قابل توجه کاربران محترم: آنچه در این سایت موجود است فقط جنبه آموزشی دارد و جای درمان را نمی گیرد!

بازگشت   تالار گفتمان مرکز آمبولانس نــاجــی - Naaji Ambulance Forum > اعصب و روان - مشاوره > آسیب شناسی روانی


آسیب شناسی روانی این بخش به معرفی برخی اختلالات روانی و روشهای مقابله با آن می پردازد

آدرس سايت هاي گروه پزشكي ناجي www.naajico.ir و www.parastari.ir و www.naaji.ir ميباشد
آخرين ارسالهاي انجمن
پاسخ
 
LinkBack ابزارهای تاپيك نحوه نمایش
قدیمی 26-02-2010, 06:46   #1 (permalink)
کاربر فعال
 
Atena آواتار ها
 
تاریخ عضویت: Aug 2009
سن: 32
پست ها: 6,108
حالت من :
سپاس ها: 701
سپاس شده 1,032 در 820 پست
شهرت:: 0
Atena جدید
پیش فرض چرا خدا اجازه مي دهد رنج ببريم؟

در کتب آسماني آمده، "خداوند سرچشمه عشق است."
اما اگر واقعاً خدا سرچشمه عشق است، چرا اينقدر رنج و بدبختي وجود دارد؟

چرا با عمل وحشيانه طبيعت اينهمه آدم در سال مي ميرند و چرا براي سير کردن شکم صدها هزار انسان که از گرسنگي رنج مي برند، غذاي کافي وجود ندارد و چرا اينقدر ظلم و ستم بر مردم اعمال مي شود؟ چرا اتفاقاتي مثل تراژدي که در شهر اوکلاهاما شاهد بوديم روي ميدهد که ديوانه هايي به جان مردان، زنان و کودکان بي گناه بيفتند؟


در يکي از رمان هاي هيو والپول، يک مرد جوان مي گويد، "ميداني وانسا، خدا نمي تواند وجود داشته باشد. بايد به اين مسئله ايمان پيدا کني...از خودت بپرس، چطور مي تواند خدا وجود داشته باشد و زندگي اينطور باشد؟ اگر خدايي بود بايد از خودش دلگير مي شد."


يک نفر که موضوع سخنراني اين هفته ام را ديده بود مي گفت، "اينم عجب سواليه." و واقعاً هم همينطور است. چند شب پيش همسرم سوال کرد که موضوع سخنراني اين هفته ام چيست و وقتي به او گفتم که موضوع "چرا خدا اجازه مي دهد رنج ببريم؟" است، گفت، "آره واقعاً چرا؟"

حتي وقتي نگاهي به اين "چرا؟" مي اندازم، صداهايي را مي شنوم که در گوشم زنگ مي زنند، "مال ما اين نيستيم که متعجب باشيد چرا، مال ما اين است که فقط انجام دهيد يا ........."

اولين مشکل در مواجهه با مشکل رنج کشيدن، نظريه قديمي متداول بين خيلي از مسيحي هاست که اشتباه است بپرسيم، "چرا؟" نبايد در مورد وجود انسان و مشکلات او از خدا گله کنيم.

اما پيشنهاد من برعکس اين است. پرسيدن "چرا" نه تنها اشکالي ندارد بلکه اولين قدم به سمت آشتي با پروردگار درخلال درد و رنج است و کاملاً با سنت کتب آسماني هماهنگ است:

حضرت موسي با قوم خود در بيابان به جانب خدا فرياد مي زند، "خدايا چرا در حق اين مردم بدي مي کني؟"
جدعون در زمان غم و ناراحتي مي گويد، "اگر خدا با ماست، پس چرا اين اتفاقات براي ما مي افتد؟"
حضرت ايوب که نماد مواجهه با مشکلات و رنج هاست مي گويد، "من زندگي خودم را دارم، آزادانه گله وشکايتم را ابراز مي کنم و به تلخي روحم سخن مي گويم. به خدا مي گويد، آيا ستم دادن به من به نظرت درست است؟"

و اگر هنوز هم متقاعد نشده ايد، سخنان خود حضرت عيسي را بشنويد: "خداي من، خداي من، چرا من را به خودم واگذاشته اي؟"

پس حالا که اينطور است، اجازه بدهيد ما هم پيش برويم و بپرسيم، "چرا؟" "چرا خدا اجازه مي دهد رنج ببريم؟"

پرسش "چرا" به چهار نوع مشکل و سختي نمود دارد که منجر به رنج و بدبختي مي شود. اجازه بدهيد نگاهي اجمالي به آنها بيندازيم:

1. بلاياي طبيعي
گردبادي به يک شهر حمله ور مي شود، سيل جامعه اي را نابود مي کند، آتش قومي را در هم مي کشد، و تصادفات که ھر سال جان تعداد بيشماري از مردم را مي گيرد. مثلاً خدا نمي توانست وقتي يک هواپيما درحال سقوط کردن است، نيرو جاذبه را نگه دارد؟
ايده خيلي خوبي به نظر مي رسد اما اگر نيروي جاذبه ناگهان قطع شود، همه جهان بر هم مي ريزد.
شايد بتوان با مشکلات و سختي هاي ناشي از بلاياي طبيعي کنار بياييم اما درمورد اين چطور:

2. بيماري ها
چرا خدا زندگي را طوري خلق کرده که بعضي از سلولهاي بدن تخريب مي شوند؟ آيا نمي توانست زندگي انسانها را طوري خلق کند که هيچوقت به بيماري و مريضي گرفتار نمي شدند؟
اين هم در نظر اول ايده خوبي به نظر مي رسد مخصوصاً وقتي صحبت از بيماري جوانها و کودکان باشد. اما وقتي زندگي واقعيت مي شود همه انواع و اشکال زندگي نيز ممکن مي شود، حتي سلولهاي بيمار. خيلي از بيماريها متعلق به گذشته است و با پيشرفت علم پزشکي درمان آن پيدا شده است. به نظر مي رسد که انسان بايد همراه با خدا براي از بين بردن مشکلات و دشواري هاي انسان تلاش کند. بااينکه دردآور است اما گاهي اوقات فشار و چالش و درد زندگي است که باعث مي شود بيشترين تلاش خود را به کار گيريم.
بيماري و مريضي با همه بدي که دارند اما بخشي از انسانيت و مرگ و مير انسان هستند. خداوند قصد نداشته است که در اين جهان به انسان عمر جاودانه بدهد.

3. درد روحي و احساسي
چرا بايد متحمل دردها و ناراحتي هاي روحي شديد بشويم؟ چه از دست دادن عزيزي باشد يا شاهد درد کشيدن يکي از عزيزان بودن، گاهي اوقات دردهاي احساسي است که باعث مي شود آن "چرا"ها به زبانمان بيايد.

خيلي خوب يادم مي آيد شبي را که با چشمهاي گريان رو به آسمان نگاه مي کردم و از خدا مي پرسيدم، "چرا؟ چرا بايداينطوري شود؟" و خوب يادم مي آيد که همان موقع سوال ديگري به ذهنم آمد که "آيا براي فرار از اين فقدان، دست از تجربه عشق مي کشي؟"

4. بدي هاي انساني
يک آهنگ معروف بود که مي گفت، "چطور آدما ميتونن اينقدر بي احساس باشن، چطور ميتونن اينقدر سنگدل باشن؟"

نامهايي مثل جان واينه و جفري داهمر بعنوان نمونه هايي از بدترين نوع شر در زمين در ذهن همه ما حک شده اند. تيم مک ويگ هم به آن ليست اضافه شده است.

خوب گوش کنيد. من کاملاً متقاعد شده ام که در صورت شر انساني است که مي توان شيطان واقعي را ديد.
و هنوز هم... حتي در صورت شر انساني مثل آنچه که شهر اوکلاهما ديديم دقيقا آنچه سنت پاول نوشته را مي بينيم: "همه چيز براي آنها که خداوند را دوست دارند، خوب پيش مي رود." که مي تواند تصوير آن مرد آتش نشاني را در شهر اوکلاهما فراموش کند که کودک يک ساله اي را از لاشه هواپيما بيرون مي کشيد. آن کودک به طرز تاسف برانگيزي جان سپرد. اما تصوير مرد آتش نشان و مادر آن کودک که شريک در غم از دست رفتن کودک همديگر را در آغوش گرفته بودند به ياد ماندني است. يعني غريبه ها درميان رنج و بدبختي با هم همدردي مي کنند.

اينجا نکته مهمي است که درمواجهه با درد روحي و احساسي بايد به ياد داشته باشيد. وقتي آسيب روحي ديده ايم، به دنبال پاسخ هاي عقلاني و منطقي نيستيم. تصور کنيد که به حادثه اوکلاهما نگاه مي کرديد و مي پرسيديد، "خدايا چرا؟" و بعد يک فرمول علمي جادويي در آسمان با پاسخ ظاهر مي شد... "به خاطر اين است که x+y بر جذر y و...." آيا اين راضيتان مي کند؟ نه. راه حل اينجاست:

ما دنبال پاسخ براي مغزمان نيستيم بلکه به دنبال مرحمي براي زخممانيم.

وقتي آسيب روحي ديده ام، آسيب با مغزمان در ارتباط نبوده و روحمان را خدشه دار کرده است. بيشتر از اينکه به دنبال پاسخ چراهاي خود باشيم، زجه مي زنيم و از دردمان مي گوييم. از اين گذشته، آخرين باري که اتفاق فوق العاده اي برايتان افتاد و از خدا پرسيديد، "چرا من" کي بود؟

اجازه بدهيد درسهايي برايتان عنوان کنم که شما را در دردها و ناراحتي ها به خدا نزديکتر مي کند.

1. پرسيدن "چرا" از خدا اشتباه نيست.
به آخرين قسمت انجيل نگاه کنيد....حتي پيامبر خدا نيز در رنج و بدبختي از خدا مي پرسد، "چرا؟" و احساس تنهايي مي کند.

2. خدا براي تنبيه ما رنج و ناراحتي نمي فرستد.
انجيل متي مسيحي به ما نشان مي دهد که روح او بر غم و اندوه غالب شده بود. "روح من تا حد مرگ انباشته از درد است." تابه حال آنرا حس کرده اي؟ مسيح هيچ کار اشتباهي انجام نداده بود. درواقع، او کسي است که در هماهنگي کامل در بهشت با خداي خود زندگي مي کند. اگر کسي در دنيا باشد که به هيچ وجه شايسته تحقير، طرد شدگي و درد نباشد، اوست. پس خدا براي تنبيهمان درد و ناراحتي نمي فرستد.

3. خدا در رنج و تنهايي ما را تنها نمي گذارد، او هم کنار ما رنج مي کشد.
کمي به آن فکر کنيد. وقتي زجه مي زنيد که "چرا؟" براي کسي زجه مي زنيد که مي داند اين چرا چرا کردن ها، احساس تنهايي و طردشدگي و احساس درد فيزيکي و احساسي يعني چه.

نه، خدا وقتي ما درد مي کشيم غايب نيست و درست کنار ماست. يکي از دوستانم مي گفت که در بدترين و دردآورترين تجربه زندگيش به سمت خدا زجه زده است که "وقتي پسرم مرد کجا بودي؟" بعد صدايي نرم و آرام را شنيده که مي گويد، "من همانجا بودم که تو بودي وقتي پسرم مرد."

چرا درد و رنج و بدبختي زندگي ما را نابود مي کند؟ چرا خدا اجازه همچنين چيزي را مي دهد؟ هر پاسخ عقلاني به اين سوال قاصر خواهد بود. فقط پذيرفتن اينکه خدا در همه دردها کنار ماست باعث مي شود که از تاريکي بيرون بياييم.

و آخر اينکه انجيل به ما ياد مي دهد که خدا هر اشتباهي را درست مي کند، هر قلب شکسته اي را ترميم مي کند و هر دل خالي که به سمت او آمده را پر مي کند. "...خدا خودش با آنها خواهد بود. هر اشکي را از صورت ها مي زدايد. مرگ ديگر وجود نخواهد داشت. درد و زجه و ناراحتي ديگر وجود نخواهد داشت."
آنکه گفت، "به خاطر همه آن چيزهايي که ديده ام، براي چيزهايي که نديده ام به خدا اعتماد ميکنم" حقيقتاً راست گفته است.
__________________

کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --
Atena آنلاین نیست.   پاسخ با نقل قول
پاسخ


کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان)
 
ابزارهای تاپيك
نحوه نمایش

شرايط ارسال
شما نمیتوانید تاپيك جدیدی ارسال کنید
شما امکان ارسال پاسخ را ندارید
شما نمیتوانید فایل پیوست در پست خود ضمیمه کنید
شما نمیتوانید پست های خود را ویرایش کنید

BB code is فعال
شکلک ها فعال است
کد [IMG] فعال است
کدهای HTML غیر فعال است
Trackbacks are فعال
Pingbacks are فعال
Refbacks are فعال



اکنون ساعت 01:15 برپایه ساعت جهانی (GMT - گرینویچ) +3.5 می باشد.

A VBIran Design

تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان ، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی 02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387

Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises  LC


Content Relevant URLs by vBSEO 3.3.2