7 ميليون ايراني در آستانه ديابت
شما چهقدر با بيماري ديابت آشنا هستيد؟ بسياري از بيماران مبتلا به ديابت و حتي افرادي که خود را مطلع ميدانند و در اين زمينه کار ميکنند با واقعيت ديابت بيگانهاند و اطلاعات خوبي از اين بيماري ندارند. هيچ تحقيق مدوني نشده که به ما بگويد چهقدر از بيماران مبتلا به ديابت ما با عوارض آن آشنا هستند و يا چهقدر از آنها مثلا مشکل چشمي دارند، چهقدر با مشکلات کليوي و چهقدر با مسايل قلبي ناشي از ديابت درگيرند، چه تعدادشان قرص مصرف ميکنند و يا چه تعدادي استفادهکننده انسولين هستند.
هيچگونه اطلاعات بينالمللي در اينباره وجود ندارد که از حالت کلي خارج شده و به ريز مسايل توجه نمايد. در همه جاي دنيا نشان داده شده که مراقبت کافي از اين بيماران انجام نميشود. اگر ما به پاسخ سوالات بالا برسيم و منابع و اطلاعات در اينباره داشته باشيم ديدمان باز ميشود.
مدتي پيش مطالعهاي با حمايت يک شرکت دارويي در ايران صورت گرفت. همانجا بود که من آرزو کردم اي کاش مراکز تحقيقاتي و دانشگاهي کشور کمي به کارهاي تيمي اهميت ميدادند و مطالعات زيادي در اين زمينه انجام ميشد که آنها نيز به نفع بيماران بود. مثلا تصور کنيد به همه نادانستههاي ما پاسخ داده شود و آماري به دست بيايد که فلان درصد بيماران ديابتي تحت کنترل نيستند. ميدانيد چه اتفاقي ميافتد؟
بله، گويا زنگ هشداري به صدا درميآيد و سياستگذاران بهتر ميتوانند تصميم گرفته و اقدام کنند. وقتي شما با آمار و ارقام يک برنامهريزي مدون داشته باشيد، به صورت مکانيزه قادر به اقدام و کنترل روند پيشرفت کار هستيد. چون نقاط ضعف را ميشناسيد. درست است که همين حالا و بدون انجام چنين مطالعاتي ما ميدانيم 5/2 ميليون بيمار ديابتي شناخته شده داريم که برآورد ميشود اين تعداد واقعي چهار ميليون باشند. شايد به سادگي و بدون محاسبه بتوان گفت 6 تا 7 ميليون نفر در مرحله پيش از ديابت قرار دارند که نيازمند آموزش و رسيدگي هستند وگرنه به زودي به رقم مبتلايان افزوده ميشود. راستي شما اين موضوع را ميدانستيد؟
در کنار اين موضوع در نظر بگيريد نسل جوان ما در چند سال آينده ميانسال خواهند شد و از طرفي ديابت در سنين بالاتر شيوع بيشتري دارد. بهطور قطع اوضاع کنترل نشده ديابت، در چند سال آينده بار اقتصادي بيشتري را تحميل خواهد کرد. کاش ميتوانستيم زنگ هشداري را به صدا درآوريم و به همه بگوييم بياييد راهحلي بيابيم که چهطور از آينده نزديک اپيدمي ديابت پيشگيري نموده و برنامهريزي دقيقي کنيم. براي مثال مديريت ديابت را آموزش دهيم، گلوکومتر را با قيمت ارزان به بيماران بدهيم و آنها را تشويق کنيم به کلينيکهاي استاندارد ديابت بروند. يارانهاي براي درمان بيماران تخصيص بدهيم و تامين بيمه آنها و بسياري برنامههاي ديگر را به اجرا درآوريم.
__________________
زمان تو محدود است پس دنبال این نباش که با طبق نظر دیگران زندگی کردن تلفش کنی . شجاع باش و دنبال آنچه دلت می گوید برو
|