|
||||||
|
![]() |
|
|
LinkBack | ابزارهای تاپيك | نحوه نمایش |
|
|
#1 (permalink) |
|
مدیریت کل سایت
![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]() ![]()
سپاس ها: 1,408
سپاس شده 625 در 446 پست
شهرت:: 0 ![]() |
سالمندي يك فرآيندزيست شناختي مشترك براي تمام موجودات زنده است وانسانها نيزاز زماني كه بدنيا مي آيندسالمندي را آغاز مي كنند ، گذشت عمر را نميتوان متوقف نمود ولي ميتوان با بكارگيري روشها و مراقبتهاي مناسب، از اختلالات و معلوليتهاي سالمندي پيشگيري نمود و يا آن را به تعويق انداخت تا بتوان از عمر طولاني همراه با سلامت و رفاه كه همواره هدف و آرزوي بشر بوده، بهرهمند شد. در اوايل دهه 1950 رقم شاخص اميد به زندگي در بدو تولد در جهان به طور متوسط 47 سال بود. در سال 1995 به بيش از 65 سال افزايش يافت و حتي در برخي كشورها به 80 سال رسيد. اين تغيير شگرف هم از لحاظ جمعيتشناسي و هم از نظر فرهنگي تحول عظيمي را در زندگي امروز افراد بشر به وجود آورده است مطابق پيشبيني سازمان بهداشت جهاني، در سال 2020 ميلادي بيش از يك ميليارد نفر بالاي 60 سال عمر خواهند داشت. در حاليكه اين رقم در حال حاضر 580 ميليون نفر است از يك ميليارد نفر سالمند بالاي 60 سال 2020 ميلادي، 710ميليون در كشورهاي پيشرفته خواهند بود كه اين رقم هماكنون 330 ميليون نفر است. سالمندان يكي ازگروههاي آسيب پذيرجامعه بوده كه ازلحاظ اجتماعي،بهداشتي وتغذيه اي بايد مورد توجه قرارگيرند.با توجه به پيشرفتهاي علم پزشكي وكاهش مرگ ومير وافزايش اميد به زندگي و تغييراتي كه درهرم جمعيتي كشورمان بوجودآمده ،تعدادسالمندان كشور رو ند افزايشي داشته بصورتي كه از3977000نفر(6/6درصد)درسال1375به5119000نفر(3/7درصد)درسال1385رسيده كه از يك طرف تغييردرسبك زندگي، توجه بيشترخانواده هاوجامعه رابه سالمندان رامي طلبدواين امر فشار بيشتري را براعضاءخانواده واردكرده وازطرف ديگرهزينه هاي بالاي نگهداري آنهادرمراكز مراقبت سالمندان،خطر سوءرفتاروآزاررساني به آنهاراافزايش مي دهد البته خوشبختانه درکشورما 92 درصد ازسالمندان در كانونهاي خانوادگي زندگي ميكنند. سالمندآزاري عبارت است ازانجام يا عدم انجام يك عمل كه منجر به آسيب جسمي ،روان شناختي،اجتماعي ويا مالي سالمند شده ومنجر به كاهش كيفيت زندگي سالمند مي شود كه پديده سالمند آزاري پديدهاي جديد در دوران سالمندي است كه مورد بدرفتاريهاي خانواده قرار ميگيرند درجوامع امروز به يك مشكل عمده بهداشت عمومي تبديل شده وميزان بروز آن رو به افزايش بوده و نيازمند شناخت دلائل وبرنامه ريزي در خصوص پيشگيري وكاهش آن مي باشد. اكثر انديشمندان و صاحبنظران علوم اجتماعي زنان و كودكان را قربانيان اصلي خشونت در خانواده تلقي كرده و از سالمندان كمتر ياد مي کنند اگرچه وجود همسرآزاري و كودك درمقایسه با سالمندآزاری از فراواني بيشتري برخوردار است، اما اين امر دليل بر نفي سالمند آزاري نيست. . می توان گفت در اين مورد نيز همانند ساير مسائل سالمندي از توجه به آن غفلت ورزيده شده و در مواردي خصوصاً در كشورهاي در حال توسعه كه در معرض تغييرات و تحولات فراواني هستند به بوته فراموشي سپرده شده است. در دهه 80 ميلادي، محققان با پديدهاي جديد يعني اعمال خشونت نسبت به سالمنداني كه با خانواده زندگي ميكردند روبرو شدند و معلوم شد كه درصدي از افراد سالمند در خانواده مورد بدرفتاريهاي جسماني، رواني يا بيتوجهي قرار دارند. در حال حاضر نيز انجمن پزشكي امريكا تخمين ميزند كه در ايالات متحده از بين افراد مسن 8/1 ميليون نفر مورد بدرفتاري قرار ميگيرند. با اين وجود و پس از گذشت 20 سال از مبحث خشونت و مشخص شدن صورتهاي گوناگون آن، هنوز اين پديده كاملاً شناخته نشده است. با آنكه خشونتهاي فيزيكي در مورد كودكان بيشتر از ساير زمينهها مورد بررسي قرار گرفته و اطلاعات در اين زمينه كاملتر است اما با توجه به روال تاريخي بررسيها، بايد گفت كه بررسيهاي خشونت نسبت به كهنسالان هنوز قدمهاي اوليه خود را برميدارد. امروزه محققان علاوه بر خشونت جسماني (تنبيه بدني) به انواع ديگر خشونت نيز اشاره كرده و از خشونت رواني (تحقير، دشنام، از ميان بردن اعتماد به نفس، سرزنش) خشونت اقتصادي (در مضيقه مالي دائم قرار دادن قرباني) خشونت اجتماعي (انزواي اجتماعي و ممانعت از برقراري روابط اجتماعي) و خشونت جنسي نام ميبرند . اگرچه امكان دارد سالمندان به نوعي قرباني همه خشونتهاي فوق شوند اما به نظر ميرسد بيشترين مقدمهاي كه در مورد سالمندان عموميت دارد خشونت رواني است. خشونت رواني شامل: بياحترامي لفظي مداوم، اذيت و آزار، تهديد، محروميت فيزيكي، مالي و منابع شخصي ميباشد. تهديدهاي متداول مانند دوست نداشتن سالمند، مورد پسند نبودن، دشنام دادن، تمسخر و استهزاء سالمندان در جمع، ممنوعيت برقراري ارتباط با ديگران، بيتوجهي نسبت به نيازهاي جسماني، اجتماعي و رواني سالمند، همه خشونت رواني است كه سلامت رواني سالمند را به مخاطره مي اندازد و موجب بروز احساساتي همچون: بيميلي به زندگي، سرزنش خود، نداشتن اعتماد به نفس و نگرش مثبت، احساس يأس و نااميدي و درماندگي، ترس از مردم، اضطراب، احساس گناه، احساس حقارت ، احساس عدم شايستگي و خودارزشمندي و نهايتاً كنارهگيري سالمند ميشود. در مواردي نيز كه خشونت بين اعضاي ديگر خانواده رخ ميدهد، احساس فضاي رعب و وحشت را در خانه حاكم كرده و شاهد بودن همين خشونت در خانه توسط سالمندان و كودكان ميتواند خود تجربهاي از خشونت در خانه تلقي شود. متاسفانه بعضي از سالمندان براي رهايي از خشونت خودكشي را به عنوان آخرين راه دانسته و اقدام به خودكشي مينمايند. از طرف ديگر چون تن و روان آدمي وابسته به هم بوده و سلامت يكي در گرو سلامت و شادابي ديگر است، لذا در بيشتر موارد نيز اين ناراحتيهاي رواني منجر به بروز بيماريهاي جسماني در سالمندان شده و سلامت آنان را به مخاطره مياندازد. در سال 1996 دوستهاي عضو در چهل و نهمين اجلاس جهاني بهداشت، موافقت كردند كه خشونت يك اولويت بهداشت عمومي است و همگان را براي طرح عملياتي علمي جهت پيشگيري و مبارزه با آن فرا خواندند. در بخشي از بيانيه مدير كل سازمان جهاني بهداشت در خصوص خشونت چنين عنوان شده است: مدت زمان طولاني است كه خشونت در مورد غفلت همگاني بوده و پاسخ اجتماعي به آن بيش از آنكه به پيشگيري بيانجامد، پاسخي واكنش بوده است. زمان آن رسيده كه براي دستيابي به سلامت عمومي، تلاشي در جهت پيشگيري و درمان خشونت و عواقب آن به عمل آيد. در واقع سلامت عمومي با درگيري تمام افراد در مواجهه با اين مشكل اعتبار يافته و همچنان كه نيازمند مشاركت قوي دولت، اجتماعات محلي، دستگاههاي قضايي و سازمانهاي غيردولتي است، نيازمند مشاركت اشخاص مسئول و تحقيق در بهداشت عمومي، آموزش و پرورش و علوم اجتماعي ميباشد. در حقيقت براي رفع خشونت در جوامع ما همكاري تمام افراد از هر جنس اعم از پير و جوان مورد نياز ميباشد. سوءرفتار با سالمندان توسط افراد خانواده ويا افرادي كه مسئوليت نگهداري از سالمندرابعهده داشته انجام مي گيرد وبه انواع مختلف تقسيم بندي شده كه شامل آزارفيزيكي يا جسمي با6/14درصد،غفلت با55درصد،آزارروانشناختي يااحساسي با7/7درصد،آزارجنسي با3/.درصد،آزارمالي واستفاده ازوسائل با3/12درصدوانكارحريم خصوصي وانكارمشاركت درتصميم گيري كه7/6درصدازآزارهابه سالمندان رابه خود اختصاص مي دهند كه بيشترين آزاربه سالمندان از نوع غفلت وآزارجسماني مي باشند. بر اساس مطالعات متعدد 5تا15 درصدازسالمندان تعدادي ازانواع سوءرفتارهاراتجربه كرده اند كه 84درصداين موارد مخفي بوده يا گزارش نمي شوند. دلائل سوءرفتار با سالمندان بستگي به خصوصيات افرادسالمندوخصوصيات مراقبت كنندگان دارد كه دراين بين سوءرفتارتوسط فرد مراقبت كننده مي تواندازنظرآسيب شناسي رواني ياخشونت فرانسلي يافاكتورهاي اساسي ديگرشبيه استرس،جهل،عجز،نااميدي وناتواني براي فراهم سازي مراقبت كافي مورد بررسي قرارگيرند . نقايص شناختي وبطورمشترك زندگي كردن باسايرافراد ،فاكتورهاي خطري هستند كه بيشترين احتمال براي آسيب پذيري افراد سالمند به سوءرفتار راايجاد مي كند،همچنين محيط زندگي،ارتباط مالي وبي پولي،بيماري سالمند،ترس،غفلت ازسلامتي،موردقبول نبودن به عنوان يك بيماروابسته،صدمات وشكستگي ها ودلائل فرهنگي واسترس مراقبت كننده مي تواند زمينه سوءرفتارراازسوي ديگران فراهم نمايد نتيجه گيري: در كشور ما اميد به زندگي در حال افزايش است، كشور ما هماكنون داراي سهم بالايي از نسل جوان است، اين امر در آينده نسبت بازنشستگان و كهنسالان را در جامعه زياد ميكند اگر نسل حاضر در راستاي توسعه همزمان اجتماعي و اقتصادي فعال نشود، وضع سالمندي مصيبتبارتر خواهد شد. بخش عمده اي از اين توسعه، از طريق تقويت و تمركز، كارآمدي و فراگيري نظام تأمين اجتماعي كشور و نجات اين نهاد ارزشمند از سقوط ورشكستگي ميسر ميشود. افزايش تعدادسالمندان ازيك سووتغيير درفرهنگ ها ،عادات وشيوه زندگي از سوي ديگر موجب افزايش سوءرفتار وسالمندآزاري شده كه نياز به شناخت بيشتر دلائل سوءرفتارها وبرنامه ريزي دقيق وصحيح درجهت كاهش آنها رانشان داده و ضرورت مداخله مجلس، دولت وخانواده هارا نشان ميدهد.دراين خصوص مجلس باتصويب قوانين حمايتي درابعاد مختلف اجتماعي ومالي ودولت بابرنامه ريزي واجراي قوانين حمايتي همچون ايجاد محيط هاي امن نگهداري از سالمندان مانند مراكز شبانه روزي نگهداري سالمندكه از استانداردهاي لازم برخوردارباشند وتربيت رشته هاي تخصصي سالمندان درزمينه هاي اجتماعي ،فرهنگي وپزشكي مانندمتخصص طب سالمندان وپرستاري سالمندان ومتخصص بهداشت رواني سالمندان وآموزشهاي مختلف به خانواده ها وافراد سالمند از جمله آموزش نحوه ارتباط ونگهداري سالمند درخانواده ها،واگاه نمودن سالمندان ازفاكتورهاي خطر وفاكتورهاي مداخله گروخانواد ه ها با پايبند بودن به فرهنگ احترام به سالمند ورعايت دستورات وتوصيه هاي دين اسلام دراين خصوص مي تواننداز سوءرفتار وآزار سالمندان پيشگيري نمايند. آنچه مسلم به نظر ميرسد اين است كه سالمند آزاري در كنار كودك و همسرآزاري در خانوادها وجود دارد. بنابراين لازم است ضمن توجه ويژه به اين حوزه تمهيدات لازم در جهت كاهش، درمان و پيشگيري از سالمند آزاري فراهم گردد. پيشنهادات ذيل در اين خصوص ارايه ميشود. 1-تهيه و تدوين قوانين و مقررات حمايت از سالمند 2-تشكيل انجمن حمايت از سالمندان با مشاركت خود آنان 3-تشكيل كميته حذف خشونت عليه سالمندان 4- خارجسازي حمايت از سالمندان از مرحله ترحم و تغيير نگرش افراد جامعه نسبت به اين گروه خاص 5-آموزش خانوادههاي داراي سالمند در مورد رعايت نكات ايمني 6- پر نمودن زندگي روزانه سالمندان با فعاليتهاي مفيد در جهت ارتقاء عزت و اعتماد به نفس آنان 7-توجه به بهداشت رواني و جسماني سالمندان 8-انجام بررسيهاي علمي در مورد ابعاد و گستردگي سالمند آزاري به منظور حساسسازي، آگاهي و اقدامات لازم در سطح جامعه و در نهايت اينكه بايد عوامل حمايت كننده از افراد بويژه سالمندان در برابر هرگونه خشونت گسترش يافته و در برنامهريزي جهت كاهش انواع گوناگون خشونت و عواقب آن مورد استفاده قرار گيرد.لذا اگراز امروز برنامه ريزي صحيح جهت مراقبت وتامين سلامت جسمي، رواني واجتماعي سالمند پيش بيني واجرا نگردد جامعه آتي با مشكلات زيادي درخصوص سالمندان روبرو خواهد شدكه افزايش سوءرفتار وسالمندآزاري يكي از اين مشكلات ومشكل اساسي خواهد بود. فرامش نكنيم كه ما سالمند آينده نزديك خواهيم بود . محمدباقررضاعلی-کارشناس بهداشت
|
|
|
|
![]() |
| کاربران در حال دیدن تاپيك: 1 نفر (0 عضو و 1 مهمان) | |
| ابزارهای تاپيك | |
| نحوه نمایش | |
|
|
تمام حقوق اين فروم و كليه سايت هاي ناجي متعلق به گروه پزشكي
و مركز آمبولانس ناجي ميباشد.
استفاده از مطالب با ذكر منبع مجاز است.مطالب اين فروم فقط جهت
ارتقاء اطلاعات پزشكي كاربران درج گرديده
و به هيچ وجه جايگزين درمانهاي مستقيم و ارتباط با پزشكان نمي باشد
تهران ، بزرگراه رسالت ، ضلع جنوب شرقی پل سیدخندان
، نرسیده به خیابان دبستان ، پلاک 1354 ، ساختمان ناجی
02188464000
تاریخ تاسیس انجمن : 20/8/1387
Powered by vBulletin Version 3.8.2
Copyright ©2000 - 2012, Jelsoft Enterprises
LC