|
||||||
| روانشناسی روابط متقابل ( دختر و پسر) در این بخش به روابط دختر و پسر از دیدگاه روانشناسی پرداخته خواهد شد |
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای تاپيك | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
کاربر تازه وارد
![]() سپاس ها: 2
سپاس شده 20 در 10 پست
شهرت:: 0 ![]() |
سلام
من تازگی با یه مشکلی رو به رو شدم که اینجا رو پیدا کردم که مطرح کنم من با یک دختری اشنا شدم کم کم بهش علاقه مند شدم اون دختر 10 ماه از من بزرگتر هستش من متولد 1369 هستم و اون 1368 البته ابن هم بگم که من با کسایی که رابطه داشتم اکثرا از من بزرگتر بودن چون من هیچ وقت نتونسم با ادم کوچکتر از خودم کنار بیام اون دختر مدام به من میگفت دوستم داره و با رفتارش هم ثابت میکرد اما میگفت اینده ای با من نداره و نمیخواد راجع به اینده فکر کنم من همیشه این توی ذهنم بود و مدام منو عذاب میداد. شاید من هم واقعا چیزی از اینده نمیدیدم اما دوست نداشتم که از العان بشینم فکر کنم که یه روزی دیگه اون پیشم نیست چون واقعا دوستش دارم و منی که هیچ وقت دل به دختر نمیبستم الان دلم گیر کرده ![]() اوایل فکر میکردم به خاطر پسر خالش میگه (اخه پسر خالش ازش خاستگاری کرده بود و مدام پا پیچش بود) تا این که دیروز بهم گفت اگر یه موقع با من خواستم ازدواج کنم چی؟! اول کار حرفشو زیاد جدی نگرفتم ولی کم کم بهم گفت که پسر یکی از دوستای پدرش ازش شخصا خواستگاری کرده و اون هم گفته میخوام درس بخونم... و خلاصه پسره هم منتظره تا درسش تموم بشه و... بهم گفت پسره هرچیزی که توی ذهنم بود رو داره... ایرادی که داره اینه که الان منو میبینه و الان منو با الان اون پسره مقایسه میکنه و معلوم که در حال حاضر من جلوی او چیزی برای گفتن ندارم بهم میگفت خودشم داره عذاب میکشه و فکر نمیکرده رابطه من باهاش اینقدر صمیمی بشه... به جایی رسید که دیشب میخواستیم از هم جدا بشیم و اصرار داره که رابطه ی ما یه دوستیه ساده بوده با این که خودشم می دونست فرا تر از این بود حالا من موندم با عشق اون و فکر اینکه ازم جدا میشه... بعضی وقتا فکر میکنم داره بهم دروغ میگه که بهش وابسته نشم. نمیدونم فعلا تصمیم گرفتیم با هم مثل دوست بمونیم اما فکر اینکه یه نقر بینمون هست خیلی اذیتم میکنه بعضی وقتا میگم به درک بره اصلا با هر کی اما سر حساب که میشم میبینم مثل دخترای قبلی که باهاشون بودم نیست و واقعا نبودش برام سخته دوست دارم بجنگم واسه باهاش بودن اما میترسم خرد بشم خدتونو جای من بزارید با کسی که دوستش دارید و اینطور مسائل پیش میاد چیکار میکنید؟ من چیکار کنم بعضی ها بهم میگم ازش جدا بشم ولی نمیتونم بهم ثابت شده که اونم نمیتونه راحت ازم دل بکنه... به خدا خسته شدم از زندگیم نمیدونم دیگه چیکار کنم شما کمکم کنید |
|
|
|
|
|
#2 (permalink) |
|
مدير انجمن گوناگون
![]()
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0 ![]() |
وضع مطلوب در روابط دختر و پسر : پس از بحث در مورد وضع موجود در روابط دختر و پسر مي توانيم حدود ارتباط مناسب بين دو جنس را مورد بحث و بررسي قرار دهيم . براي نشان دادن وضع مطلوب در روابط بين دو جنس مي توان به ويژگي ها و خصوصيات زير اشاره كرد . 1-شناخت واقعيت هاي جنس مخالف : در اين زمينه بهتر است به گونه اي عمل كنيم كه واقعيت جنس مخالف را تا حد ممكن بشناسيم و بر اساس اين شناخت ، اعمالمان را تنظيم كنيم . به نظر من بهترين راه شناخت جنس مخالف،در نظر گرفتن و شناخت دقيق تر واقعيت وجودي افرادي از جنس مخالف است كه با ما سالها زندگي كرده و ما آنها را در نشيب و فرازهاي گوناگون زندگي از نزديك آزموده ايم. براي جنس مؤنث شناخت پدر ، برادر ، عمو ، دايي و امثال اين افراد مي تواند تا حد زيادي واقعيت جنس مخالف را نشان دهد . براي جنس مذكر نيز واقعيات مشاهده شده از مادر ، خواهر ، خاله ، عمه و امثال اين ها مي تواند نشانگر واقعيات وجودي جنس مخالف باشد . در صورتي كه بدانيم و يقين داشته باشيم كه افراد جنس مخالف تا حد بسيار زيادي-بخصوص از آن جهت كه در زندگي ما عملاً مؤثر است-با يكديگر مشابهت دارند ، ديگر دچار خيالپردازي و تصور رويايي در مورد جنس مخالف نخواهيم شد. 2-اجتناب از خيال پردازي و تصور رويايي در مورد جنس مخالف : يكي از مشكلات موجود در روابط بين دو جنس،داشتن تصورات خيالي از يكديگر است . گاه دختر و پسر از يك فرد بخصوص،تصويري خيالي و كاملاً غير واقعي مي سازند و با آن تصوير زندگي مي كنند . براي دختر گاه يك پسر با تمام ضعف ها و محدوديت ها و همچنين ناپختگي ها و رشدنايافتگي ها به شكل شاهزاده اي كه سوار بر اسب سپيدي از راه رسيده و او را به سرزمين رؤياها مي برد ، تجلي پيدا مي كند . و يا براي پسري سرخورده و ناتوان از هدايت و سامان دادن به عواطف ، افكار و احساسات دختري چنان تجلي پيدا مي كند كه گويي فرشته اي مهربان از آسمان ها براي نجات او و براي ايجاد پناهگاه براي او به زمين آمده است . اين تصورات رؤيايي بسيار زود از بين خواهند رفت و واقعاً مانند يك رؤيا در زندگي زايل خواهند شد . بنابراين در يك ارتباط مطلوب بهتر است از رؤيا پردازي در مورد جنس مخالف بهشدت اجتناب كنيم . اين مطلب با عشق و دوست داشتن مغايرتي ندارد . انسان مي تواند فردي را بسيار عميق دوست بدارد و لكن اين دوست داشتن نبايد موجب كوري و كري انسان شود . 3- از بين بردن ترس ها ، دلهره ها ، هيجان ها ، احساس خصومت و خشونت نسبت به جنس مخالف : سومين ويژگي در يك برخورد مطلوب ، خالي كردن ذهن از عواطف منفي است . هرگونه احساسي كه مي تواند جنس مخالف را در ذهن ما به شكل منفي جلوه دهد و يا موجب رفتار مخرب ما نسبت به او باشد ، مي بايد از ذهن حذف شده يا اصلاح گردد . 4-حفظ خونسردي وصلابت شخصيت،به هنگام برخوردبا جنس مخالف : ما بايد به هنگام برخورد با جنس مخالف ، خونسردي خود را حفظ كرده ، وهيجانات مختلف را از خود دور كنيم و چنين امري حداقل از دو طريق امكان پذير است: اول اينكه تلاش كنيم جنبه هاي ارادي اعمالمان را افزايش دهيم و به عبارت ديگر با داشتن برنامه هايي در جهت تقويت اراده خويش گام برداريم . انسان هايي كه خود را به دست اميال و راحتي ها مي سپارند معمولاً تسلط خوب و كافي بر اعمال خويش ندارند . دوم اين كه از طريق تمرين و حفظ خونسردي به هنگام مواجه شدن با جنس مخالف ، تلاش كنيم به سطحي از كنترل رفتار دست بيابيم كه در آن خونسردي و صلابت كافي در برخورد با جنس مخالف را داشته باشيم . 5-برخورد مبتني بر احترام با مراعات حدود شرعي در مورد محرم ، نامحرم ، حلال و حرام : در فرهنگ ما برخورد مناسب بين دو جنس به شكل دقيق در چگونگي ارتباط بر اساس ملاك هاي چهارگانه محرم و نامحرم و حلال و حرام مشخص شده است . رعايت اين حدود،نشانگر آشنايي ما با فرهنگ منسجم اسلامي است .براي شناخت اين حدود لازم است به كُتب فقهي مناسب مراجعه گردد. 6-فقدان روابط پنهاني با جنس مخالف و مشورت با والدين در اين گونه موارد : برقراري روابط پنهاني پيش از ازدواج ممكن است تا بدان جا پيش رود كه به نوعي به هر يك از طرفين آسيب رسانده و آنها را در مقابل عمل انجام شده قرار دهد . بهتر است دختران و پسراني كه تجربه و شناخت كافي از جنس مخالف ندارند و نيز تسلط كافي بر اعمال و افعال خويش نيافته اند ، از طريق مشورت كردن با والدين و احتمالاً در ميان گذاشتن تمايل خود نسبت به كسي ، از آنان راهنمايي بخواهند و از اين راه احتمال آسيب ديدگي رواني و تربيتي خويش را كاهش دهند . 7 – اجتناب از برقراري روابط صميمانه با جنس مخالف قبل از عقد شرعي : با اين حال كه روابط ما با جنس مخالف مي بايد خالي از پرخاشگري و ناپختگي و به دور از بي احترامي باشد ، لكن نبايد ارتباط صميمانه اي بين ما برقرار شود و اين مطلب را حتي به رغم وجود علاقه بين دو جنس نيز مي بايد رعايت كرد. 8ـ نداشتن رفتارسَبُك ، خود نمايي و جلب توجه جنس مخالف در مجامع مختلف : توصيه مي شود كه دختران و پسران از داشتن رفتار سـَبـُك مبتني بر جلب توجه جنس مخالف دوري گزينند . اين مطلب به رغم اين كه به صورت يك راهنمايي براي دختران و پسران ارائه مي شود ، ولي گاهي اوقات از طرف برخي از دوستان نوجوان و جوان مورد اعتراض قرار مي گيرد . بعضي از دختران در مقايسه خود با ديگران به اين نكته اشاره مي كنند كه آنهايي كه رفتار آنچناني در پيش مي گيرند و خود را به اشكال مختلف به جنس مخالف عرضه مي كنند در زندگي موفق ترند ، بسيار زودتر ازدواج مي كنند و تشكيل زندگي مي دهند . در حالي كه ما به دليل داشتن رفتار سنگين ، پيوسته دچار تنهايي و دورافتادن از ازدواج مي شويم . چنين عباراتي به نوعي براي اين دختران راهنماي عمل قرارمي گيرد و آنها را دچار تعارض بين حفظ حرمت ، عفت و رفتار موقر از يك سو،و داشتن يك رفتار خودنمايانه مبتني بر جلب مشتري از سوي ديگر مي سازد . انساني كه داراي اهداف و آرمان هاي شناخته شده و منسجم در جهت حفظ كرامت انساني خويش است هرگز از اين وضع دچار تعارض نمي شود . او به دنبال يافتن همسري پاك و عفيف است ، ولي كسي كه از طريق نمايش دادن اندام ها و ظاهر خود ، پسري را به سوي خويش جلب مي كند ، قطعاً بايد بداند كسي را شكار كرده است كه چيزي جز اميال حيواني انسان نمي شناسد .در قرآن كريم آمده است:" زنان ناپاك ،از آن مردان ناپاكند و مردان ناپاك از آن زنان ناپاك،و زنان پاك از آن مردان پاك و مردان پاك از آن زنان پاك اند."اگر ارزش هاي عالي انساني مانند عفت، ايمان ، پاكدامني ، خوش قلبي و سلامت نفس براي كسي معنا پيدا نكرده باشد ، او مي تواند زندگي خود را از طريق تمايلات سطح پايين تر مانند تمايلات جنسي ، سامان دهد . ولي كسي كه به سطوح بالاتر دسترسي پيدا كرده است هر چند كه مدتي ارضاي تمايلات و نيازهاي جسماني او به تأخير بيفتد ، حفظ ارزش هاي عالي انساني او را كفايت مي نمايد . |
|
|
|
|
|
#3 (permalink) |
|
مدير انجمن گوناگون
![]()
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0 ![]() |
این میتواند احساس خیلی از شماها باشد: خسته شده اید. احساس میکنید که هر کاری که لازم است را برای به دست آوردن زنی بااصالت با ویژگیهای ممتاز انجام میدهید اما خانمها به شما جواب نمیدهند. تصور شما این است که خانمها معمولاً دنبال مردی کامل هستند که در واقعیت وجود خارجی ندارد. اما اگر از دوستان سؤال کنید، مطمئناً پاسخ دیگری دریافت خواهید کرد. درست است که آنها زیبایی ظاهری، جذابیت و رمانتیک بودن را در مرد ایدآلشان دوست دارند، اما آنقدرها هم که شما فکر میکنید درگیر این مسائل نیستند. اگر میخواهید بدانید واقعاً به چه فکر میکنند، به مطالب زیر توجه کنید. کمی احترام بگذارید. وقتی نوبت به احترام گذاشتن به خانمها میرسد، مردهای ایرانی فرقی با بقیه مردهای جهان ندارند. خانمها وقتی بشنوند که طرفشان در مورد زنان دیگر غیرمحترمانه صحبت میکند، خیلی سریع عقب میکشند. من با مردان زیادی روبرو بوده ام که به خاطر اینکه علاقه ای به طرفشان نداشتند، به خودشان اجازه میدادند که وقتی زن زیبایی میبینند آنها را جذاب قلمداد کنند یا زنانی که جذابیت کمتری دارند را به عناوین ناخوشایند بخوانند. حتی اگر این نحوه صحبت کردن به صورت شوخی هم بیان شود، باز اگر خانمها ببینند که طرفشان زنان را نوعی شیء قلمداد میکند، آزرده خاطر خواهند شد. مردها به صورتهای دیگر هم میتوانند احترامشان را به خانمها نشان دهند. وقتی در را برای خانمها باز میکنند، به آنها صندلی تعارف میکنند، یا او را تا اتومبیلش همراهی میکنند، در نظر خانمها بسیار مؤدبانه میآید. اکثر مردها وقتی با یک خانم قرار ملاقات میگذارند، چنین رفتارهایی از خود نشان میدهند، اما با دوستان دختر معمولیشان چنین برخوردی ندارند. با همه مهربان باشید. ممکن است تعجب کنید اگر بفهمید که خانمها شما را حتی در عادی ترین برخوردهایتان با دیگران هم ارزیابی میکنند. آنها نه تنها به رفتار شما با خودشان، بلکه به نحوه برخورد شما با دیگران هم توجه میکنند. مهربانی، بخشندگی، و خدمت رسانی، از دیدگاه آنها خصوصیاتی قابل تحسین است. به دنبال مشاوره و راهنماییهای معنوی باشید. خیلی از مردها از اینکه میبینند خانمها به دنبال مردان باایمان و معنوی هستند تعجب میکنند. آنها تصور میکنند که ایدآلی که خانمها دنبال آنند، وجود ندارد اما من از زبان خانمهای زیادی شنیده ام که این ویژگی برایشان از اهمیت بسیار بالایی برخوردار است. خانمها معتقدند که افراد باایمان و متقی، در ازدواج هم کمتر مرتکب گناه میشوند و بیشتر میتوان به آنها اعتماد کرد. خانواده تان را دوست داشته باشید. خانمها همچنین به نحوه برخورد آقایون با مادر، خواهر و حتی مادربزرگشان هم دقت میکنند. آنها از اینکه میبینند مردی با زنان خانواده خود نیز رفتار خوبی داشته و به آنها علاقه دارد، احساس امنیت بیشتری میکنند و تاحدودی مطمئن میشوند که با آنها نیز رفتاری پایین تر از آن نخواهند داشت. ازدواج را جدی بگیرید. برای خیلی از آقایون، ازدواج چیزی است که هیچوقت از آن صحبت نمی کنند. حتی اگر در خیالشان باشد که یک روز ازدواج کنند، معلوم نیست که هیچ برنامه ای برای آن داشته باشند. یکی از دوستان من یکسال پیش ازدواج کرد. کمی بعد از ازدواجشان اتفاقی برای آنها افتاد که مجبور میشدند به فرانسه رفته و آنجا زندگی کنند. بعد از سه ماه دیدم که آماده رفتن شده اند. وقتی از او پرسیدم که چطور به این سرعت توانستند مشکلات مادیشان را حل کرده و برنامه رفتن را جور کنند، دوستم رازی را با من در میان گذاشت. او گفت که همسرش از سالها قبل از ازدواج برای زندگی خانوادگی خود در آینده پس انداز میکرده است، به همین ترتیب بوده که توانسته بود بدهی شهریه دانشگاه او و همچنین ماشینهای هردوشان را بپردازد. من واقعاً چنین دوراندیشی را تحسین میکنم. بااینکه همه ی آقایون ممکن است قادر به رسیدن به چنین اهداف مالی نباشند، اما برداشتن قدمهایی کوچک هم که به خانمها نشان دهد خود را برای ازدواج آماده میکنند، هم خوب است. یکی دیگر از نشانههای میل به ازدواح، آمادگی پذیرفتن مسئولیت است. خیلی از مردها میخواهند با همان آزادی و بی بند وباری که در دوران دانشگاه داشتند، تا آخر عمر زندگی کنند و از قبول مسئولیتهای جدید سر باز میزنند. این آدمها باید بدانند که خانمها دنبال یک پسربچه نیستند، آنها دنبال مرد زندگیشان هستند، کسی که بتواند از آنها حمایت کرده و از خیلی جهات تامینشان کند. پیشقدم شوید. وقتی از خانمی خوشتان میآید و احساس او را نسبت به خودتان نمی دانید، این شما هستید که باید پیشقدم شوید. خیلی از مردها را میشناسم که از روی غرور هیچوقت جلو نمی روند و از باب آشنایی را با زن مورد علاقه شان باز نمی کنند. خیلی دیگر از اینکه طرف مورد نظر دست رد به سینه شان بزند میترسند و جلو نمیروند. گروه اول باید بدانند که با غرور هیچوقت به آنچه میخواهند، نمی رسند و گروه دوم هم باید به خدا توکل داشته باشند و بدانند اگر خواست خدا در آن باشد، حتماً موفق میشوند. ریسک کنید. خیلی اوقات مردها باعث میشوند که رابطه شان بر هم بخورد چون وقتی که نوبت به تصمیم گیری میرسد، اقدامی نمی کنند. آنها باید بدانند که شجاعت و جسارت مردان برای خانمها ارزش زیادی دارد. با طرفتان روراست باشید و حرفی که میخواهید بزنید را بدون این پا و اون پا کردن به او بگویید. رک و راست بودن همیشه مورد تحسین خانمها بوده است. شما آقایونی که فکر میکنید خانمها به دنبال مرد کامل و رویایی توی قصهها هستند، بدانید که اشتباه میکنید. شما تصور درستی از خواستههای خانمها ندارید. آنها به دنبال مهربانی و محبت، احترام و توجه، و صداقت و ابتکار عمل هستند. آنها به دنبال آن مرد کاملی هستند که درون شما وجود دارد، پس معطل نکنید |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده است . | Arash (30-01-2010) |
|
|
#4 (permalink) |
|
مدير انجمن گوناگون
![]()
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0 ![]() |
جواب این پرسش بی تردید مثبت است ، اما تأثیر آن در افراد متفاوت است و بستگی به محیطی که زندگی می کند ، خانواده ، نوع رابطه و... دارد . دختران و پسرانی که به طریق غیر مشروع با فردی از جنس مخالف، رابطه دوستانه برقرار میکنند، ممکن است از جهات مختلف، آسیب ببینند. آسیبها هرچند متوجه دختر و پسر است، اما دامنه و شدت آن درباره دختران بیشتر است. آسیبها عبارتند: 1ـ آسیب روانی: گاهی دختری به پسری علاقهمند شده و حتی خود را در اختیار وی قرار می دهد، پس از بیوفایی پسر و ترک وی، به شدت دچار سرخوردگی گردیده و گاهی تا مرز افسردگی و بیماریهای شدید روانی بیش میرود. نیز اعتماد چنین شخصی از جنس مخالف به خاطر بی وفایی های که در نتیجه آن ارتباط دیده ، سلب خواهد شد و در زندگی آینده نمی تواند متعادل باشد. 2ـ آسیبهای اجتماعی: دختری که در شهری کوچک با پسری ارتباط دارد و ارتباط آن آشکار می شود، چنین شخصی جایگاه و شخصیت اجتماعی خود را از دست میدهد , حتى اگر ازدواج کند، ممکن است( با توجه به فرهنگ خانواده پسر) از طرف همسر و خانواده شوهر سرزنش شود و به هر بهانهای، روابط قبلی وی را به رخش میکشند. این پدیده میتواند تهدیدی برای نهاد خانواده در جامعه و افزایش میزان طلاق باشد. 3ـ آسیب تربیتی: دختری که با پسر یا حتی پسرانی ارتباط دارد، جایگاه خود را به عنوان فردی شایسته برای تربیت، در ذهن اولیای خانه و مدرسه و حتى دوستانش از دست میدهد. چنین دختری از سیر تعلیم و تربیت عقب میماند. یا برخی از راهکارهای تربیتی که پذیرا نمی گردد. 4ـ آسیب معنوی: دختری که به صورت نامشروع با پسری رابطه دارد، با گناه و معصیت، از خداوند دور شده و از نظر اخلاقی نیز آسیب می بیند. 5- ضعیف شدن حس اعتماد: دختران و پسرانی که بر اثر آشنایی در خیابان یا محیط های دیگر و ایجاد علاقه و دوستی بین آنها ، به ازدواج اقدام می کنند ، گاهی در زندگی آینده دچار بی اعتمادی می شوند ؛ زیرا با خود می گویند همسر او که به راحتی با او دوست شده و با او ارتباط برقرار کرده است ، آیا امکان ندارد که قبلا با دیگری نیز دوست شده باشد؟ این فکر همیشه برای زوجین آزار دهنده است و در روابط و تصمیم های زندگی نیز خود را به صورت های مختلف نمایان می سازد. حتی اگر به ازدواج ختم نشود ، چون خود با این مسئله مواجه بوده است ، احتمال می دهد که شاید همسر او نیز با شخص دیگر پیش از ازدواج رابطه داشته است. این مسئله در سطح کلان نیز ، به حس اعتماد اجتماعی نیز آسیب می رساند. در جامعه ای که روابط پنهان دختران و پسران گسترده باشد ، برای کسی که می خواهد ازدواج نماید و با دختر پاک زندگی مشترک را آغاز کند ، همیشه این دغدغه را در وجود دارد که آیا این دختر با شخص دیگر پیش از او رابطه نداشته است ؟ بر طبق آمارها طلاق نیز در ازدواج های خیابانی زیاد صورت می گیرد. کسانی که به راحتی دوست می شوند و ازدواج می کنند و بی آنکه از ارزش و اهمیت بنیان خانواده آگاه شوند ، آن را به راحتی ترک می کنند. علاوه بر این گاهی اتفاق می افتد که دختر و پسری در اثر این گونه ارتباط ها ، علاقه مند به هم می شوند ، اما به دلایل متعدد این ارتباط ها به ازدواج ختم نمی شود . چنین افرادی حتی پس از ازدواج نیز عشق و علاقه دوست خیابانی را در دل دارند و به طور طبیعی نمی توانند وظایف خود را به عنوان یک همسر در درون خانواده به انجام برسانند. |
|
|
|
|
|
#5 (permalink) |
|
مدير انجمن گوناگون
![]()
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0 ![]() |
"داشتن عشقی عمیق به شما نیرو می دهد و اگر کسی عمیقا" عاشق شما باشد، به شما شوق زندگی می بخشد" .(lao Tzu) هفته های پایانی سال ، هر چه به آخر سال نزدیک تر میشویم ، شوق و اشتیاق ما بیشتر می شود. چه احساسی دارید ؟ آیا نگران چیزی هستید ؟ آیا برای کسب موفقتهایتان شادکام هستید و یا درمقابل برای شکستهایتان غمگین؟ شاید هم هر دو ! عواطف و احساسات شما همیشه بیشتر درگیر کسانی بوده است که به آنها عشق می ورزیم ، همسر ، دوست و...در لحظات پایانی سال حالت نورانی معنوی داریم. این حس باعث می شود تا خالصانه دعا کنیم که تمامی ضربه ها و شکستهایی را که داشتیم از ذهن ما پاک شود ، قوت قلب می گیریم و در نهایت حسی آرام و بی دغدغه لذتی عمیق را برای ما به ارمغان می آورد. با کلام و بخشش می توان عشق ها را بیدار کرد و به یاد داشته باشیدکه تنها هدیه های مادی نیست که می تواند عشق را ماندگار کند. "بالاترین لذت آن است که بپذیریم عاشق هستیم". ( victor hugo) داستانی کوتاه جوانی بود که می خواست عشق خود را به همسرش نشان دهد . در عمیق ترین دریاها شنا کرد . به بلندترین کوهها صعود کرد و سعی کرد حتی به ستاره ها نیز برسد ! حدس بزنید چه اتفاقی افتاد ؟ بله ، همسرش او را ترک کرد چرا که هیچ وقت شوهرش خانه نبود !! دکتر Gary Chapman کتابی به نام " پنج زبان عشق " نوشته است . اگر احساس عدم دوست داشتن از طرق مقابل دارید ( همسر ، نزدیک ترین دوست ....) می توانید با مطالعه این پنج زبان عشق ، دریابید که زبان عشق شما کدام است ؟ نشانه هایی را که عشق دیگران را به شما نمایان می کند ، بشناسید ؟ و اینکه چطور می توانید عشق خود را به دیگران ابراز کنید ؟ پنج زبان عشق : 1- کلام تأیید آمیز : در این حالت است که شما نیاز شنیدن تعریف و تمجید از زبان معشوقه تان دارید تا احساس کنید او نیز شما را دوست دارد. جملات ساده و بی آلایشی چون : "واقعا" این تو هستی که به این درجه نائل شده ای ؟" یا ، "چقدر در این لباس می درخشی و گویی که این لباس فقط برازنده تو است ؟" و یا "تو بهترین پدر برای فرزندانمان هستی" 2- اوقات گذراندن با یکدیگر : اگر ارزش نهادن به اوقاتی که با یکدیگر هستید زبان عشق شماست ، به چگونگی گذران این لحظات دقت کنید . برای اینکه اوقات خوش را داشته باشید زمان بگذارید و در حین صحبتهای خود با او مطمئن باشید که صداهای مزاحمی مثل تلفن ، تلویزیون ، و ... حذف شود. 3- دریافت هدایا : هدیه همیشه قابل لمس و به چشم می آید و زبانی برای اظهار عشق و وفاداری است . شاید زبان عشق شما دریافت هدایا و لمس کردن آنها است . حتی اگر خیلی بزرگ و گران نباشد. یک شاخه رز زیبا ، سوغاتی ، دعوت به یک رستوران و... 4- خدمت کردن به یکدیگر : دقت کنید که چه خدمتی باعث لذت طرف مقابلتان می شود ، کارهایی مثل ، تمیز کردن پارکینگ ، به گردش بردن بچه ها در روز شنبه ، تمیز کردن آشپزخانه ، حمام ، بله باید بدانید که در برخی افراد حتی ، انجام این کارهای نه چندان سخت می تواند نشانه ی عشق باشد. 5- تماس فیزیکی صمیمیت در حس معاشقه ( در آغوش کشیدن ، بوسیدن ، نوازش کردن و ...) میتواند تنها زبان عشق یک نفر در ازدواج باشد . "عشق میوه ی همه فصل است و می توان همیشه آن را در دست داشت " (مادرترازا) برای شناسایی بهتر زبان عشق خود این سوالات را در ذهن خود مرور کنید : 1- من چطور عشقم را به دیگران ابراز می کنم ؟ ( برای مثال : من عشقم را با جملاتی تسلی بخش به معشوقه خود ، به خصوص در زمان گرفتاری ، ابراز می کنم ) 2- انتظارات خود من در عشق چیست ؟ ( برای مثال : اگر معشوقه ام از من تعریف و تمجید کند ، می فهمم که مرا دوست دارد ) 3- از چه چیزهایی واقعا" دلگیر می شوم ؟ ( برای مثال : از اینکه نفر مقابلتان افتخار و غرور شما را در کسب مقامی نادیده بگیرد دلگیر می شوید. ) اگر هر دو طرف زبان عشق خود را یافتید ، باید با هم در میان بگذارید و نیاز خود را مطرح کنید تا هر دو از لحظات زیبا و لذت بخش بهره ببرید . انعطاف پذیر باشید . هر دو طرف باید تغییراتی هرچند کوچک را در رفتار و فکرشان بپذیرند ، چرا که ممکن است گامی بزرگ بسوی خوشبختی شما باشد. با بررسی مباحث فوق ، شاید به راههای دست یابید تا عشق خود را پربار تر و عمیق تر احساس کنید . "عشق کلید گشایش قفل هر مشکلی است " ( Fikayo Ositelu) هم اکنون می دانید چطور از عشق خود لذت می برید ؟ چه چیزی عشق شما را عمیق تر می کند ؟ |
|
|
|
|
|
#6 (permalink) |
|
سـرپـرســت سـایـت
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سپاس ها: 139
سپاس شده 100 در 58 پست
شهرت:: 0 ![]() |
نوربخش عزیز از این که صادقانه مشکلتو مطرح کردی واقعا ممنونم
فکر میکنم با مطالعه پست هایی که دوست خوبم ، فلفل نمک در جواب سوال شما گذاشته به جوابی کاملا منطقی برسی این تصمیم شما ، تجربه ای میشه برای اینکه همیشه با مشورت و اطلاعات کامل ، خودتون به شخصه بتونین بهترین تصمیم رو بگیرین ![]() برات آرزوی موفقیت می کنم پیروز باشی خیلی سردِ ....
__________________
زمان تو محدود است پس دنبال این نباش که با طبق نظر دیگران زندگی کردن تلفش کنی . شجاع باش و دنبال آنچه دلت می گوید برو
|
|
|
|
|
|
#7 (permalink) |
|
کاربر تازه وارد
![]() سپاس ها: 2
سپاس شده 20 در 10 پست
شهرت:: 0 ![]() |
ممنون از لطفتون
ولی من هم ادم بی تجربه ای نیستم با خیلی از دخترا که حتی 2-3 سال از خودم بزرگتر بودن رابطه داشت اما توی این مورد... نمیدونم چی بگم اما یه حسی بهم میگه دروغ میگه... چون قبلا توی همین موارد یه دروغ بهم گفت... ولی من به روش نیووردم کلا دروغ که میگه مشخصه و لا به لای حرفاش زود خودش رو لو میده فکر کنم چند وقت یکبار این کارو میکنه که به هم وابسته نشیم. چند وقت پیش خودش این حرفو زد حرفاش در مورد این قضیه هم یکم ضد نقیض بود برای همین میگم احتمالا دروغ گفته هرچی به گذشته میرم و حرفایی که در گذشته زده فکر میکنم باور جرفش برام سخت تر میشه یادمه یک دفعه هم بهم گفته بود مریضی داره و معلوم نیست تا کی زنده باشه... اینم یک نمونه دیگش که من با این که فهمیدم بعد از یک مدت که دروغه چیزی بهش نگفتم اونم دیگه راجع بهش حرف نزد اخه یک دختر چرا باید همچین کاری بکنه؟ |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید nourbakhsh سپاس کرده است . | Atena (01-02-2010) |
|
|
#8 (permalink) |
|
مدير انجمن گوناگون
![]()
سپاس ها: 146
سپاس شده 455 در 331 پست
شهرت:: 0 ![]() |
سلام نوربخش عزيز
در مورد مشكلي كه مطرح كرده بوديد خواستم نظر شخصي خودم رو كه تقريبا هم سن و سال نامزد شما هستم بدم شايد بتونه كمكي به شما بكنه تا جايي كه متوجه شدم شما قصد ازدواج با دختر مورد علاقه خود داريد ولي اين خانوم به دلايل نا معلوم از اين امر خود داري ميكنه به نظر من يكي از دلايلي كه ممكنه باعث دوري كردن اين خانوم از ازدواج با شما باشه همون تفاوت سني ايشون از شماست و عكس العمل طبيعيه چرا كه در اكثر موارد خانوم ها دوست ندارن ازدواجي مغاير با اصول جامعه داشته باشن و ازدواج با همسر كوچكتر از خود متاسفانه در جامعه ما صورت خوشي نداره و هنوز جا نيفتاده و تقريبا كمتر خانمي حاضر ميشه زخم زبان خانواده و اطرافيان همسر اينده اش رو تحمل كنه گو اينكه اين فاصله سني يك روز باشه در مورد خانوم ها مسئله سن خيلي مهمه... در مورد دوم بايد بگم اينكه دختر مورد علاقه شما به شما به دروغ گفته كه بيماري غير قابل درمان داره دو حالت ميتونه داشته باشه يكي جلب توجه شما به سمت خودش چون حس ميكنه شما توجه كافي رو به اون نداشتيد و يا نكته دوم كه خود شما هم مطرح كرديد يعني سعي در دور كردن شما از خودش داره وليكن اگر در ابتداي اشنايي اين حرف رو زده بدونيد روزهاي اول دوستي معمولا پسرها و دخترها از اين حرفها براي جلب توجه زياد ميزنن.... يه نكته هم كه خودم دلم ميخواست به شما بگم اين بود كه براي ازدواج كردن سن 19 و 20 سن مناسبي نيست بهتره كمي دست نگه داريد مطمئنا زمان يك سري از مشكلات پيرامون شما را حل ميكنه و شما نتيجه بهتري از زندگي خود خواهيد گرفت چرا كه ازدواج زود هنگام با وجود اينهمه مشكلاتي كه پيرامون جوانان هست از قبيل داشتن شغل مناسب و خانه در شان عروس اينده و تامين مايحتاج زندگي باعث سختي هاي زيادي در اينده شما ميشه در اخر يك نكته براي شما ميگم اميدوارم فكر نكنيد چون خانوم هستم از نامزد شما جانب داري ميكنم و اون اينه كه حالا كه همسفر عشق اين دختر شدي جوانمردانه ترين كار كه ميتوني در حقش انجام بدي اينه كه به نظرش احترام بذاري چرا كه شايد او دچار مشكلاتيه كه نميتونه برات توضيح بده و اين رو بدون يه عاشق واقعي هميشه اول به محبوبش وبه خوشبختي اون فكر ميكنه اگه ميبيني موضوعي هست كه او رو سر دوراهي قرار داده و باعث آزار و ناراحتي اون شده.. زيباترين كاري كه ميتوني در حقش انجام بدي و شايد هم سخت ترين كار.... گذشت از خواست هاي خودت هست ...و مطمئن باش داشتن گذشت در راه كسي كه اينقد دوستش داري لذتي چند برابر رسيدن به اون رو داره دوست عزيزم باز هم ميگم اينا حرفهاي من از ديد يه دختر خانوم هم سن سال نامزد شماست و جنبه مشاوره نداره
__________________
Felfel namak |
|
|
|
| 2 کاربر از پست مفید فلفل نمك سپاس کرده اند . | Atena (01-02-2010), nourbakhsh (01-02-2010) |
|
|
#9 (permalink) | |
|
کاربر فعال
![]() ![]() ![]()
سپاس ها: 701
سپاس شده 1,040 در 824 پست
شهرت:: 0 ![]() |
نقل قول:
اول بايد از شما بخاطر اينكه تالار گفتمان ناجي را براي طرح مشكلتون انتخاب كردين تشكر كنم و اميدوارم پاسخ سوالتون را به نحو مطلوب دريافت كنيد. ....اما درمورد مطالبي كه مطرح كرديد بايد چند نكته را ياد آوري كنم: اول اينكه انسانها در گاهي اوقات براي جلب محبت يا جلب توجه و يا حتي جلب ترحم به اعمال ورفتاري متوسل ميشن كه در بسياري اوقات درك آنها براي طرف مقابل يه مقدار سخت و ثقيل است.مضافا اينكه نحوه تربيت و نوع نگرش اجتماعي اينگونه افراد نيز بسيار در اين مسئله دخيل و موثر ميباشد.شايد دخترخانم مورد نظر شما از دوران كودكي در محيطي بزرگ شده كه اطرافيانشون براي جلب نظر همديگه چنين رفتاري مرتكب ميشدن و ايشون هم متاثر از اين وضعيت و بصورت كاملا منطقي تشخيص داده كه همون رفتار رو تكرار كنه!!!و شايد اين اعمال هيچ چيزي نباشه جز يك محبت طلبي ساده!!! اما در حالتهاي ديگه شايد وضع به همين سادگي كه گفتم نباشه!!!يعني شايد ايشون اصلا به آينده بلند مدت با شما فكر نمي كنه كه اونهم ميتونه دلايل متعددي داشته باشه...از جمله اينكه شايد مثلا سطح خانوادگي مورد نظر شما رو نداشته و احتمالا كسي كه به اين سادگي دروغ ميگه(منظورم اظهار بيماري صعب العلاجه!!) قاعدتا ميتونه حقايق كافي از مكنونات زندگي خودشو در اختيار شما نگذاشته باشه و بهر صورت از برملا شدن موارد مورد ادعاي خودش واهمه داره.. و شكل ديگه اينه كه شايد اصلا موانع اساسي و جدي سر راه ارتباطشبا شما باشه و اين موانع به گونه اي است كه از نظر ايشون به هيچ عنوان قابل برطرف شدن نيست و به همين علت به انحاء مختلف ميل داره كه فاصله اش رو با شما حفظ كنه! و شاي چندين شايد ديگر كه اگه يه كم دقت كنين خودتون ميتونين كشفشون كنيد.!! بهرحال بهتره نظر شخصي خودمو هم بگم و اون اينه كه من به هيچ وجه حاضر نيستم با كسي كه به اين راحتي حقايق رو پنهان ميكنه و با من صادق نيستش حتي لجظه اي هم سر كنم.چون اولين شرط صميميت و رفاقت ؛ چه در زندگي زناشويي و چه در عالم دوستي اينه كه طرفين با همديگه صادق باشن و بقول قديميا يكرنگي و صفا داشته باشن!!!(ذت زياد!!!)
__________________
کاربرانی که ثبت نام کرده و وارد سایت شده اند میتوانند لینک ها را مشاهده کنند -- برای ثبت نام اینجا کلیک کنید --
|
|
|
|
|
| 2 کاربر از پست مفید Atena سپاس کرده اند . | nourbakhsh (01-02-2010), فلفل نمك (01-02-2010) |
|
|
#10 (permalink) |
|
کاربر تازه وارد
![]() سپاس ها: 2
سپاس شده 20 در 10 پست
شهرت:: 0 ![]() |
ممنون از راهنمایی هاتون.
راستش من الان اصلا به فکر ازدواج نیستم و نمیتونم باشم چون به قول معروف دهنم بوی شیر میده ولی اون حتی میخواد اینده رو هم ازم بگیره و اصلا در اینده فرصتی برای من قائل نشده. دلیلش هم فکر کنم یک چیز باشه که اون داره الان منو با الان اون پسرایی که اطرافشن مقایسه میکنه و در حال حاظر اختلاف سنی ممکنه خیلی به چشمش بیاد. اما چند سال اینده چی؟ اون نمیخواد اینده رو ببینه ایرادش همینه بهم گفت من الان رو میبینم. من هم نمیدونم در اینده چی پیش میاد ولی فقط نمیخوام از الان خودمو اذیت کنم. نمیخوام حس کنم الان که دستش توی دستای من هستش توی فکرش ممکنه **** دیگه ای باشه همیشه دوست داشتم صبر کنم ببینم سرنوشت چی پیش میاره خیلی وقتا فکر کردم با خیلی ها میمونم اما نموندیم. الانم شاید فکر کنم میمونم اما نمیونیم ولی نمیخوام اذیت بشم و الان به این موضوع فکر کنم. عین این میمونه که بگن ادم که قراره بمیره پس چرا باید زندگی کنه!! تصمیم گرفتم صبر کنم تا در اینده اگر باهام موند خودش منو ببینه و اگر خواست باهام بمونه البته اون چشماشو رو من بسته نمیدونم بتونه منو ببینه یا نه... ممنون میشم باز هم نظراتتون رو بخونم |
|
|
|
| کاربر روبرو از پست مفید nourbakhsh سپاس کرده است . | فلفل نمك (01-02-2010) |
![]() |
| کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای تاپيك | |
| نحوه نمایش | |
|
|
تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي
و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت
ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده
و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان
، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی
02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387
Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises
LC