|
||||||
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای تاپيك | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
سـرپـرســت سـایـت
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سپاس ها: 139
سپاس شده 100 در 58 پست
شهرت:: 0 ![]() |
ايجاد اعتماد به نفس در كودك:
آيا تابحال فكر كرده ايد كه اعتماد به نفس از چه زماني در كودك شكل مي گيرد و رشد مي كند؟محققان مي گويند كودك از لحظه تولد توانايي رشد و پرورش اين خصيصه مهم را دارد. همزمان با رشد كودك و با آغاز فراگيري مهارت هاي مختلف ، اعتماد به نفس نيز در اوتقويت مي شود. براي رسيدن به موفقيت، كودك نياز دارد كه خودش تجربه كند و هر مهارتجديد را با وجود تمام سختي هايش به تدريج و به تنهايي فرابگيرد. اگر بيش از حد بهكودك كمك كنيد، آنگونه كه بايد از موفقيت هايش احساس رضايت نخواهد كرد. اغلب برايوالدين سخت است كه به كودك كمك نكنند، اما بدانيد براي برداشتن هر قدم جديد، كودكبايد چندين بار به زمين بيفتد و خودش به تنهايي بايستد و گام بعدي را بردارد. البتهشما هم بايد به طور غير مستقيم او را كنترل كنيد و در واقع محدوديت هايي برايش قائلشويد. بعضي مردم به اشتباه معتقدند كه اعتماد به نفس زياد باعث مي شود كه كودك لوسيا خود راي شود، برعكس كودكي كه فاقد اعتماد به نفس است، احساس امنيت نمي كند. پدرو مادري كه به فرزند خود عشق مي ورزند، به او اجازه مي دهند تا به تنهايي كارهايشرا انجام دهد و كودك نيز ياد مي گيرد كه چگونه از عهده مسئوليت هاي بزرگتر برآيد. به علاوه چنين كودكي احساس خوبي نسبت به خود پيدا مي كند و ياد مي گيرد كه چگونه بهديگران اهميت بدهد و در آينده نيز از عهده مسئوليت هاي بزرگتربرآيد. ترسهاي كودكان: در زندگي لحظاتي وجود دارد كهحتي مستقل ترين كودكان نيز نياز به حمايت و تشويق والدين دارند تا بتوانند اعتمادبه نفس داشته باشند و به خوبي از پس كارهايشان برآيند. مثلاً وقتي خانواده اي ازجايي به جاي ديگري نقل مكان مي كند و كودك دوستانش را از دست مي دهد و در جمع جديدو غريبي قرار مي گيرد و يا وقتي دردرسي نمره كمي مي گيرد، نياز دارد كه شما به اوبگوييد: مي دانم كه چقدر برايت سخت و ناراحت كننده است، اما تو قبلاً نمرات خوبي ميگرفتي، پس دوباره هم مي تواني اين كار را بكني. بچه ها در سنين خاصي نياز به كمك وحمايت از طرف والدينشان براي بهبود اعتماد به نفس خود دارند. اعتماد به نفس خصيصهبسيار مهمي است كه بايد در وجود فرزندتان رشد و پرورش پيدا كند. كساني كه داراي اينخصوصيت مهم باشند، آمادگي رويارويي با مشكلات در هر سن و هر مرحله اي از زندگي رادارند و مي توانند نسبت به خودشان و كارهايشان احساس بهتري داشته باشند و قدرتايجاد تغيير در اين دنياي بزرگ را دارند. مخالفتهايكودكان: كودك اغلب از طريق مخالفت كردن با بزرگترها مي خواهد ببيند كهقدرت در دست كيست، او، يا شما. در واقع او مي خواهد محدوديت ها و آزادي هايش رابهتر بشناسد، اما شما با كمك به فرزندان مي توانيد ميزان مقاومت كودك را تا حدزيادي كاهش دهيد. او بايد درك كند كه خودش مسئول اعمالش است و كاملاً در كنترل شمانيست. او از خود اراده دارد و مي تواند انتخاب كند. وقتي به كودك حق انتخاب ميدهيد، او بيشتر احساس امنيت و كنترل مي كند و كمتر به شكل يك حريف به شما نگاه ميكند و به مبارزه با شما مي پردازد. در واقع با دادن حق انتخاب و تصميم گيري به كودكاو را خلع سلاح مي كنيد. وقتي به كودك دستور يا فرمان مي دهيد، او قدرت شما رااحساس مي كند، اما از اين قدرت اصلاً خوشش نمي آيد، پس فورا اعتراض و مخالفت ميكند. مثلاً اگر مي خواهيد فرزندتان براي شام سبزيجات بخورد، به او دستور ندهيد،بلكه از او بپرسيد بيشتر دوست دارد هويج بخورد يا پوره سيب زميني. در واقع، وقتي اورا در روند تصميم گيري سهيم كنيد، مطمئناً نتيجه بهتري خواهيدگرفت. به حرف كودكان گوش بدهيد يكي از راه هايي كه ميتوانيد اعتماد كودكان را جلب كنيد، اين است كه آنها مطمئن باشند شما به آنها توجهداريد و يكي از راه هاي توجه داشتن به كودكان گوش كردن به حرف هاي آنهاست. البتهاين به اين معنا نيست كه شما مشغول انجام كارهاي خودتان باشيد و حرف هاي آنها رانيز بشنويد و كاملاً بي اعتنا باشيد، بلكه منظور گوش كردن فعال است، يعني كاملاً بهحرف آنها توجه كنيد، نظر خودشان را بپرسيد و بعد هم نظر خودتان را بدهيد. سعي كنيدزمان خاصي را به فرزندتان اختصاص دهيد تا او بتواند به راحتي با شما صحبت كند، بعداز گوش كردن به حرف هايش با او احساس همدردي كنيد، مثلا ممكن است او احساس ترس،اندوه، شكست و يا تنهايي كند. احساس او را شناسايي و براي حل مشكلش به او كمك كنيد. شما بايد او را مطمئن سازيد كه هميشه بهترين يار و پشتيبان او خواهيد بود و او هرگزتنها نخواهد ماند. اجازه گرفتن را به كودكان آموزش دهيد وقتي كه كودك معني و مفهوم كلمه نه را مي فهمد، قادر خواهد بود كه اميال مثبتشرا نيز بيان كند. مثل: من مي خواهم، من نياز دارم، اين مال من است و... او هميشهكوتاه ترين و آسان ترين راه را انتخاب مي كند. اگر اسباب بازي دوستش را بخواهد،فورا مي رود و آن را از دوستش مي گيرد، بدون اينكه از او بپرسد آيا اجازه اين كاررا دارد يا نه. گام نخست براي والدين اين است كه ابتدا مشكل را براي كودكانمشخص و سپس راه حل آن را ارائه كنند. شايد توضيح اين مساله كمي براي كودك مشكل وغير قابل فهم باشد، اما كودكان نياز دارند كه يك سري قوانين را بياموزند. مثلا بهاو بگوييد در خانه بايد قبل از انجام هر كاري اجازه بگيرد. كودك بايد بفهمد كهكارهايش عواقبي دارد كه افراد ديگر را نيز تحت تأثير قرار مي دهد. سعي كنيدكودك بياموزد كه احساسات ديگران را درك كند، مخصوصا وقتي مشكلي پيش مي آيد، به اوياد بدهيد كه خودش را جاي ديگران بگذارد. مثلا وقتي كودك شما اسباب بازي دوستش رامي گيرد، به او بگوييد اگر دوستت اسباب بازي تو را مي گرفت، تو چه احساسي داشتي وچه كار مي كردي؟ بهتر نيست به جاي اين كار اول اجازه بگيري؟ به خاطر آوردن خاطراتمشابه به كودكان كمك مي كند كه احساس طرف مقابلشان را درككنند. براي بچه ها مثال بزنيد بچه ها هميشه با مثالمسائل را بهتر مي فهمند. يادآوري اشتباهات گذشته در قالب مثال آنها را در حل بسيارياز مشكلات ياري مي كند. از امر كردن و دستور دادن بپرهيزيد و از خود كودك بخواهيدبه مشكلش فكر و راه حل مناسب را پيدا كند. بچه ها مي خواهند والدين به حرف هايشانگوش بدهند و اين والدين هستند كه به بچه ها مي فهمانند چطور مشكلاتشان را خودشان حلكنند. به كودك آموزش دهيد اگر او درست احساساتش را بيان كند، شما هم به حرف هاي اوگوش خواهيد داد.گاهي اوقات مي توانيد از طريق خواندن كتاب كودكتان را راهنماييكنيد. مثلا كتاب هايي براي او تهيه كنيد كه به مشكلات شما و فرزندتان اشاره دارد. بعد از خواندن كتاب، مشكلتان را با او در ميان بگذاريد و مثلا از او بپرسيد اگر آنروز كه تو و دوستت سر همين موضوع دعوايتان شده بود، تو هم اينگونه عمل مي كردي،بهتر نبود؟ در واقع، او با رسيدن به راه حل هاي جديد براي مشكلات مشابه و تكراري،سعي مي كند واكنش مناسب تري در موقعيت هاي خاص نشان بدهد و روابط اجتماعي اش را بهتدريج بهبود مي بخشد. مي توانيد اشتباه كنيد: هر كودكجدا از آنكه متفاوت و منحصر به فرد است مشكلات خاص خودش را نيز دارد. همه بچه هااشتباه مي كنند و اين كاملاً طبيعي است. وقتي پدر و مادر از فرزندشان انتظار كاملبودن دارند، اين فرزندان احساس ناشايستگي مي كنند و خود را از رسيدن به موقعيتي كهپدر و مادرشان انتظار دارند ناتوان مي بينند. پدر و مادر بايد پيوسته معيارهايخود را با توجه به توانمندي هاي فرزندانشان مورد تجديد نظر قرار دهند. توانايي هايكودكان در سنين مختلف تغيير مي كند. هر كودك توانايي هاي خاص خود را دارد. ممكن استكودك شما در زمينه اي ضعيف باشد و به همين دليل بايد در اين زمينه به خصوص به اوكمك كنيد. كودكان هرگز نبايد اين پيام را دريافت كنند كه چون مرتكب اشتباه شده اند،بد و مقصر هستند. وقتي به فرزندانمان پيام منفي مخابره مي كنيم از آنهاموجوداتي ضعيف و ناتوان مي سازيم و به آنها احساس بي ارزش بودن مي دهيم. بدين ترتيبآنها اعتماد به نفس شان را از دست مي دهند و انگيزه اي براي رسيدن به موفقيت هايبعدي نيز نخواهند داشت |
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای تاپيك | |
| نحوه نمایش | |
|
|
تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي
و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت
ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده
و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان
، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی
02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387
Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises
LC