلي به عقل ديگر منتقل مي شود .مكالمه بين دو نفر مانند تلفظي كه شما داريد نيست بلكه اينجا با گيرندگي است ( مانند امواج بي سيم و با تله پاتي امواج فكري ارواح به يكديگر منتقل مي شود ) چنانكه گفتم روحي متصل به عقل روح ديگر مي شود كه مي خواهد با او حرف بزند.
سوال و جوابهايي كه شرح آن گذشت مجموعه سوالاتي بود كه محققي دلسوز و معتقد و كسي كه با وسواس و حساسيت 20سال به مطالعه و مكاشفه و تحقيق و بررسي در عوالم روحي و چگونگي علم ارتباط با ارواح پرداخته و خود او در ابتدا از بي اعتقادان به اين قبيل واقعيات بوده و همين عامل هم او را به سوي اين سير مطالعاتي و تحقيقاتي كشانده او كسي نيست كه تحت تاثير جو و القائات دروغين و يا كلك و غيره قرار گيرد هر چند ( مد يومي ) كه براي او كار مي كند از توقع هر گونه پول و مساعدت مالي مبرا توده و حتي از شهرت و آوازه نيز گريزان مي باشد فلذا مي دانيد كه اكثر دروغ پردازيها و روي آوردن به دروغ و كلك به منظور همين دو چيز ( پول و شهرت ) است.

پس به طور قطع و يقين اين مكالمه بين يكي از ساكنان عالم ارواح و يك زميني روي داده و براي كساني كه معتقد به حيات پس از مرگ هستند مي تواند راهگشا بوه و در تبيين اعمال و رفتار و كردار آنها تاثير بسيار مثبتي بر جاي بگذارد. ما در عقايد اسلامي مان هم داريم كه دو فرشته بر روي دو شانه ما در تمام ايام عمر حضور دارند كه يكي در روي شانه راست ثوابها و كارهاي حسنه ما را يادداشت مي كند و ديگري به روي شانه چپ و گناهان ما را يادداشت مي نمايد . همچنين آنهايي كه در غرب و اروپا موفق به ارتباط با ارواح شده اند مي گويند ارواح به آنان خبر داده اند كه يكي از وظايف آنها هدايت و راهنمايي انسانها در روي زمين است . در اينكه ارواح پس از جدايي از جسم خاكي ارتباطشان را با زمين قطع نمي كنند هيچ شكلي وجود ندارد در قرآن كريم به تصريح به نزول ملائكه و ارواح پاك به اذن الهي اشاره شده است .
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده اند .
mojgan-1 (17-08-2010), Naji (23-05-2010)
قدیمی 21-05-2010, 05:38   #5 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

عواملی که ارواح مبادرت به اذیت دیگران میکنند1

گفتگوي ذيل توسط ( دكتر آرثر فندلاي ) در منزل ( سلون ) كه ( مديوم ) يا رابط روحي است به همراه خانم (ميلار ) كه نويسنده مطالبي است كه از ارواح و دكتر فندلاي مي شنود نقل مي گردد .

سوال : آيا همه ارواح ساكنين جهان شما مي توانند گاهي با زمين ارتباط پيدا كنند؟
جواب: هر اندازه ما ارتقاء پيدا كرديم و به درجات بالاتر رفتيم ارتباط ما با جهان شما كم مي شود. و حتي در اين هنگام ما كمتر به فكر زندگي زميني مي افتيم . مسئله زندگي در جهان ما مسئله خواستن و تمايل است يعني هر وقت اراده بكنيم مي توانيم با موجودات زميني ارتباط پيدا كنيم. وقتي كه اين تمايل و اراده ما از بين رفت ديگر ما به سوي شما نمي آييم . انسانها هر كدام به نسبت رشد عقلي و نوع عملشان در روي زمين پس از مرگ وارد طبقه اي از طبقات هفتگانه عالم ارواح مي شوند و با كتاب خواندن و استفاده از عقل ديگر ارواح به رشد و نمو عقل خود مي پردازند و به تناسب رشد طبقاتشان بالا و بالاتر مي رود تا در نهايت به عقل كل و روح اعظم كه خداوند تبارك و تعالي است بپيوند ند.
سوال : آيا سگها و يا حيوانات ديگر و گربه ها هم پس از مرگ حيات دارند؟
جواب : بلي آقاي من به طور تاكيد مي گويم كه حيات دارند . چون هيچ زنده اي معدوم نمي شود .ولي حيوانات پس از مرگ در جهان ارواح ما زندگي نمي كنند . چون آ‌نها يك عالم روحي ديگر و مخصوص به خود دارند و آنها در عالم روحي مثل انسانها زندگي نمي كنند . ولي اگر سگي در زندگي زميني با انساني مانوس شد و به وي علاقه پيدا كرد وقتي كه هر دوي آنها مردند آن سگ هم مي تواند در محيط زندگي روح آن مرد يا زن ظاهرشود و زندگي كند.
سوال: شما با چه زباني حرف مي زنيد؟
جواب: در جهان ارواح با همه لغات زميني مانند ( انگليسي و آلماني و غيره ) سخن مي گويند .ولي حرف زدن ما با حرف زدن شما فرق دارد زيرا سخن گفتن با تكلم زباني نيست. بلكه انتقال ذهني است كه از عقلي به عقل ديگر منتقل مي شود .مكالمه بين دو نفر مانند تلفظي كه شما داريد نيست بلكه اينجا با گيرندگي است ( مانند امواج بي سيم و با تله پاتي امواج فكري ارواح به يكديگر منتقل مي شود ) چنانكه گفتم روحي متصل به عقل روح ديگر مي شود كه مي خواهد با او حرف بزند.
سوال و جوابهايي كه شرح آن گذشت مجموعه سوالاتي بود كه محققي دلسوز و معتقد و كسي كه با وسواس و حساسيت 20سال به مطالعه و مكاشفه و تحقيق و بررسي در عوالم روحي و چگونگي علم ارتباط با ارواح پرداخته و خود او در ابتدا از بي اعتقادان به اين قبيل واقعيات بوده و همين عامل هم او را به سوي اين سير مطالعاتي و تحقيقاتي كشانده او كسي نيست كه تحت تاثير جو و القائات دروغين و يا كلك و غيره قرار گيرد هر چند ( مد يومي ) كه براي او كار مي كند از توقع هر گونه پول و مساعدت مالي مبرا توده و حتي از شهرت و آوازه نيز گريزان مي باشد فلذا مي دانيد كه اكثر دروغ پردازيها و روي آوردن به دروغ و كلك به منظور همين دو چيز ( پول و شهرت ) است.

پس به طور قطع و يقين اين مكالمه بين يكي از ساكنان عالم ارواح و يك زميني روي داده و براي كساني كه معتقد به حيات پس از مرگ هستند مي تواند راهگشا بوه و در تبيين اعمال و رفتار و كردار آنها تاثير بسيار مثبتي بر جاي بگذارد. ما در عقايد اسلامي مان هم داريم كه دو فرشته بر روي دو شانه ما در تمام ايام عمر حضور دارند كه يكي در روي شانه راست ثوابها و كارهاي حسنه ما را يادداشت مي كند و ديگري به روي شانه چپ و گناهان ما را يادداشت مي نمايد . همچنين آنهايي كه در غرب و اروپا موفق به ارتباط با ارواح شده اند مي گويند ارواح به آنان خبر داده اند كه يكي از وظايف آنها هدايت و راهنمايي انسانها در روي زمين است . در اينكه ارواح پس از جدايي از جسم خاكي ارتباطشان را با زمين قطع نمي كنند هيچ شكلي وجود ندارد در قرآن كريم به تصريح به نزول ملائكه و ارواح پاك به اذن الهي اشاره شده است .
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
2 کاربر از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده اند .
mojgan-1 (17-08-2010), Naji (23-05-2010)
قدیمی 21-05-2010, 05:38   #6 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

عواملی که ارواح مبادرت به اذیت دیگران میکنند2

اين آزار و اذيتها كه در قالبها و اشكال مختلف بروز مي نمايند معمولا در ساعتهايي منظم از شب و روز مي باشند كه بنا به تحقيقات فراواني كه توسط علماي روحي صورت گرفته به دلايل و عواملي است كه به شرح آن مي پردازيم.
يكي از اين عوامل در جهان ارواح برمي گردد به خاطرات مدفون شده در عقل بعضي از ارواح كه يا نمي خواهند خود را از آن خاطرات تخليه كنند و يا اينكه نمي توانند آن خاطرات را از خود دور سازند.
ممكن است مربوط به اعمالي باشد كه آن روح در هنگام حيات زميني اش انجام داده و از انجام آن اعمال سخت پشيمان است و در صدد نوعي واكنش و انتقام گيري است و يا بدين وسيله مي خواهد خود را از دنجهاي دردناك روحي كه دارد رها سازد.
در بعضي از اين اماكن كه روح شريري مبادرت به انجام شرارت مي كند بر اثر تحقيق متوجه شده اند كه صاحب آن مكان خود كشي كرده و يا به طرز ديگري به قتل رسيده. معمولا كساني كه دست به خود كشي مي زنند به عذابهايي از قبيل محبوس شدن به مدت زياد در همان محل خود كشي است كه آن روح به دليل اينكه ار ماندن اجباري در آن مكان خسته مي شود در ساعاتي كه گويا آزادتر است دست به آزار و اذيت مي زند.

اينكه يك مد يوم معروف گفته ( هركس در اين عالم اعمال خير و هدايت كننده انجام دهد در آن عالم ( جهان ارواح ) نيز كارها و اعمالش از روي حكمت و خرد خواهد بود) نشانگر اين مطلب است كه آن ارواحي هم كه در اين جهان اعمال زشت و شرارت آميز انجام مي داده اند قطعا در عالم ارواح هم به محض اينكه موقعيتي پيدا نمايند دست به اعمال زشتي كه در شخصيتشان وجود دارد خواهند زد كه از آن جمله همين ايجاد مزاحمت براي مردم زمين است و علل و عوامل ديگر كه هنوز مثل خيلي از مسائل پيچيده مادي و معنوي ديگر بر بشر خاكي روشن نشده است.
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 21-05-2010, 05:40   #7 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

چگونه (کونان دویل)دانشمند معروف بعد از مرگ زنده بودن خود را ثابت کرد

پروفسوركونان دويل كه يكي از بزرگترين علماي روح بود سه دقيقه بعد از مرگش به دخترش ورود به دنياي ديگر را خبر داد. ماجرا بدين قرار است:
ماري كونان دويل دختر اين دانشمند روح شناس در محله ويكتورياي لندن دفتر كار پدرش نشسته بود غفلتا حالش بهم خورد دختر بچه اي كه مستخدمه آنجا بود به حالت بيخودي افتاد و كونان دويل صدايش را از گلوي اين دختر خارج نمود . به دخترش گفت سه دقيقه است كه به عالم روح رفته است . اين دختر از بيماري پدرش خبر داشت اما انتظار مرگ او را نداشت و با اين اخطار مسلم شد كه مرگ ( دويل )واقعيت داشته است . از آن به بعد گاه روح( دويل ) بر باز ماندگانش ظاهر مي شد و آنها را راهنمايي مي كرد گاه بوسيله ( مديوم ) ها نامه هايي بخط خود ارائه مي كرد و در آنها كساني را كه در زمان حياتش منكر وجود زندگي بعد از مرگ بودند راهنمائي مي نمود.
يك ماه بعد از فوتش روح دويل- خانمي را بعنوان ( مديوم) خود انتخاب كرد اين زن بر مسائل روح شناسي آگاه نبود . روزي صدائي را كه صداي دويل بود شنيد كه گفت من ( كونان دويل) هستم . مي خواهم همسر من تماس بگيرد و نامه اي به او بدهيد. خانم كه قبلا ( دويل ) را نمي شناخت بوحشت افتاد و با احتياط از او پرسيد آيا شما دليلي بر اثبات شخصيت خود داريد؟ صدا گفت : بهترين نشاني انست كه من نام تمام افراد خانواده را بگويم و همين كار را هم كرد بعدا معلوم شد درست است . خانم پرسيد : همسر شما در كجا زندگي مي كند. صدا آدرس كامل و شماره تلفن همسرش داد كه تا آن موقع معلوم نبود خانم جريان را براي همسر ( دويل ) تعريف كرد و ( دويل) بعدها بوسيله مديوم ديگري با دلائل قوي ثابت كرد كه در دنياي ديگر زندگي مي كند و روحش زنده است و با ظاهر شدن خود كمترين شكي در مورد واقعي بودن زندگي او پس از مرگ باقي نگذاشت .
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 21-05-2010, 05:40   #8 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

تکنبکهایی برای خروج روح از بدن

تكنيك مراقبه شماره ( 1)

در حاليكه چشمانتان را بسته ايد چند دقيقه را صرف ريلكس كردن تمام بدن كنيد سپس كره چشمتان رابه سمت بالا بچرخانيد تا جاييكه كشش و فشار اندكي را در ماهيچه هاي اطراف چشمتان احساس كنيد. به اين طريق ديد دروني تان مي شود.سپس ديد دروني خود را بر صفحه سياه درون متمركز كنيد.سعي كنيد در اين مرحله به خواب نرويد بلكه همچنان توجه تان را در همين حالت متمركز كنيد .هرگاه كه ذهنتان منحرف شد و به موضوع ديگري پرداخت خيلي ساده آن را بازگردانيد ودوباره آغاز كنيد.به صداي سوت ضعيف در بالاي سرتان گوش كنيد وتوجه ثانويه خود را به گوش دادن به آن معطوف سازيد.

تجسم كنيد كه سوت مذكور مانند جرياني از صوت است كه از پايين كالبد فيزيكي تان به بالا حركت كرده و از قسمت بالاي سرتان خارج ميشود. اجازه دهيد تااين صوت ديد دروني تان را بطور كاملا طبيعي به بالا ببرد. به آرامي متمركز كردن ديد دروني تان بر سياهي صفحه درون را متوقف كنيد.اگر اين كار را مدت بيشتري انجام دهيد از به خواب رفتن شما جلوگيري مي كند. در عوض فقط هشياري جنبي و خفيفي را در اطراف چشم سوم خود در درون پيشاني حقظ كنيد تا به اين ترتيب صفحه سياه را همچنان نزديك به نقطه ديد دروني تان نگه داريد. سرانجام در حالتي نا منتظر و بي خبر به خواب خواهيد رفت.اگر احساس خفيفي از سوزش و جز جز يا احساس كشيدگي در قسمت بالاي سرتان بوجود امد بسيار عالي است. اگر هم اين اتفاق نيفتاد اشكالي ندارد.اگر باعث اين احساس در سرتان شويد و توجه ثانويه خود را در ان نقطه از سرتان معطوف داريد آنگاه پس از به خواب رفتن احتمال خارج شدن از كالبد اندكي بيشتر خواهد شد.سخت ترين قسمت اين تكنيك هنگامي است كه حدودا يك ساعت و نيم از آغاز ان بگذرد. در اين هنگام است كه موج فريبنده و اغوا كننده اي از خستگي ذهني و جسماني در سراسر كالبد
فيزيكي ايجاد مي شود و استقامت و اراده ذهني را شديدا به مبارزه مي طلبد. تسليم شدن به اين موج وسوسه انگيز از خستگي و به خواب رفتن معمولا هر گونه احتمالي براي خارج شدن آگاهانه از كالبد را تا حد صفر كاهش مي دهد.سعي كنيد تا از نظر ذهني بر اين موج از خستگي فائق شويد و به مراقبه خود ادامه دهيد در اين مرحله با گذشت هر لحظه شانس و احتمال سفر خروج از كالبد با خود آگاهي بسيار خوب به تدريج افزايش مي يابد.

تكنيك مراقبه شماره (2)

شكل ساده تري از تكنيك مراقبه شماره (1) اين است كه سي الي چهل و پنج دقيقه اول كه در آن چشمها را رو به بالا چرخانده و نگه مي داريم و ديد دروني را بر صفحه سياه درون متمركز مي كنيم را حذف كنيم . ادامه اين تكنيك يعني تكنيك شماره (2)دقيقا مشابه بكنيك شماره (1) است.مزيت تكنيك مراقبه (2) اين است كه فرد را نسبت به تكنيك اول از نظر ذهني و جسماني كمتر خسته مي كند.



تكنيك مراقبه شماره (3)

اين تكنيك در واقع همان تكنيك آسان و ساده اي است كه چند سال قبل از آن استفاده مي كرديم يعني گوش سپردن به صداي صوت موجود در بالاي سرم.
پس از بيدار شدن از خواب در اواسط شب دوباره به رختخواب مي رفتم و در حاليكه به پشت مي خوابيدم مدت چند دقيقه تمام كالبدم را ريلكس مي كردم و هنگاميكه صداي سوت ضعيف در درون سرم قابل شنيدن مي شد تمام توجهم را بر گوش سپردن به آن متمركز مي كردم. حدودا پانزده يا سي دقيقه بعد از آن بر روي شكن خوابيده و به حالت هميشگي خود در هنگام خواب باز مي گشتم و به گوش سپردن به صوت مذكور ادامه مي دادم تا اينكه به تدريج در حالتي بي خبر به خواب بروم .هنگاميكه مي توانستم ريلكس بمانم و عواطفم را به حداقل برسانم اين تكنيك به راحتي برايم عمل مي كرد.تغيير كوچك اما بسيار سودمندي كه به اين روش اضافه كردم اين بود كه پيوسته از نظر ذهني به خودم ياداوري كنم كه همچنان به صوت موجود در بالاي سرم گوش دهم . هنگاميكه اين كار را انجام نمي دادم خيلي زود تمام ماجرا را فراموش مي كردم. از تكنيك خارج مي شدم و به خواب مي رفتم.




تكنيك مراقبه شماره ( 4)

پس از بيدار شدن در اواسط شب دوباره به رختخواب مي رفتم و به حالت هميشگي خود مي خوابيدم و توجه اوليه و عمده خود را بر شل كردن و ريلكس كردن عضلات اطراف شقيقه هايم يعني حدودا از وسط ابرو تا دو سانتي متر بالاي گوش متمركز مي كردم . در حاليكه توجه عمده خود را بر شل كردن اين عضلات معطوف مي كردم توجه ثانويه خود را به ريلكس كردن عضلات اطراف چشمها و اطراف ابروهايم متمركز مي كردم و همچنين به صداي صوت موجود در بالاي سرم گوش مي دادم . گاهي اوقات اين صوت را به صورت جرياني از انرژي تجسم مي كردم كه از پايين به بالاي كالبد فيزيكي ام در جريان است و از عضلات اطراف شقيقه هايم عبور مي كند و همچنين تصور مي كردم كه اين صوت به ريلكس كردن عضلات اطراف شقيقه هايم كمك مي كند.
اين تكنيك مراقبه ممكن است براي بعضي از افراد مبتدي در سفر روح و يا افرادي كه در آينده مسافر روح خواهند شد دشوار باشد. نقطه ضعف عمده تكنيك مذكور اين است كه در برابر دو احساس مشكل آفرين يعني احساس انتظار و تشويش بسيار حساس و اسيب پذير است.هنگاميكه اين دواحساس آزارنده مستمر و دائم شوند آنگاه ريلكس كردن و شل نگهداشتن كامل عضلات اطراف شقيقه ها بسيار دشوار مي شود.


تكنيك مراقبه شماره (5)

اين تكنيك مراقبه همراه با زمزمه كردن و ذكر كلمه اي مقدس است كه آن را از ديسكورسهاي اكنكار و كتابهاي سفر روحم ياد گرفتم و با سبك و شيوه مراقبه خودم سازگار كردم.
در حاليكه به پشت مي خوابيدم چشمهايم را مي بستم بدنم را ريلكس مي كردم و به آرامي و باملايمت شروع به زمزمه پيوسته كلمه اي مقدس مي كردم.كلمات متعددي در نوشته هاي اكنكار براي زمزمه كردن ارائه شده است ولي من معمولا از كلمه هيو استفاده مي كردم. هيو يكي از نامهاي خداوند مي باشد و ذكر آن بسيار اسان است. پس از اينكه نفس عميقي مي كشيدم با صداي بلند و با حالتي كشيده و طولاني و با ملايمت كلمه هي-يو را زمزمه مي كردم .در حاليكه به آرامي نفسم را بيرون مي دادم هر حرف را جداگانه تلفظ مي كردم و به يكديگر مي چسباندم . سپس نفس كوتاهي مي كشيدم و آنگاه نفس عميق ديگري كشيده و دوباره اين زمزمه را آغاز مي كردم.
به تدريج متوجه شدم كه بهترين راه براي ريلكس ماندن كامل و به خواب رفتن در هنگام ذكر گفتن اين است كه تصور كنم صدايم در سراسر بدنم بخصوص در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاهايم ارتعاش پيدا مي كند . هنگاميكه توجهم را عمدتا بر اين احساس جز جز در حال ارتعاش متمركز مي كردم راحت تر مي توانستم در حال ذكر گفتن به خواب بروم.يكي از مزيتهاي تكينك مذكور اين است كه ذكر گفتن با صداي بلند از پريشاني و منحرف شدن ذهن جلوگيري مي كند. معمولا ذكر گفتن بي صدا در درون از منحرف شدن ذهن جلوگيري نمي كند ولي طبق آنچه كه من تجربه كردم ذكر گفتن با صداي بلند و با حالتي ملايم اين كار را انجام مي دهد.



تكنيك مراقبه شماره (6)
اين تكنيك با قدرت تجسم عمل مي كند.پس از اينكه چند دقيقه را صرف ريلكس كردن بدنم مي كردم اين احساس را در خود تجسم مي كردم كه هم اكنون از سفري خارج از كالبد به كالبد فيزيكي ام بازكشته ام . احساس مذكور احساسي از جز جز شدن و مور مور شدن در سراسر بدن است مانند مواقعي كه موجي از سرما از سراسر بدن عبور مي كند.اين احساس را به ويژه با متمركز كردن توجهم بر احساس جز جز شدن در دستها و مچ دستها و پاها و مچ پاها يم مي توانستم در خود بوجود آورم.
دليل موثر بودن تكنيك مذكور اين است كه با بوجود آوردن احساس جز جزي كه پس از بازگشت به كالبد فيزيكي توليد مي شود در واقع مي توان سطح ارتعاش كالبد فيزيكي را به تدريج بالا برد تا جائيكه كالبد دروني بتواند كالبد خارجي و غالب ما شود.
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
قدیمی 21-05-2010, 05:41   #9 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

آنیمیسم (روح پرستی)

انيميسم روح پرستى ؛
انيميسم چيست ؟
كلمه ))دانيم (( و ))دانيمه (( به معناى تحريك كردن و به هيجان آوردن ، از همان كلمه روح است . روح يا روح پرستى نوعى مذهب ابتدائى است ، يا ابتدائى ترين مذهب عالم است ...
روح پرستى به اين معنى است كه قبائل ابتدائى به وجود ارواح نامرئى خاصى معتقد بودند. اين ارواح چه خصوصياتى دارند؟
اولين خصوصياتشان اين است كه داراى شخصيت انسانى هستند، آگاهى دارند، اراده دارند، كينه دارند، نفرت و عشق و محبت دارند، خدمت يا خيانت مى كنند، شومند يا مقدس و خيرند يا شر. اينها همه صفات انسان است كه به ارواح داده شده است . اين ارواح ، كه ارواح انسانى هستند، انسان را زندگى و حيات و حركت مى بخشند، دومين خصوصيت روح ، ماندگارى آنست . بدوى مى گويد كه انسان وقتى مرد، روحش باقى مى ماند... روح نمى ميرد، مى ماند، يا به آسمان برمى گردد، يا در تاريكى ها زندگيش را ادامه مى دهد، يا در اعماق جنگلها، يا در زواياى شهرها و يا اينكه به تعبير بسيارى از قبايل بدوى درست در كناره جنازه مى ماند و هميشه حافظ جنازه خويش است . اين است كه روح چون حافظ جنازه خويش است و چون به سرنوشت تن خويش وابسته و دلبسته است ، احترام مى يابد. و آنكه به جنازه بى حرمتى كند، يا حرمتش بدارد، از روح حافظ جنازه ، سزا مى بيند. اگر بى حرمتى كرده باشد، صدمه مي خورد و اگر حرمت داشته است ، جنازه را غذا داده است ، لباس پوشانده است ، تزئينات مرده را به او برگردانده است ، شديدا احترامش كرده است ، روح جنازه احترامش مى گذارد و حتى حفظش مى كند، و مثل يك نگهبان ، پاسدار خانواده او است و موجب بركت و مصونيت افراد اين خانواده مى شود...
اساس بينش و اعتقاد در اين مذهب (انيميسم يا روح پرستى ) اصالت روح است و مقصود از روح ، نيروى مرموزى است كه در فرد انسانى و انسانها و همچنين در اشياء وجود دارد. لوى برون مى گويد: اين روح ، با تصور و اعتقادى كه ما از روح داريم جداست . انيميست ها (يعنى بدويان معتقد به اين روح ) مى گويند كه : روح عبارت است از قوه مرموزى كه در اشياء و افراد وجود دارد. در صورتى كه ما معتقديم ، اشياء مادى داراى روح نيستند، و روح را عامل حيات و گرما و حركت بدنمان مى دانيم ، اما آنان به جزء سومى اعتقاد دارند كه غيز از جسم و روح است . و انيميست ها به اين جزء سوم است كه روح مى گويند. اسكيموها نيز به چنين جزء سومى معتقدند و مى گويند كه انسان درست شده است از روح ، از جسم و از اسم ... پس ‍ معلوم مى شود كه روح به معناى جان نيست و روح پرستى اعتقاد ابتدائى انسان است به يگانه بودن خويش و يا دو گانه بودن جهان ؛ به اين معنى كه جهان مادى و اشياء طبيعت داراى روح هستند و انسان نيز داراى يك عنصر غير مرئى عينى به نام روح ، كه ارزش انسانى است . و مهمتر اين است كه با اعتقاد به اين روح ، انسان ميان خود و طبيعت نوعى خويشاوندى احساس مى كند. انسان بدوى چون اشياء طبيعت را هم داراى روح مى داند (كه روح انسانى است ) و چنانكه ما مى پنداريم اشياء طبيعت را مرده احساس نمى كند و جامد نمى داند، ميان خود و طبيعت به نوعى اتحاد مى رسد. مسئله دوم ، مسئله تناسخ است كه در اديان ابتدائى و بخصوص ‍ در انيميسم وجود دارد. تناسخ به اين معنى است كه روح بعد از مرگ تن ، باقى مى ماند و به تنى ديگر برمى گردد و زندگيش را در حيات دومى ادامه مى دهد، و پس از مرگ جسم دوم ، يا به عالم ارواح برمى گردد و يا در جسم سومى خانه مى گيرد. اين تن سوم و چهارم و پنجم و... گاهى ممكن است انسان باشد و گاهى حيوان ، گاهى ممكن است نبات باشد و گاه سنگ . بنابراين فكر تناسخ كه در مذاهب هند و در بعضى از فرقه هاى غير رسمى اسلامى هم هست ، فكرى ابتدائى و از بدوى ترين مذاهب عالم است .
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
کاربر روبرو از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده است .
Naji (23-05-2010)
قدیمی 21-05-2010, 05:43   #10 (permalink)
مدير انجمن گوناگون
 
فلفل نمك آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
محل سکونت: tehran
پست ها: 923
حالت من :
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0
فلفل نمك جدید
فلفل نمك به Yahoo ارسال پیام
پیش فرض پاسخ : دوست داريد در مورد ارواح بدانيد؟

عالم قبل از این عالم ( عالم ذر )

عالم قبل از این عالم

طبق احادیث بسیاری که نه انکارشان ممکن است و نه محل تردید و شک است ، پیشوایان اسلام فرموده اند :

خدای تعالی تمامی ارواح انسانها از حضرت آدم تا آخرین انسان را دو هزار سال قبل از این بدنهای امروزی خلق فرموده و با توجه به اینکه به دلایل آیه شریفه قرآن(سوره اعراف آیه 172) به ضمیمه تفاسیری که شده است وقتی حضرت آدم (ع) خلق شد ، همه ذریه اش حاضر بودند و خدای تعالی آنها را مورد خطاب قرارداد و فرمود : آیا من خدای شما نیستم ؟ همه آنها گفتند : چرا تو خدای ما هستی .

در اسلام به این عالم ،(عالم ذر ) می گویند ، زیرا همراه با خلق ارواح ما بدنهای ما نیز به صورت همین بدنهای امروزی با تمام خصوصیاتش نیز به صورت ذره ای خلق شد و ارواح ما در آن بدنها جای گرفتند .

سولاتی را در این تایپیک مطرح کرده ام و جواب آنها رانیز با توجه به احادیث اسلامی بیان نموده ام تا با این عالم بیشتر آشنا شویم .

( منبع این نوشته ها کتاب در محضر استاد 2 نوشته آیت الله سید حسن ابطحی می باشد )

سوال اول

عالم ذر چه عالمی است ؟

ارواح افراد بشر دو هزار سال قبل از خلقت بدن خاکی حضرت آدم خلق شده و وقتی بدن حضرت آدم خلق شد از صلب او و یا از کتف چپ و راست او ذراتی به شکل این بدنهای امروزی و به تعداد کل ارواح انسانها بیرون آمد .

این ذرات کاملا مشابه همین بدن خاکی امروز بشر بودند . وقتی حضرت آدم آنها را مشاهده کرد ، جمیع خصوصیات ساختمانی آنها را دید و به عبارت دیگر این ذرات ماکت ساختمان بدن دنیایی بشر بودند و حتی رنگ پوست و خصوصیات قیافه و قد و قواره انسان در آن مشخص بوده است و این ارواح به آن ذرات تعلق گرفتند تا اهل این عالم شوند و تعلقی به این عالم پیدا کنند و محل زندگی خود را به این وسیله معلوم نمایند و با بینش کامل با خدا در مقابل آنچه در عالم ارواح تعلیم گرفته اند ، در عالم ذر میثاق و پیمان ببندند .

و در همین عالم از آنها تعهد گرفته شد که عبادت شیطان را نکنند و علاقه به دنیا نبندند و در آن زهد بورزند . و لذا در حقیقت عالم ارواح ، عالم تعلیم گرفتن بود و عالم ذر ، عالم تعهد و پیمان بر عمل به آن تعلیمات می باشد ( بحار الانوار جلد 64 صفحه 116 حدیث 24)

سوال دوم .

آیا ارواح در عالم ارواح و عالم ذر می توانسته اند گناه هم بکنند یا مثل ملائکه از گناه و نافرمانی مبرا بوده اند ؟


وقتی خدا روح بشر را خلق کرد او را فقط و فقط قوه دراکه بسیار قویی خلق فرمود ولی پس از آنکه در عالم ارواح به مدرسه مخصوص آن عالم رفت دارای عقل شد و به او اختیار دادند تا بتواند ارزش خود را نشان دهد و بتواند با فضیلت و روی اختیار خودش به طرف کمالات حرکت کند و طبیعی است که اگر اختیار به موجودی داده شود هم ممکن است کار خوب کند و هم ممکن است کار بد بکند ( بحار جلد 58 ص 133 ح 6)
لذا جمعی از ارواح که در مدرسه ( منظور از مدرسه مخصوص عالم ارواح مدرسه ای است که در آن تمام مسائل توحیدی و فضایل انسانی
در آن مدرسه به همه تعلیم داده شده بود ) به دروس خوب توجه نکرده بودند ، در (عالم ذر) نافرمانی کردند، لذا در عالم دنیا و عوالم بعد که جزا خانه آن عالم است به مشقت و زحمت و بد بختی و کم توفیقی و دوری زمانی و مکانی از حقایق و خلاصه محرومیتهای مختلف می افتند و باید آن زحمتها را به جبران نافرمانیهای گذشته خود تحمل کنند تا هم عذاب معصیتهایی که در (عالم ذر ) کرده اند را بکشند و هم خود را بهتر در سعادت و یا شقاوت معرفی کنند .

یعنی اگر به معصیتها(در این دنیا) ادامه دادند ، بدبخت تر می گردند و اگر جبران گذشته را کردند و خود را به سعادت رساندند بافضیلتر از دیگران خواهند بود (زیرا کسی که در یک محیط گناه آلود به سمت گناه نرود و راه درست را پیش بگیرد مسلما از بقیه کسانی که در آن محیط قرار نگرفته اند برتر است و خدا به کسی ظلم نمی کند )

توضیح بیشتری می دهم تا مطلب را کاملا درک کنید .

شما در دنیا می بینید که جمعی از نظر مکانی در دامن پدر و مادری متدین و دانشمند متولد می شوند ، ولی در مقابل جمعی هم در مکانهای دور از دین و حق و حقیقت و بلکه در دامن پدر و مادری غیر متدین و یا کافر متولد می گردند .

یا جمعی از نظر خلقت کامل و یا حلال زاده و دارای وسائل عبودیت و اقتضائ کارهای خوب و صلاح ، از رحم به جهان پا میگذارند ولی در مقابل گروهی ناقص لخلقه و یا ... و دارای وسائط گناه و اقتضائ بدی ها متولد می شوند ، طبیعی است همان گونه که اولی مکلف است و باید پیروی از حق و حقیقت کند، دومی هم باید پیرو حق و حقیقت باشد ولی زحمت و ناراحتی این دو در راه رسیدن به حقیقت مساوی نیست ، اینجا چه شده که او به راحتی به حقیقت برسد ولی این با آن همه زحمت و مشقت باید خود را به حقیقت و دین صحیح برساند ؟

من الان شرح این اختلاف تکوینی سعادت و شقاوت را برای تو می دهم .
اگر یادت باشد گفتم : خدای تعالی همه ارواح را مساوی خلق فرمود ، سپس در اثر داشتن اختیار ، بعضی از آنها از جهل و شیطان در عالم ذر پیروی کردند و در مدرسه از یاد گرفتن علوم و حقایق تنیلی نمودند که یا مردود شدند و یا نمره کمی آوردند . آنها را خدا به این وسیله تنبیه کرد، یا واضحتر بگویم آنچه لیاقت داشتند به آنها داد یعنی وقتی می خواست آنها را وارد دنیا کند در میان این قالبها و این طینتها و این بدنها که بعضی زمینه سعادت داشتند و بعضی آن زمینه را نداشتند وارد کرد و این علت برای اختلافات گوناگونی افراد بشر گردید ( بحار الانوار جلد 64 حدیث 24) و لذا افراد بشر از همه جهات با هم مختلفند .

سوال سوم .

آیا در عالم ارواح و یا در عالم ذر همه علومی که در دنیا هست به ما تعلیم داده اند و بر آنها از ما پیمان و میثاق گرفته اند ؟

ما آنچه را در دنیا می دانیم در حقیقت به دو بخش تقسیم می شود ، یک دسته علوم استدلالی و عقلی است که آنها را به یاد می آوریم ، اینها همان علومی است که در عالم ارواح یاد گرفته ایم . ولی بعضی از علوم قراردادی است یعنی مردم دنیا برای آنکه بتوانند کارها را آسانتر انجام دهند قراردادهایی بین خود گذاشته اند و آن اصطلاحات را به کار می بنددند ، مثل علوم ریاضی و طب و سایر علوم مادی و هنری که البته اینها در آن عالم نبوده است .


سوال چهارم .

آیا فرقی بین غرایزی که در حیوانات وجود دارد با آنچه انسان میداند و در عالم ارواح یاد گرفته ، هست یا خیر ؟

در حیوانات شعوری است که آن را شعور حیوانی می نامیم و آن بدون تعقل است ، یعنی حیوانی که گیاهخوار است و به طرف گیاه می رود ، هیچگاه تعقل نمی کند که آیا این گیاه برای او مفید است یا نه، بلکه ناخود آگاه به این کار ملاردت می کند ، هم چنین سایر غرایز که در هر حیوانی وجود دارد .

آنها را خدا بدون آنکه خودشان بفهمند این چنین خلق کرده است و آنها هم به سوی همان راهی که خدا برای نظم عالم خلقت قرارشان داده می روند ولی علوم فطری و عقلی که در بشر وجود دارد این چنین نیست یلکه با آگاهی کامل است .

مثلا شما با آگاهی کامل می دانید ظلم بد است و بدی ظلم را تعقل میکنید و طبیعی است که هر علمی را معلمی و هر آگاهی را آگاه کننده ای لازم است و لذا می گوییم : غرایزی که در حیوانات است و یا در جنبه حیوانی است مثل غریزه جنسی و سایر غرایز حیوانی که ناخود آگاه و بدون تعقل انسان و یا حیوان به سوی آن می رود بدون معلم بوده بلکه خدای بزرگ آنها را در وجود انسان برای نظم عالم دنیا خلق کرده و آنها رابه جریان غریزه ای وادار فرموده است .
ولی اکثر علوم استدلالی و عقلی که بشر یا آن را فراموش کرده و یا متوجه است از این قبیل نبوده بلکه باید بگوییم که به او تعلیم داده اند .

سوال پنجم

ما از کجا بدانیم که آنچه برای ما استدلال می کنند و ما آن را یاد می گیریم ، قبلا آنها را به ما تعلیم داده اند و بعد ما آنها را فراموش کرده ایم ؟

فرق بین یاد گرفتن و یاد آمدن این است که وقتی ما چیزی را یاد می گیریم و هیچ سابقه ذهنی از آن نداریم مثل وقتی که برای اولین بار به خانه ای می رویم و هیچ تصدیق و تکذیبی درباره آن خانه که چگونه ساخته شده است نداریم .

ولی وقتی که چیزی به یادمان می آید مثل وقتی است که برای دومین بار به خانه ای که خصوصیاتش را فراموش کرده ایم می رویم ، به مجردی که چشممان به آن خانه می افتد همه آنچه را که بار اول دیده بودیم به یادمان می آید و درباره آن تصدیق و یا اگر چیزی از آن تغییر کرده باشد تکذیب داریم .

این علوم هم که بشر در عالم ارواح یاد گرفته و فراموش کرده مثل وقتی است که چیزی را دیده و فراموش کرده است ، لذا وقتی برای او استدلا ل می کنند و او را ارجاع به عقلش می دهند عینا مثل کسی است که دست او را بگیرند و به اتاقی که خصوصیات آنرا فراموش کرده ببرند . چطور یکدفعه میگوید : هان ، این اتاق را من قبلا دیده بودم ، همان طور این علوم را فورا به یاد می آورد و میگوید : صحیح است ، مطلب از نظر عقلی همین طور است که می گویید . روی همین اصل است که خدای تعالی نام پیامبرش را مذًکر و اسم قرآن را ذکر گذاشته است و می گوید ( انما انت مذکر ) و نیز می گوید (انا نحن نزلنا الذکر)

پایان
__________________
Felfel namak
فلفل نمك آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپيك
نحوه نمایش

شرايط ارسال
شما نمیتوانید تاپيك جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



اکنون ساعت 09:08 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

A VBIran Design

تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان ، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی 02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387

Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises  LC


Content Relevant URLs by vBSEO 3.3.2