|
||||||
| آسیب شناسی روانی این بخش به معرفی برخی اختلالات روانی و روشهای مقابله با آن می پردازد |
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای تاپيك | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
کاربر فعال
![]() ![]() ![]()
سپاس ها: 701
سپاس شده 1,032 در 820 پست
شهرت:: 0 ![]() |
دير زماني است که انسان در ژرفاي انديشه هاي خود در پي يافتن حقايق و اسرار خلقت خويش بوده است و در اين راستا توانسته به موفقيتهايي نيز دست يابد. آفرينش بشر از ابعاد مختلفي قابل تعمق و تعقل ميباشد که از آن جمله ميتوان به کيفيت خلقت اوليه، سير تکامل، ماهيت فيزيکي و روحاني وي اشاره کرد. بديهي است که آگاهي يافتن از ساختار وجودي يک پديده ميتواند اطلاعات زيادي را در زمينه نحوه عملکرد و قابليتهاي آن در اختيار بگذارد.
بسياري از يافته ها و اختراعات بشر برگرفته از طبيعت و موجودات طبيعي است بدين ترتيب که عالم هستي همانند معلمي الهام بخش نقش مهم و موثري را جهت رسيدن انسان به اهداف و آرزوهاي بلند پروازانه خود ايفا نموده است. به عنوان مثال ميتوان به پرندگان اشاره کرد که الهام بخش ساخت هواپيما بوده اند. با مقايسه بين اين دو ميتوان به بسياري از شباهت هاي فيزيکي و رفتاري پي برد. امکان پرواز با چنين ساختار فيزيکي، نحوه برخاستن، اوج گرفتن، ادامه پرواز، فرود آمدن، سيستم ناوبري و ديگر مسائل پرندگان منتهي به ساخت هواپيما گرديد. بنابراين ميتوان استنباط کرد که بشر دانسته يا بطور ناخودآگاه براي خلق بسياري از پديده ها از طبيعت اطراف بهره زيادي برده است. يکي از بزرگترين و موثرترين ساخته هاي بشر در قرن اخير که قطعاً ميتوان از آن بعنوان دستيار شماره يک انسان ياد کرد، رايانه است. اين وسيله سبب شد بسياري از پيشرفتها و ترقي هاي امروزه بشر جامه عمل بخود بپوشاند و امور مختلف را تسهيل بخشد تا جايي که تصور جوامع کنوني بدون وجود اين وسيله عملاً ناممکن مينمايد. مطمئناً ساخت رايانه نيز همانند ساير اختراعات بشر مبرا از الهامات طبيعي نبوده و بطور حتم پديده اي طبيعي بطور مستقيم يا غير مستقيم در شکل يافتن آن دخالت داشته است. با کنکاش و بررسي در ساختار و قابليتهاي اين وسيله مي توان به حقايقي شگفت انگيز پي برد. يک رايانه روشن از دو بخش اصلي سخت افزار و نرم افزار تشکيل شده که هر يک از اين دو بخش ماهيتي مستقل و در عين حال لازم و ملزوم دارند به اين معنا که سخت افزار و نرم افزار يک رايانه بطور مستقل و مجزا فاقد هرگونه کارايي بوده و عملاً غير قابل استفاده مي باشد. پيشرفته ترين سخت افزارها بدون وجود نرم افزار، و پيچيده ترين نرم افزارها بدون وجود سخت افزار هيچگونه کارايي نمي توانند از خود نشان دهند و تنها در کنار يکديگر معني و مفهوم پيدا ميکنند. سخت افزار خود از چندين بخش تشکيل يافته که در راس آن پردازنده مرکزي است و فرماندهي و کنترل ساير بخشها را بعهده دارد. پردازش اطلاعات و تصميم گيري ها نيز در اين بخش صورت ميگيرند. بخش ديگر سخت افزار حافظه است که محل نگهداري نرم افزار و برنامه هاي اجرايي مي باشد. منطق تصميم گيري و رويه اجراي کليه کارها توسط نرم افزار و برنامه هاي از پيش تعريف شده به پردازنده ارائه ميگردد. و پردازنده فقط وظيفه اجراي اين دستورالعملهاي نرم افزاري را دارد. با اين مقدمه کوتاه و کمي انديشه ميتوان در همان ابتدا و بدون در نظر گرفتن جزئيات بيشتر به شباهت رايانه با خالق آن يعني انسان پي برد. بله، شايد بشر بطور ناخواسته و غريزي براي خلق چنين پديده اي از خود الهام گرفته باشد. براي روشن شدن موضوع مقايسه اي مختصر را بين اين دو پديده بيان ميکنيم. انسان ها نيز همانند رايانه ها از دو بخش اصلي جسم (سخت افزار) و روح (نرم افزار) تشکيل يافته اند که اين دو عملاً بدون هم باعث عدم عملکرد انسان ميگردند. جسم و روح بطور مستقل وجود دارند اما تنها در صورت جمع شدن آنها است که انسان به شکل کنوني حيات و زندگي ميبايد. در مرکز فرماندهي جسم، مغز (پردازنده) قرار دارد که ساير بخشهاي جسماني را کنترل ميکند. هر انساني داراي حافظه است که بخشي از اين حافظه حاوي دستورالعملهاي ثابت جهت ادامه حيات و عملکردهاي پايه اي همانند تنفس، تپش قلب، سيستم هاضمه، انتقال تکانه هاي عصبي، واکنشهاي احساسي، رويه هاي تصميم گيري، منطق و تفکر است. اين دستورالعملهاي ثابت را ميتوان به سيستم عامل رايانه ها تشبيه نمود که وظيفه آن ايجاد بستري براي کنترل سخت افزار و راه اندازي اوليه و کنترل اجراي نرم افزارهاي کاربردي است. در علم انسان شناسي از اين دستورالعملهاي اوليه به عنوان "غرايز" يا "اعمال غريزي" نام برده ميشود که انسان هيچگونه کنترل و اختياري بر آنها ندارد. بخش ديگري از حافظه انسان محلي است براي نگهداري آموخته ها و تجربياتي که در طول عمر خود کسب ميکند. اين بخش از حافظه در واقع بخش پوياي حافظه انسان را تشکيل ميدهد. بخشهاي ديگر سخت افزاري انسان همانند چشمها، گوشها، سيستم عصبي، دست ها، پاها، قلب، شش، ريه، معده،.... همگي از طريق اعصاب متصل به مغز بوده و از اين ناحيه کنترل و هدايت ميشوند. روح به عنوان نرم افزار عملگراي جسم انسان داراي دو جنبه مي باشد. يک جنبه همان دستورالعملهاي پايه اي مغز (سيستم عامل) است که اعمالي نظير تنفس، تپش قلب، هماهنگي بين اعضا، حفظ تعادل، توليد هورمونها، کنترل سيستم ايمني و غيره را در بر دارد. جنبه ديگر که فاکتور اصلي تفاوت انسان از حيوان و وجه تمايز وي از ساير موجودات خلقت است، دستورالعملهايي است که مربوط به هوش، قدرت يادگيري، قابليت تکامل، مکانيزم راه اندازي تفکر و احساسات ميگردد. در مقايسه اي اجمالي بين انسان و حيوان ميتوان گفت که روح حيوانها يعني همان دستورالعملهاي مغزشان تقريبا 99 درصد از غرايز تشکيل يافته و تنها يک درصد توانايي يادگيري و تکامل هوشمندانه را دارند در صورتيکه در انسان کاملاً برعکس است. يعني انسان بعنوان پيچيده ترين مخلوق خداوند از لحاظ روحاني يک درصد از غرايز تشکيل شده و 99 درصد توانايي رشد و تکامل معنوي دارد. بنابراين ميتوان نتيجه گرفت که روح آدمي در واقع همان دستورالعملهاي نرم افزاري هستند که در مغز قرار گرفته اند و باعث ادامه زندگي و حيات ميگردند. مجموعه روح و جسم انسان از حيث خلقت داراي عظمت و قابليتهاي بسيار والايي است که شايد کمتر کسي از آنها مطلع باشد. قدرتي که در وجود هر انساني بصورت بالقوه وجود دارد شگفت انگيزترين مسئله آفرينش است. اجازه دهيد برگرديم به مقايسه انسان و رايانه. برنامه هاي نرم افزاري در رايانه ها از يک سري دستورالعملهاي منطقي و متوالي تشکيل شده اند که به محض منتقل شدن به حافظه کامپيوتر و صدور فرمان از پردازنده تحت نظر سيستم عامل شروع به اجرا شدن ميکنند. مثلاً برنامه اي که وظيفه اش انجام يک عمليات خاص رياضي است. معمولاً نرم افزارها بعد از طراحي شدن به صورتي قابل فهم توسط پردازنده ترجمه (کامپايل) شده و اجرا ميگردند. حال سوال اينجاست که آيا ميتوان بطور مشابه دستورالملهاي لازم مغز را به روشي خاص بصورتي دلخواه جهت رسيدن به هدفي معين توليد و عملياتي کرد؟ در صورتي که جواب مثبت باشد رسيدن به موارد زير دور از تصور نخواهد بود: درمان بيماري ميگرن که 40 سال است فردي را آزار ميدهد در مدت کمتر از يک روز از بين بردن افسردگي، حس بدبيني، منفي بافي، ترس افزابش ضريب هوشي، قدرت سخنوري بالا رسيدن به موفقيتهاي شغلي، دستيابي به اهداف آرماني درمان اختلالهاي رواني، قابليت راه رفتن روي آب، تنفس در داخل آب! درمان بيماريهاي صعب العلاج مانند سرطان، ايدز، آلزايمر آنچه که امروزه از آن به عنوان تکنولوژي فکر ياد ميشود، برداشت و استنباطي مختصر از همين مسئله است. تکنولوژي فکر در واقع بروي پالايش ذهني و ايجاد باورهاي مطلوب و مثبت جهت رسيدن به يک هدف مشخص پايه گذاري شده است. براين اساس، فکر انسان از چنان قدرتي برخوردار است که با کنترل و هدايت آن ميتوان به دست نيافتني آرزوها نيز جامه عمل پوشاند. آگاهي از اين مطلب که ماهيت انسان و همه رفتارها و حتي احساسات وي تحت کنترل و هدايت دستورالعملهاي نرم افزاري مستقر در مغز مي باشند، و نيز يافتن راه حل عملي جهت تغيير دادن و بارگذاري مجدد اين دستورالعملها ميتواند تحولي شگرف در آينده بشر ايجاد نمايد. به عنوان مثال ميتوان ميزان عشق ورزي يک فرد را با تغيير نرم افرار مربوطه افزايش يا کاهش داد؛ تابع کنترل سيستم ايمني بدن را طوري بازنويسي کرد تا يک بيماري بخصوص درمان شود؛ در نرم افزار درک اقتصادي يک فرد جوري تغيير ايجاد نمود که مبدل به فردي ثروتمند گردد؛ تابع متابوليسم شخصي را بگونه اي بازنويسي کرد تا به تناسب اندام دلخواه خود برسد. بديهي است که دستيابي به چنين تکنولوژي پيشرفته اي نياز به زمان و ارتقاي سطح علم و دانش وسيع بشر دارد. با استناد به اولين سوره نازل شده در قرآن شايد بتوان قدمي در اين زمينه برداشت: بنام خداوند بخشنده مهربان بخوان بنام پروردگارت که آفريد، انسان را از خون بسته آفريد، بخوان که پروردگارت بزرگوارتر است، پروردگاري که بوسيله قلم آموخت و تعليم داد... در اين آيات اين طور بر مي آيد که خداوند شروع يادگيري (برنامه ريزي ذهني و تکامل روح) را مستلزم خواندن مي داند. خواندني که با نام وي آغاز گردد. خداوندي که همه چيز را خلق نمود و در بين همه آفريدگانش (از جمله کهکشانها، ستارگان، زمين، حيوانات) توجه همگان را به آفرينش انسان فرا خواند که از ماده اي بي ارزش آفريده شد. و اين يعني عظمت بي حد و حصر انسان که در نوع خلقت سرآمد همه مخلوقات و پيچيده ترين و تواناترين موجود است. ممکن است خداوند خواسته باشد اينگونه قابليتهاي نهفته انسان را به وي تفهيم کند. در ادامه به تکريم و بزرگداشت خود فراميخواند و به معجزه قلم اشاره ميکند که آنچه باعث تعليم و يادگيري روح انسان ميگردد همانا قلم و نوشتار است. بسيار شنيده ايد که براي رسيدن به اهداف بهتر است آنها را روي کاغذ يادداشت کنيد. شايد نوشتن اهداف و آرزوها و توابع نرم افزاري ذهني توسط قلم بوسيله شخص و خواندن آن با نام خداوند و انتقال آن از چشم به مغز به مرور زمان باعث جايگزين شدن توابع نرم افزاري در روح و اجراي مجدد آنها در مغز گردد.
__________________
کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --
|
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای تاپيك | |
| نحوه نمایش | |
|
|
تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي
و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت
ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده
و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان
، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی
02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387
Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises
LC